دی ۱۹

حفظ محيط زيست از اولويت­هاي زندگي بشر است و تكنولوژي در آينده موفق خواهد بود كه از آلودگي كمتري برخوردار باشد. در ذيل به چند خبر در مورد فعاليت شركت­هاي خودروساز براي دستيابي به كامپوزيت­هاي سازگار با محيط زيست اشاره شده است

خبر۱:

(مأخذ: مجلة كامپوزيت, شمارة ۱)

شركت تي­آر به عنوان يكي از توليدكنندگان قطعات داخلي خودرو واقع در ساوت­فيلد ايالات ميشيگان در آمريكا به تازگي دو ماده پليمري سازگار با محيط زيست را به بازار عرضه كرده است. بنابر عقيدة مديران شركت، اين دو مادة پليمري, مواد سبز هستند چرا كه بيش از ۷۰ درصد تركيب آنها از الياف گياهي بوده و در عين حال به راحتي قابل نگهداري و بازيافت هستند.

الياف طبيعي پليمر اكريليك در ديوارة درهاي خودرو، سيني و بدنه خودرو كاربرد دارند و همچنين به­عنوان بايندر (نوعي اتصال دهنده) به منظور افزايش استحكام و مقاومت به ضربه در محصولات گوناگون به كار برده مي­شوند.

اين شركت ادعا مي­كند كه با استفاده از اين­گونه مواد، جرمي معادل ۱۳۰۰ گرم بر مترمربع به دست مي­آيد كه كاهشي معادل ۴۰ درصد در مقايسه با صفحات تهيه شده به روش تزريقي را نشان مي­دهد. الياف طبيعي از جنس پلي پروپيلن، به

دليل خاصيت ارتجاعي ذاتي­شان داراي مقاومت به ضربه بيشتري بوده و خطرات كمتري دارند.

 

خبر۲:

(مأخذ: مجلة كامپوزيت, شمارة ۲)

توليد در كارگاه بيوكامپوزيت­هاي “كافوس” واقع در ايالت اينديانا در آمريكا طي چند ماه اخير به سرعت افزايش يافته است. اين شركت امروزه محصولات كامپوزيت با الياف طبيعي را براي شركت­هايي چون جانسون، فيندلي و مجتمع ويزدم توليد كرده و مي­فرستد تا در بسياري از خودروهاي توليد شده در سال ۲۰۰۱ به كار گرفته شوند.

محصولات توليدي توسط شركت كافوس كه الياف طبيعي گرمانرم بوده و به روش قالب­گيري فشاري شكل داده مي­شوند، هم اكنون افزون بر چندين مدل كاميون، در بدنه­هاي خودروهاي ديگري مانند ساتر (محصول شركت جنرال موتورز)، سبرينگ (محصول شركت دايملركرايسلر)، استارتوس و وايپر، مركوري و كاديلاك سويل نيز به كار مي­روند.

هر شركت بسته به كاربرد مورد نظر از الياف كنف يا تركيبي از الياف كنف و شاهدانه استفاده مي­كند. در پاسخ به درخواست­ها و نيازهاي روزافزون مشتريان، اين شركت در نظر دارد توليدات خود را گسترش دهد و در اين راستا مشغول پژوهش و بررسي الياف ديگري مانند كتان، در آزمايشگاه­هاي تحقيق و توسعه خود است.

گاه­نامة فناوري كامپوزيت­ها گزارشي از مشكلات و مسايل مالي شركت صنايع كافوس را در شمارة سپتامبر/اكتبر ۲۰۰۰ خود آورده است. با اين حال اين مسايل مربوط به توليدات بيوكامپوزيت­هاي شركت كافوس نمي­شوند.

چنين به نظر مي­رسد كه الياف طبيعي رو به سوي پيشرفت دارند. برخي از دست­اندركاران صنايع وابسته به خودرو انتظار دارند كه استفاة آنها از اين مواد در سال، بين ۲۰-۳۰ درصد افزايش داشته باشد.

 

خبر۳

: (مأخذ: مجلة كامپوزيت, شمارة ۲)

شركت دايملركرايسلر به تازگي از آغاز يك فرايند توليد و استفاده از الياف سيسل (يك نوع الياف طبيعي) در آفريقاي جنوبي خبر داده است. در آنجا از پارچة بدون بافت سيسل و كتان براي قفسه عقبي خودروهاي سواري مرسدس رده c استفاده مي­شود.

تحليل

:

با توجه به اهميت حفظ محيط زيست، اخباري از اين دست، چشم­انداز روشن­تري از آيندة كامپوزيت­ها به دست مي­دهد. زيرا با توجه به رشد جمعيت جهان و افزايش مصرف، تكنولوژي­هايي باقي خواهند ماند كه آلودگي كمتري براي محيط زيست داشته باشند.

كامپوزيت­هاي زمينه پليمري امروزه گسترش قابل ملاحظه­اي در صنايع، خصوصاً صنعت خودرو يافته­اند. اما يكي از مشكلاتي كه ممكن است آنها را تهديد كند، بحث عدم سازگاري آنها با محيط زيست است. البته پليمرهاي گرمانرم مشكل كمتري دارند، چون قابل بازيافت مي­باشند؛ ولي اين پليمرها نيز بعد از چند بار بازيافت دچار افت خواص مي­گردند.

با توجه به آنچه گفته شد، ضرورت توجه به كامپوزيت­هاي سازگار با محيط­زيست غير قابل انكار است. هر چند صنعت كامپوزيت در كشور ما هنوز جوان است و توليدكنندگان محدودي دارد، اما بايد اين امر محور توجه توليدكنندگان فعلي و كساني كه در آينده مي­خواهند وارد اين صنعت شوند قرار گيرد. زيرا روز به روز فشار بر كارخانجات آلاينده محيط زيست بيشتر مي­شود و قوانين محدود كننده و جريمه­هاي سنگين در اين صنايع وضع مي­شود. نه تنها كساني كه در زمينة كامپوزيت­ها فعاليت دارند، بايد به اين پيشرفت­ها توجه داشته باشند، توليدكنندگان كالاهاي پلاستيكي و لاستيكي نيز بايد به اين مقوله توجه نمايند. دولت نيز بايد در جهت هدايت اين صنايع به سمت مواد غيرآلاينده برنامه­ريزي نمايد. چنانچه دولت آمريكا بعد از افزايش توليدكنندگان مواد كامپوزيتي در كشورش، مالياتي بر اين شركت­ها وضع نموده است كه درآمد حاصل از آن، صرف تحقيق در مورد مواد سازگار با محيط زيست مي­گردد.

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

الياف طبيعي كه زماني روياي اصلي طرفداران محيط زيست بودند، امروزه جايگاه خود را پيدا كرده اند و به عنوان گزينه مهمي در توليد كامپوزيت ها مطرح هستند. همچنين تلاش مي شود كه الياف طبيعي را با رزين هاي طبيعي متصل كنند، نه تنها رزين طبيعي ارزشمند در شرف جايگزيني به جاي رزين هاي مصنوعي هستند، بلكه پژوهش هاي بي سابقه اي در زمينه تلفيق الياف و رزين هاي طبيعي در حال انجام است. افزون بر اينكه الياف و رزين هاي طبيعي، جايگزين مناسبي براي الياف و رزين هاي سنتزي پتروشيمي هستند و محصولاتي با قابليت توليد بهتر و كارايي بيشتر نيز ايجاد مي كنند. كاربرد  الياف طبيعي به عنوان پر كننده يا تقويت كننده در پلاستيك ها، به سرعت در حال افزايش است. بر اساس اطلاعاتي كه شركت آمريكايي كلاين در مورد كامپوزيت هاي تقويت شده با الياف طبيعي ارائه كرده است، انتظار مي رود بازار اين مواد در آمريكاي شمالي از ۱۵۰ ميليون دلار در سال ۲۰۰۰ به ۴/۱ ميليارد دلاردر سال ۲۰۰۵ افزايش يابد. اين رقم با رشد ساليانه ۵۴ درصدي برابر است. كاربري كامپوزيت هاي الياف طبيعي از سال ۱۹۹۴ آغاز شد. در اين سال كارخانه مرسدس بنز پانل هاي درب خودروي رده E خود را از كامپوزيتي برپايه كنف هندي (jute) ساخت. كارخانه هاي خودرو سازي آلماني در اين زمينه پيش گام بوده اند. به طور مثال، شركت دايملركرايسر واقع در اشتوتكارت آلمان، برنامه اي جهاني براي گسترش محصولات ساخته شده از مواد كشاورزي بومي را در كشورهاي جهان سوم دنبال مي كند.

برتري كامپوزيت هاي الياف طبيعي براي كاربرد در صنايع خودرو، عبارتند از:

۱.      كاهش ۱۰ تا ۳۰ درصدي وزن خودرو.

۲.      ضربه پذيري بهتر با احتمال شكست كمتر.

۳.      سادگي شكل دهي بدنه هاي پيچيده در خودروهاي تك سرنشين.

بر طبق منابع موجود، الياف طبيعي مورد استفاده در كمپوزيت‌ها به دو گروه الياف ليگنوسلولزي حاصل از ضايعات كشاورزي و الياف سلولزي چوبي تقسيم مي‌شوند.الياف حاصل از ضايعات كشاورزي به الياف گياهي (bast) مانند الياف جوت، شاهدانه، کنف هندی، كنف، الياف برگها(Leaf) مانند آناناس، سيسال، نخل و الياف دانه يا ميوه مانند كتان و نارگیل تقسيم مي شوند. الياف چوبي نيز به دو گروه عمده سوزني برگان و پهن برگان تقسيم مي‌شوند كه به دو صورت الياف(Fiber) وآرد(Flour) مورد استفاده قرار مي‌گيرند. ساختار چوب بنا بر منبع و محل تهيه آن بر ظاهر، مقاومت كششي، خمشي و سايشي مؤثر مي‌باشد. همچنين مقاومت دربرابر پوسيدگي آنها متفاوت مي‌باشد. نه تنها شناخت تك تك اجزاي تشكيل دهندة چوب مهم است بلكه خواص چوب به چگونگي توزيع اجزاء نيز مربوط مي‌شود . مهمترين و بيشترين تركيبات تشكيل دهندة چوب، ليگنين، سلولز و همي سلولز كه همراه با آنها تركيبات معدني و مواد استخراجي نيز وجود دارد.

ليگنين بسيار كمپلكس و بر پايه فنيل پروپان مي‌باشد.سلولز و همي‌سلولز از خانواده پلي‌ساكاريدها مي‌باشند.درجة پليمريزاسيون سلولز معمولاًبين۷۰۰۰تا ۱۰۰۰۰مي‌باشد. بخش ماكرو ملكول سلولز معمولاً حاوي گروههاي هيدروكسيل (OH)است اين گروههاي هيدروكسيل با پيوندهاي هيدروژن اتصال بين ماكروملكولها را ايجاد مي‌كنند.بنابراين همه الياف چوبي به طور طبيعي هيدروفيل هستند. دستجات الياف كريستالين هستند و درجه كريستالي بودن بستگي به منشأ مواد دارد. اين كريستالي بودن علاوه بر تأثير بر روي خواص فيزيكي، بر روي قابليت انحلال الياف نيز تأثير مي‌گذارد. سلولز و مشتقات سلولز مانند استات سلولز مثالهاي خوبي از اثر كريستالي بودن بر روي قابليت انحلال هستند.گروههاي هيدروكسيل در نواحي آمورف با آب تركيب مي‌شوند.به طور كلي خواص الياف چوب و مواد مشابهي كه در ساخت چند سازهها استفاده مي‌شوند به شرح زير هستند.

نام: آرد چوب، الياف چوب، آرد پوست، آرد ساقه غلات

فرمول شيميايي: متغير                                                گروه فعال:    OH

تركيب شيميايي: بالاي ۱۵% پروتئين

خواص فيزيكي        

دانسيته:  g/cm۳ ۳۵/۱-۴/۰    حداكثر دماي استفاده:  ۲۰۰     درصد رطوبت: ۱۲-۲%

  خواص شيميايي                

جذب آب: بيش از ۲۰%             درصد خاكستر: ۷/۰-۵/۰%           pH :  ۵

خواص نوري                         رنگ: صيقلي ، قهوه‌اي مايل به زرد

مورفولوژي         اندازه ذرات:  m µ ۱۰۰-۱۰         جذب روغن:   g/۱۰۰g  ۶۰-۵۵

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

مقدمه 
صنايع چوب از جمله صنايعي است كه از گستردگي زيادي بصورت صنف و صنعت در سطح كشور برخوردار است و داراي امكانات بالفعل و بالقوه فراواني مي باشد ، گستردگي آن از منابع طبيعي و جنگل داري شروع شده و از كارخانجات بزرگي نظير تخته خرده چوب ، تخته فيبر ، تخته لايه و روكش امتداد داشته و در نهايت به صنايع چوب و مبلمان ختم مي شود ،‌ اين طيف وسيع به همراه نياز روزافزون به محصولات آنها نشانگر اهميت بالاي اين صنعت است .

 مبلمان عمدتاً توسط واحدهاي صنفي و به تعداد بسيار كمتري توسط واحدهاي صنعتي توليد ميگردد. مهمترين تفاوتهاي اين دو بخش توليدي يكي توليد انبوه در واحدهاي صنعتي است و ديگري وجود ابعاد هنري در توليدات صنفي است طبعاً مشكلات و مسائل اين دو بخش نيز متفاوت است.

      عليرغم وجود پتانسيل هاي زيادي كه در زمينه صادرات مبلمان و مصنوعات چوبي وجود دارد در سالهاي گذشته به دليل صادرات محصولات نامرغوب و عدم رعايت استانداردهاي لازم دراين خصوص بسياري از بازارهاي مناسب از دسترس خارج شده و حتي در مواردي منجر به از بين رفتن اعتماد مصرف كنندگان مبلمان ايراني در برخي از بازارهاي جهاني شده است .

 

تاريخچه مصرف چوب

        شواهد و قرائن نشان ميدهد كه انسانهاي اوليه از زماني كه در غارها مي زيسته اند از چوب به واسطه شكل متناسب و طبيعي آن براي شكار حيوانات و غيره استفاده مي نموده اند . اشياء موجود در موزه طبيعي لندن نشان ميدهد كه بشر از حدود ده هزار سال قبل با نيزه چوبي به شكار مي پرداخته و به وسيله تنه درختان از رودها و رودخانه ها عبور مي كرده است . حدود پنج هزار سال قبل در اروپاي شمالي ، استفاده از قايق ها و سورتمه هاي چوبي متداول بوده است . در كاوش هاي باستان شناسي در كنار درياچه سوئيس و برخي نقاط ديگر كه در گذشته در آب قرار داشتند پايه هاي چوبي خانه هاي شناور مربوط به دوران پارينه سنگي ، نوسنگي و عصر آهن بدست آمده كه نشانه قدمت استفاده از چوب در ساختمان و وسايل كار است.

      مصرف چوب در ايران تاريخ مدوني نداشته ولي طبق مطالعاتي كه پژوهشگران و كاوشگران انجام داده اند مردمان بومي ايران قبل از مهاجرت آريايي ها از حدود ۴۲۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح (ع) چوب را براي خانه سازي مصرف مي نمودند. البته استفاده از چوب در تهيه وسايل كشاورزي نيز رونق داشته است در سنگ نوشته هايي كه از تخت جمشيد بدست آمده استفاده از چوب سدر در پوشش و تزئينات كاخها مشخص شده است . اهميت چوب در ايران قديم به پايه اي بوده كه احترام به درختان جنگلي از دستورات اصلي كيش زرتشت به شمار مي رفته است. استفاده از چوب براي قايق سازي و كشتي سازي نيز در دوران هخامنشي بسيار جالب توجه بوده است ، پس از گسترش دين اسلام صنايع و هنرهاي چوبي در ايران تحت تاثير رهنمودهاي ديني قرار گرفته است ، بر همين اساس آثار هنرهاي چوبي زيادي ميتوان در مساجد و اماكن مقدسه نظير درب ، منبر، كنده كاري ها و شبكه‌بندي ها يافت.

      صنايع مبلمان قديمي ترين بخش صنايع چوب جهان شمرده مي شود زيرا بشر از دير زماني بصورت نيمكت از آن استفاده مي كرده است ، در ايران اين صنعت از قدمت زيادي برخوردار نيست چون در گذشته در اغلب نقاط ايران نشستن بر روي قاليهاي زيبا و نفيس مرسوم بوده است و حتي تا اواخر دوره قاجار فقط در منازل معدودي از افراد سرشناس مبلهاي مخصوص پارچه اي به سبك دربار فرانسه وجود داشته كه اغلب از خارج واردمي شده است ولي پس از آن دوره با تغيير شيوه هاي زندگي مردم ، صنعت مبل سازي روبه ترقي گذاشته است و اكنون برخي از استادكارهاي ايراني قادر به خلق شاهكارهايي در اين زمينه مي باشند ، صنعت مبل سازي در حقيقت تلفيق هنر، علم و صنعت است بدين نحو كه با بكار بردن ماشين آلات و تجهيزات و خلاقيت و هنر محصولي ساخته مي شود كه زينت بخش منازل و دفاتر است.

 

وضعيت توليد مبلمان و مصنوعات چوبي در ايران

      بر طبق گزارش مركز آمار ايران حدود ۲۲۶ واحد توليد صنعتي مبلمان با اشتغال حدود ۱۰ هزار نفر در كشور وجود دارد . همچنين بر اساس گزارشات اتحاديه دوردگران تعداد ۴۶۷۰۰ واحد رسمي در زمينه صنايع چوب مشغول فعاليت بوده كه تعداد ۱۱۷ هزار نفر دراين كارگاهها مشغول فعاليت مي باشند . توان بالقوه بالاي اين تعداد واحد توليدي در جذب نيروي كار ، افزايش توليد و در نهايت توسعه صادرات ميتواند محرك بسيار خوبي جهت صنايع وابسته و مرتبط با آن نظير چوب بري ، نئوپان سازي ، چسب سازي ، توليد تخته فيبر ، روكش و تخته لايه ، يراق آلات سازي ،شيشه ، پارچه‌بافي و رنگ سازي باشد. به عبارت ساده تر توسعه توليد و صادرات مبلمان و مصنوعات چوبي مي تواند به عنوان موتور توسعه بخش عظيمي از صنايع كشور عمل نمايد . لازم به يادآوري است كه بخش مصنوعات چوبي آخرين مرحله كار در صنايع چوب است و پس از اين مرحله محصولات به دست مصرف كننده نهايي ميرسد به همين خاطر داراي ارزش افزوده بالايي بوده و اهميت زيادي را در بخش صادرات مي‌تواند داشته باشد . لازم بذكر است كه بر اساس مطالعات و مقالات ارائه شده در دومين اجلاس بين المللي جنگل و صنعت ، ارزش افزوده مصنوعات چوبي ۳۰% برآورد شده است و چنانچه بخش صنايع مبلمان نيز به آن اضافه شود ارزش افزوده اين مجموعه توليدات به حدود ۷۰ % خواهد رسيد كه رقمي قابل توجه است و اگر روند صادرات آن بهبود يابد تاثير بسزائي در افزايش توليد ناخالص داخلي كشور و درآمد ارزي خواهد داشت.

       اگر توليد محصولات چوبي را به دو بخش فرايند هاي سرمايه بر و كاربر تقسيم نمائيم ميتوان چنين استدلال كرد كه با توجه به وضعيت كشورهاي پيشرفته تر در زمينه ساخت محصولاتي كه نياز به تكنولوژي بالا تر و سرمايه بر دارد اين كشورها از مزيت نسبي بيشتري برخوردارند و در مقابل هر چه به سمت محصولات كاربرتر كه نياز به مهارت فردي نيروي انساني دارد پيش مي‌رويم مزيت نسبي ساير كشورها از جمله ايران افزايش‌ مي يابد كه اين مسئله در خصوص محصولات منبت كاري شده كه از ارزش افزوده بالاتري نيز برخوردارند قابل تامل تر است.

      برخي از محصولات صنايع چوب كه در توليد مبلمان و مصنوعات چوبي كاربرد داشته از قبيل تخته خرده چوب ، تخته فيبر ، MDF ، روكش چوبي و تخته لايه توسط صنايع داخلي توليد مي‌گردند ، اين صنايع در سالهاي اخير با مشكلات زيادي درخصوص تامين مواد اوليه چوبي مواجه بوده اند زيرا از يك طرف امكان واردات مواد اوليه بدليل ديدگاههاي سازمان حفظ نباتات ميسر نبوده و از طرفي ميزان برداشت چوب از جنگل ها بدلايل حفاظتي كاهش يافته است ، عليرغم اين تنگناها اين صنايع در سالهاي اخير عمدتاً از رشد توليد قابل توجهي برخوردار بوده وتوانسته بخشي از نياز صنايع مبلمان و مصنوعات چوبي را تامين نمايد . جدول ذيل ميزان توليد تخته خرده چوب ، تخته فيبر سخت و MDF  را در سالهاي اخير نشان مي دهد :

 

رديف

محصول

ميزان توليد برحسب هزار مترمكعب

سال

 ۱۳۷۹

 

سال

۱۳۸۰

سال

۱۳۸۱

سال

۱۳۸۲

سال

۱۳۸۳

۸ماهه سال۱۳۸۴

۱

تخته خرده چوب

۳۸۲

۴۵۱

۴۸۰

۵۰۰

۵۸۹

۳۷۳

۲

تخته فيبرسخت

۵/۲۳

۶/۲۳

۴/۲۲

۴/۲۲

۸/۲۲

۳/۱۴

۳

MDF *

۰

۰

۰

۰

۲۶

۵/۲۵

* توليد MDF  از سال ۱۳۸۳ در كشور آغاز شده است .


تجارت جهاني مبلمان و مصنوعات چوبي و جايگاه ايران در آن

        تنوع و پراكندگي مبلمان و مصنوعات چوبي موجب حجم بالاي مبادلات تجاري آن گرديده است . ارزش توليدات مبلمان و مصنوعات چوبي در جهان حدود ۱۸۰ ميليارد دلار در سال ۲۰۰۰ برآورد شده است كه مقدار آن روبه افزايش است. همچنين رقمي بيش از ۵/۶۵ ميليارد دلار واردات در سال ۱۹۹۸ از سوي ۷۲ كشور جهان به ثبت رسيده است ، ميزان واردات مبلمان و مصنوعات چوبي كشورهاي حوزه خليج فارس بيش از ۵۰۰ ميليون دلار و كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز بيش از ۵۰ ميليون دلار در سال اعلام شده است ، اين حجم بالاي واردات به همراه تجارت كشورهاي ديگر بيانگر بازار بسيار عظيم مبلمان و مصنوعات چوبي در جهان است و چنانچه كشوري بتواند توليدات خود را با اين بازار بزرگ پيوند بزند ، تحولي بزرگ در بخش صنعت چوب خود بوجود‌آورده و منبع عظيمي از درآمد را به دور از حساسيت هاي تجاري كالاهاي استراتژيك همچون شكر ، گندم و…. عايد خود كرده است.

       در اين زمينه لازم بذكر است كه كشور چين در سال ۲۰۰۲ حدود ۳/۵ ميليارد دلار مبلمان صادر كرده است و يا كشور مصر عليرغم فقر منابع جنگلي حدود ۳۵ ميليون دلار درسال ۲۰۰۰ صادرات مبلمان داشته است . آمريكا در همان سال حدود ۵/۹ ميليارد دلار مبلمان وارد كرده است كه از اين مقدار ۵/۲ ميليارد دلار آن از كشور چين بوده است .

      نگاهي به‌ آمارهاي صادراتي مصنوعات چوبي ايران طي چند سال گذشته نشان از فراز و نشيب‌هايي داشته و هيچگاه نتوانسته حركت صعودي پيوسته اي داشته باشد و هنوز از جايگاه برجسته اي در ميان اقلام صادرات غيرنفتي كشور برخوردار نيست . جدول ذيل ميزان صادرات مصنوعات چوبي را طي ده سال اخير نشان ميدهد :

 

نام محصول

ميزان صادرات برحسب ميليون دلار

سال

۷۴

سال

۷۵

سال

۷۶

سال

۷۷

سال

۷۸

سال

۷۹

سال

۸۰

سال

۸۱

سال

۸۲

سال

۸۳

۸ماهه سال۸۴

مصنوعات چوبي و مبلمان

۲۲

۳/۲۹

۳/۲۶

۱/۱۶

۱۰

۴/۱۰

۳۵/۹

۴۸/۹

۴/۱۰

۱۰

۳/۶

 

      جدول فوق نشان ميدهد كه ميزان صادرات مصنوعات چوبي ايران تاسال۷۶ سير صعودي داشته و پس از آن تنزل يافته است با بررسي كشورهاي مقصد اين كالاها ميتوان دريافت كه از زمان گشوده شدن بازار آسياي ميانه و قفقاز به روي كالاهاي ايراني سير صعودي صادرات مصنوعات چوبي نيز افزايش يافته است ليكن عدم توجه به مسائل استاندارد و كيفيت محصولات باعث شده كه پس از اندك زماني بازار اين كشورها نيز عكس العمل منفي نسبت به محصولات ايراني پيدا كند و اين عامل در كنار عواملي همچون رقابت منفي صادر كنندگان ايراني با يكديگ ر ، عدم ديد كافي آنها از آينده ، صدور محصولات بنجل و حضور قدرتمند رقبا يي چون تركيه ، ايتاليا و لهستان باعث كاهش حجم صادرات ايران به اين كشورها گرديده است . بيشترين صادرات مبلمان و مصنوعات چوبي ايران در سالهاي گذشته به كشورهاي آذربايجان ، ازبكستان ، ارمنستان ، قزاقستان ، تركمنستان ، افغانستان، كويت ، امارات متحده عربي ، عراق و آلمان بوده است .

      در راستاي اجراي برنامه سوم توسعه و رفع موانع وارداتي مشاهده ميگردد كه ميزان واردات مبلمان و مصنوعات چوبي در   كشور با   رشد قابل توجهي افزايش يافته است جدول ذيل ميزان واردات مصنوعات چوبي را در سالهاي اخير نشان ميدهد :

 

نام محصول

ميزان واردات بر حسب ميليون دلار

سال ۸۰

سال ۸۱

سال ۸۲

سال ۸۳

 ۶ ماهه اول سال ۸۴

مصنوعات چوبي و مبلمان

۲۳/۰

۲۳/۱

۷/۷

۱۴

۸/۸

       

       لازم بذكر است كه كشورهاي فعال در زمينه صادرات مبلمان و مصنوعات چوبي، از جمله كشور تركيه ، با توجه به وضعيت بازار ايران ، كشور ما را بطور ويژه بعنوان بازار هدف در نظر داشته و در اين رابطه متاسفانه برخي از وارد كنندگان با اظهار قيمت هاي غير واقعي و اندك در گمركات كشور عملاً حمايت تعرفه‌اي اين كالا ( با حقوق ورودي ۴۵% ) را بي اثر نموده اند. در اين خصوص لازم بذكر است كه قيمت اظهار شده در گمركات براي هر كيلو مبلمان درسال ۱۳۸۳ معادل ۱ دلار به ازاي هركيلو ( واحد ارزش گذاري اعلام شده از سوي گمرك ايران ) بوده است كه بطور مثال اگر وزن يك صندلي حدود ۵ كيلوگرم در نظر گرفته شود در آنصورت قيمت در نظر گرفته شده براي تعيين حقوق ورودي يك عدد صندلي ۵ دلار و يا حدود ۵۰۰۰۰ ريال بوده است در حاليكه با اين مبلغ امكان توليد هيچ نوع صندلي در كشور وجود نداشته و با قيمت هاي جهاني نيز انطباق ندارد . ضروري است كه گمرك ايران در محاسبه قيمت پايه واردات مبلمان تجديد نظر نمايد .

 

مشكلات توليد و صادرات مبلمان و مصنوعات چوبي

      مهمترين مشكلات توليد و صادرات مبلمان و مصنوعات چوبي بطور اختصار به قرار زير است :

۱-  تامين مواد اوليه با كيفيت : عموماً مواد اوليه داخلي از مشخصات فني استاندارد جهاني پيروي نمي كند در حالي كه يكي از عوامل در افزايش كيفيت محصول نهايي به وجود مواد اوليه مرغوب بستگي دارد كه در اين خصوص همه صنايع داخلي اهتمام لازم را مبذول نمي دارند . در خصوص مواد اوليه وارداتي در برخي اقلام همين شرايط حاكم مي باشد. لازم به ذكر است كه در جهت رفع اين مشكل حدود سه سال پيش از سوي وزارت صنايع و معادن واردات اوراق فشرده چوبي شامل نئوپان ؛ فيبر ، تخته لايه ، MDF مشمول الزامات فني واردات شده است همچنين در اواخر سال ۱۳۸۳ شوراي عالي استاندارد مصوب نمود كه توليد اوراق فشرده چوبي شامل نئوپان ، فيبر ، MDF ، تخته لايه و روكش چوبي مشمول اجراي استاندارد اجباري گردد اميد است با اجراي اين مصوبه بخشي ازاين مشكل مرتفع گردد.

۲- فرسودگي و استهلاك ماشين آلات : عدم توجه به استهلاك تجهيزات در طي زمان بهره برداري و عدم توانايي مالي باعث فرسوده شدن تجهيزات در اين صنعت شده كه به نو به خود هزينه هاي نگهداري تجهيزات را افزايش داده و به كاهش كمي و كيفي محصولات منجر ميگردد.

۳- عدم رعايت كيفيت مناسب محصولات چوبي : يكي از عوامل موفقيت هر محصول همگامي كيفيت آن با استانداردهاي متداول و مورد درخواست مشتريان است كه متاسفانه اين ويژگي در همه مصنوعات چوبي و مبلمان كشور وجود نداشته و توليد كنندگان بايستي به اين سمت حركت نمايند ، در اين راستا لازم است كه موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران بيش از گذشته در تدوين استانداردهاي مصنوعات چوبي و مبلمان اهتمام ورزيده و در اين زمينه اقدامات بيشتري را بعمل آورد.

۴- عدم آموزش كافي كارگران صنايع مصنوعات چوبي : عليرغم وجود برخي استادكاران ماهر در زمينه توليد مبلمان و مصنوعات چوبي ، بطور عمومي سطح آگاهي و آموزش كارگران شاغل در اين زمينه كافي نبوده و بعضاً مشاهده مي‌گردد كه افرادي كه به لحاظ مهارتي از توانايي كافي برخوردارند به دليل عدم شناخت كافي در خصوص ويژگيهاي چوب و روشهاي توليد ضمن ايجاد ضايعات فراوان در حين توليد محصولاتي را توليد مي نمايند كه از كيفيت لازم برخوردار نيستند و يا پس از مدت كوتاهي ارزش خود را از دست ميدهند .

 

    در خصوص مشكلات صادرات مبلمان و مصنوعات چوبي علاوه بر نكات فوق موارد اختصاصي ذيل نيز حائز اهميت‌ مي باشد:

۱- سوء استفاده از حربه قيمت پايين تر : در تمامي دنيا معمول است كه توليدكنندگان سعي در پيداكردن راههايي براي كاهش قيمت تمام شده با حفظ و حتي ارتقاء كيفيت محصولات دارند ليكن برخي از صادركنندگان ايراني به جاي صدور محصولات با كيفيت به قصد قبضه بازار و استفاده از مزيت پايين بودن قيمت محصولات ايراني در بازارهاي خارجي از محصولات بنجل با قيمت نازل به عنوان حربه نفوذ سريع در بازار و كسب سود بيشتر استفاده كردند كه عامل مهمي در بدنامي محصولات ايراني در برخي از كشورهاي خارجي و از دست دادن بازار شدند.

۲- رقابت منفي صادركنندگان ايراني : در گذشته صادركنندگان ايراني مبلمان و مصنوعات چوبي به قصد خارج كردن رقباي هم وطن خود از قيمت فروش محصولات خود كاسته و علاوه بر كاهش سود خود بازار ساير مصنوعات چوب ايران را خراب نموده اند تشكل ها و اتحاديه هاي صادراتي در صورت حمايت لازم مي توانند جهت جلوگيري از اين اقدامات مخرب نقش قابل توجهي داشته باشند. سيستم صادرات جمعي به عنوان يك از راهكارها جهت استفاده بهينه از امكانات و بالابردن ضريب اطمينان و كم كردن ريسك صادراتي و همچنين كاهش هزينه هاي صادرات ميتواند بازوي موثري در توسعه صادرات باشد

۳- ناآگاهي از بازارهاي هدف : عدم وجود سيستم كامل اطلاع رساني از بازارهاي هدف و ويژگيهاي آن يكي از علت هاي عدم موفقيت صادر كنندگان اين گروه محصولات به جهت كسب تجربه از طريق آزمون و خطا است كه عموماً وظيفه اطلاع رساني بر عهده سفارتخانه‌هاي ايران در بازارهاي مورد نظر و همچينين متوليان امور صادرات است.

۴- حضور قدرتمند رقبا : در بازار رقابتي مصنوعات چوبي هيچ محصولي بدون رعايت قوانين تجارت جهاني و حفظ كيفيت و قيمت مناسب و همچنين تبليغات صحيح قادر به ورود به عرصه رقابت نخواهد بود در زمينه مصنوعات چوبي رقباي قدرتمندي در بازارهاي جهاني وجود دارند كه رقابت با آنها مستلزم برنامه ريزي صحيح و بهبود كيفي محصولات است.


نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

چکيده
در اين تحقيق مطالعاتی حول محور ارزيابی فنی اقتصادی روی بحث تبديل ضايعات و پسماندهای ۱۷ محصول عمده کشاورزی در ايران شامل: ۱- گندم و جو ۲- شلتوک ۳- دانه های روغنی ۴- گوجه فرنگی ۵- ضايعات سيب زمينی ۶- چغندر قند ۷- پنبه ۸- نيشکر ۹- مرکبات ۱۰- سيب ۱۱- انگور ۱۲- خرما ۱۳- پسته ۱۴- بادام ۱۵- گردو ۱۶- چای ۱۷- زيتون صورت گرفته است.
مقدمه
سالانه ميليون ها دلار ارز جهت واردات موادي شامل:
- خوراك دام و طيور، انواع پروتئين هاي مصرفي انسان، دام و طيور و مواد مكمل آن
- انواع اسيد هاي آمينه و آلي مثل ليزين، آلانين، سيتريك، لاكتيك، گلوتاميك و …..
- انواع مواد شيميايي مثل الكل ها، فورفورال، پكتين، استن و ….
- انواع اسانس ها براي مصارف صنايع غذايي و بهداشتي
- انواع كاغذ و خمير آن
از كشور خارج مي شود و اين روند هر سا له سير صعودي به خود مي گيرد، اين در حاليست كه حجم دور ريز ضايعات كشاورزي در مزارع كشور قابل تأمل ميباشد. اين مسئله زماني اهميت خود را نشان ميدهدكه بدانيم ضايعات و پسماندهاي مزارع در ديگر كشورها منبع اصلي تأمين مواد مذكور براي صادرات به ايران وكشورهاي مشابه مي باشند. در تمامي فرايند هاي كشاورزي و صنايع مربوطه علاوه بر توليد محصولات اصلي، محصولات جانبي نيز توليد مي شود كه حجم وسيعي را شامل مي گردد و به علت اين كه محدودة وسيعي براي به كارگيري اين محصولات وجود دارد، بسياري از كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه، ارزش بالاتري را براي آنها در نظرمي گيرند، بگونه ايكه در بعضي موارد از محصول اصلي نيز بسيار با ارزش تر مي باشد. از طرفي براساس آمارهاي موجود در ايران تقريباً نيمي از محصولات كشاورزي بدون اينكه به مصرف برسد در مراحل مختلف از بين مي روند و صنايع تبديلي موجود در ايران به آن حد از رشد نرسيده كه بتواند از تمامي اجزاء يك محصول كشاورزي بهره مناسب و كامل را ببرد. همانطور كه ذكر شد، كليه اقلام وارداتي مذكور و صدها ماده پر ارزش ديگر در حال حاضر در سراسر دنيا از ضايعات و محصولات جانبي كشاورزي و طي يك برنامه منسجم در صنايع تبديلي توليد مي شوند و با توجه به آمار و ارقام مربوط به حجم مواد مذكور در ايران در صورت داشتن برنامه اي مدون و ساز و كار مناسب در جهت برنامه ريزي، كسب تكنولوژي هاي نداشته و ساماندهي داشته ها مي توان از اين مواد كه در اكثر مواقع نيز مسايل زيست محيطي حادي را هم بدنبال دارد در جهت استفاده بهينه و تبديل آنها به مواد با ارزش گامي در جهت شكوفايي اقتصاد كشاورز و كشاورزي برداشت. گزارشات منتشر شده جهاني نشان مي دهد كه كار بر روي اين زمينه يعني دست يابي به فرايندهايي مقرون به صرفه و قابل انجام جهت بازيافت و فرآوري محصولات جانبي و ضايعات در سالهاي اخير رشد فراواني داشته است و بي شك در اين رابطه علم بيو تكنولوژي نقشي اساسي داشته است. ۱-۴ در اين تحقيق، با بررسي جامع بر روي كليه محصولات كشاورزي كه در داخل كشور توليد مي‌گردد، مهمترين اقلامي را كه مي توان برروي ضايعات آنها سرمايه گذاري نمود انتخاب و مطالعه شده است. اقلام مورد مطالعه شامل. ضايعات كشاورزي و صنعتي، گندم، شلتوك، دانه هاي روغني، گوجه فرنگي، سيب زميني، چغندر قند، پنبه، نيشكر، مركبات، سيب، انگور، خرما، پسته، بادام، گردو، چاي و زيتون مي گردد که به جهت محدوديت صفحات به تشريح اطلاعات بدست آمده در مورد تعدادي از موارد مذکور پرداخته ميشود.

۱- گندم۵-۸
گندم گذشته از جنبه تجارتي مهم آن در دنيا، سلاحي كارآمد در مناسبات سياسي و جهاني است كه روز به روز بر اهميت كاربردي آن افزوده مي شود. با اينكه جمعيت ايران در حدود ۱% جمعيت جهان است ولي در حدود ۵/۲% گندم جهان را مصرف مي كند كه اندازه اي خارج از تعادل سطوح استاندارد بين المللي است و تا حدود زيادي خبر از ضايعات بالا و مصرف آن بوسيله دام و طيور مي دهد. گندم همانند انرژي، كالايي راهبردي شناخته مي شود و از شاخص هاي مهم كشاورزي محسوب مي‌گردد. در حال حاضر سهم بزرگي از پتانسيل كشاورزي كشور به توليد گندم اختصاص دارد يعني رقمي در حدود ۱/۵ ميليون هكتار (مركز آمار ايران ۷۹) كه با احتساب ۲۵% ضايعات تقريبي گندم در كشور در واقع حدود ۳/۱ ميليون هكتار از اراضي مستعد كشور، با صرف كليه نهاده هاي زراعي، ضايع مي شود و اين با هدفهاي كشاورزي در رسيدن به خود كفايي در تضاد است. بطور كلي ضايعات گندم را مي توان به بخش هاي زير تقسيم نمود:
۱- ضايعات كاشت
ضايعات در اين مرحله ، مقدار اضافه مصرف بذر است كه معمولاً حدود ۲۰% برآورد مي شود و عمدتاً ناشي از خلاء تكنيكي و استفاده از شيوه هاي منسوخ كاشت مي باشد كه برابر ۳/۱ % كل گندم مصرفي كشور و يا ۲%‌ كل گندم توليدي كشور است.
۲- ضايعات پيش از برداشت
شامل ضايعات تأخير برداشت است كه بصورت ريزش يا سبز شدن روي خوشه در نواحي باران خيز حاصل مي شود. در يك طرح تحقيقاتي تلفات قبل از برداشت معادل ۹/۵۴ كيلوگرم در هكتار اندازه گيري شده است.
۳- ضايعات برداشت
ضايعات در مرحله برداشت با كمباين شامل تلفات سكوي برش (%۲- ۵/۰)، تلفات واحدهاي كوبنده (%۱-۵/۰)، جداكننده (%۴/۰-۲/۰)، تميز كننده (%۲/۰-۰۴/۰) ‌و ساير عوامل است.
۴- ضايعات پس از برداشت
اين ضايعات را مي توان به ۴ دسته ضايعات حمل و نقل و ريخت و پاش (%۵/۵)، ضايعات بوجاري (%۲/۰)، ضايعات انبارداري (۴%) و ضايعات تبديل (%۵) طبقه بندي نمود.
از طرفی محصول جانبي گندم کاه می باشد. قرنهاست از كاه بعنوان ماده اوليه ساخت كاغذ (مخصوصاً در چين) استفاده مي شود. هم اكنون درمناطقي نظير اروپاي شرقي، آمريكاي جنوبي، خاورميانه و آسيا کاه بعنوان ماده اوليه مهم در صنعت خمير كاغذ مي باشد. دليل اصلي تداوم كاربرد كاه در ساخت كاغذ سهولت دستيابي به آن به عنوان پسماند توليد مواد غذايي است. اما مشكل هزينه هاي كارگري جهت جمع آوري، ذخيره سازي و جابجايي، كاربرد اين ماده را بيشتر به كشورهايي كه داراي نيروي انساني ارزان هستند و فرايندهايي كه كارخانجات مقياس كوچك نياز دارند محدود كرده است. موارد استفاده ديگر كاه عبارتند از:
۱- تغذيه دام، ۲- منبع سوخت و توليد انرژي در كشورهاي غربي، ۳- بستر دامها، ۴- توليد پروتئين، ۵- توليد كودهاي آلي، ۶- افزايش حاصلخيزي خاك
۲- دانه هاي روغني۹-۱۰
استخراج روغن از ۵ دانه روغني مهم كه عبارتند از بذر سويا، پنبه دانه، آفتابگردان، بادام زميني و شلغم روغني به روشهاي مختلف شامل: استفاده از حلال و استفاده از فشار و گاهی استفاده از دو روش فوق بصورت توأم، صورت مي گيرد. محصول جانبي فرايند هاي روغن كشي كنجاله نام دارد كه داراي مقدار نسبتاً زيادي پروتئين بوده و چنانچه كه خوب تهيه شده باشد اسيدهاي آمينه متشكل آن از لحاظ ميزان و قابليت جذب در حد مطلوبي است و به همين جهت در جيره غذايي دام و طيور براي تامين قسمت قابل توجهي از پروتئين و بعضي از اسيدهاي آمينه ضروري استفاده مي گردد.
۳- نيشكر (محصولات جانبي صنعت توليد شكر از نيشكر)۱۱-۱۲
مقدار توليد نيشكر در سال ۱۳۷۶ ، ۲۰۵۹ هزار تن بوده است از آنجا كه از هر ۱۰۰ تن نيشكر ۲۵ تن سرني، ۳۵ تن با گاس تر، ۱۰ تن شكر، ۴ تن ملاس بدست مي آيد لذا مقدار باگاس و ملاس توليد شده در اين سال به ترتيب ۷۲۰ و ۸۲ هزار تن مي باشد. از باگاس نيشكر به عنوان سوخت در توليد برق، زغال چوب و متان و همچنين در صنايع سلولزي در توليد كاغذ، فيبر، مقوا و نئوپان استفاده مي شود. از طرف ديگر باگاس به عنوان يك ماده ليگنو سلولزي در توليد فورفورال، آلفا سلولز، اگزيليكول، انواع پلاستيك ها و خوراك دام استفاده مي شود. يكي ديگر از محصولات جانبي توليد شكر از نيشكر، ملاس است. ملاس شربت قندي حاصل از استحصال كريستالهاي شكر است كه به وسيله سانتريفوژ كردن بدست مي آيد. اين مايع حاوي مقدار زيادي قند مي باشد كه در شرايط متعارف قابل استخراج و كريستاليزاسيون نمي باشد. از ملاس نيشكر در صنايع تخميري در توليد موادي مانند اسيد استيك، سركه، استن، بوتانل، اسيد سيتريك، اسيد لاكتيك، گلسيرول. خمير مايه، آنتي بيوتيك ها، ليزين، گلوتاميك اسيد مي توان توليد كرد. همچنين از ملاس در توليد الكل، خوراك دام، كود، دكستران و صمغ استفاده مي شود. از گل صافي كه در تصفيه شكر بدست مي آيد مي توان موادي مانند چربي ها و موم استخراج كرد و يا از آن براي توليد كود و خوراك دام استفاده مي شود.
۴- مركبات۱۳-۱۴
كشور ايران با برداشت سالانه ۳ ميليون و ۵۱ هزارتن مركبات از ۲۰۰ هزار و ۱۰۵ هكتار باغهاي بارور، هفتمين توليد كننده مركبات در جهان و با توليد ۰۰۰/۶۴۰ تن ليموترش اولين توليد كننده در آسيا و چهارمين در جهان است. ضايعات در كشور ما شامل ضايعات برداشت، حمل و نقل، نگهداري و تبديل آنهاست. جدول زير ميزان ضايعات تبديل حدود ۰۰۰/۹۰۰ تن مركبات را نشان مي دهد. تفاله باقيمانده از فرايند آبگيري مركبات در حدود ۵۰% وزن ميوه را شامل مي شود. اين تفاله ماده اوليه اي براي توليد محصولاتي مانند پكتين، غذاي دام، پوست شيرين شده، روغن پرس سرد، ملاس، ليمونن، مارمالاد و ژله پوست مركبات، محصولات حاصله از هسته مركبات، فلاونوييدها و … است.
قندها بصورت كربوهيدارتهاي محلول در تمام قسمت هاي ميوه مركبات به استثناي آب ميوه هاي اسيدي مانند آب ليمو وجود دارند و نزديك به ۴۰% وزن خشك پوست ميوه هاي پرتقال و گريپ فروت را تشكيل مي دهند كه در اين ميان گلوكز، فروكتوز و ساكاروز از قندهاي اصلي هستند. مواد غير قابل حل در الكل در پوست مركبات شامل ۵۰-۳۰% مواد پكتيني، ۴۰-۲۰% سلولز، ۲۰-۱۰% همي سلولز مي باشد. تفاوتهاي زيادي بين تركيبات شيميايي تفاله مركبات مناطق مختلف وجود دارد. در ذيل به تعدادي از فرآورده هاي حاصله از محصولات جانبي فرآيند مركبات اشاره ميشود:
۱- پالپ خشك شده و ملاس مركبات، ۲- پكتين: منبع اصلي توليد پكتين پوست مركبات مي باشد. پكتين به عنوان عامل ژله اي در تهيه مرباجات و برخي شيريني ها كاربرد داشته و حدوداً ۳% پوست مركبات را شامل مي شود، ۳- قرص هاي مركبات: قرص هاي مركبات توليد شده از پوست مركبات بصورت مكمل غذايي دارويي به غذاي دامهاي شيري و گوشتي اضافه مي شود، ۴- مواد حاصل از تخمير ضايعات مركبات: فرايندهاي تخميري براي افزايش ارزش اقتصادي محصولات جانبي و تبديل ضايعات به فراورده هاي مفيد نقش مهمي دارند. محصولات تخميري مختلفي از جمل اتانول، متان، پروتئين تك ياخته (scp) اسيدهاي آمينه، اسيد پيرويك، ۲ و ۳- بوتيلن گليكول و پكتين ميكروبي را مي توان از ضايعات مركبات توليد نمود.
۵- انگور۱۲
تفاله انگور يك پسماند ليگنوسلولزي و باقيماندة فرآيند آب گيري از ميوه انگور است. تفاله انگور حدود بيست درصد وزن مرطوب ميوه اوليه را تشكيل ميدهد. به طور معمول اين پسماند در زمين مدفون مي‌شود. اما اين روش علاوه بر هزينه بر بودن باعث مشكلات زيست محيطي نيز مي شود. از طرفي به دليل ميزان پروتئين و هضم پذيري پايين، كاربرد مستقيم تفاله به عنوان خوراك دام چندان مناسب نيست. بنابراين در سالهاي اخير توجه محققين به بازيافت محصولات مفيد از تفاله انگور و بهبود كيفيت آن براي خوراك دام جلب شده است. ميزان توليد انگور در كشور در سال ۱۳۷۶، ۲۱۵۰ هزار تن بوده است و مقدار قابل توجهي از آن جهت توليد آب انگور در كارخانجات صنايع تبديلي مورد استفاده قرار گرفته است. تركيب شيميايي تفاله انگور به طور قابل توجهي نسبت به نوع انگور و نوع فرآيند آبگيري (پرس داغ يا سرد) متغير است. اما به طور كلي تفالة انگور حاوي مقادير نسبتا زيادي قند (عمدتاً، گلوكز، فروكتوز و ساكارز)، تارتارات، آنتوسيانين و فيبر خام است كه مي توان آنها را بازيابي و مورد استفاده قرار داد. از تفاله انگور مي توان با تخمير حالت جامد يا غوطه ور اتانول توليد كرد. تفاله انگور از نظر ميزان تاتارات خيلي غني است. پس از تخمير الكلي تفاله، تارتارات موجود در پسماند را مي توان با آب داغ استخراج كرد. تفالة انگور منبع خوبي از آنتوسيانين ها است. آنتوسيانين ها رنگدانه هاي طبيعي موجود در ميوه ها و سبزيجات هستند. اين رنگدانه ها در محدودةpH بين ۳-۱ رنگ قرمز از خود نشان داده و مي توانند در بعضي مواد غذايي با اسيديتة بالا مورد استفاده قرار گيرند. فيبر خام موجود در تفالة‌ انگور را به دو صورت مي توان مورد استفاده قرار داد. صورت اول هضم بي هوازي آن براي توليد متان است و صورت غني سازي آن از نظر ميزان پروتئين و استفاده از آن به عنوان خوراك دام است. از طرف ديگر هسته انگور منبع با ارزشي براي تهيه روغن جهت مصارف خوراكي و صنعتي است. حدود ۲۶-۲۳ درصد از تفاله انگور را هسته هاي آن تشكيل مي دهد. تركيب اسيدهاي چرب استخراج شده از آن شامل اسيد ميريستيك، پالمتيك، استئاريك، اولئيك و لينولئيك است بالاترين مقدار آن اسيد لينولئيك است. ميزان كل اسيدهاي چرب اشباع شده و غير اشباعي هسته انگور به ترتيب ۱۳-۱۲ و ۸۷-۸۶ درصد مي باشد. بطور كلي محصولات بازيابي مفيد از تفاله انگور در شكل زير بصورت خلاصه نشان داده شده است.
۶- خرما۳،۴،۱۲
خرما از محصولات عمده كشارزي ايران است و حدود ۶۰ درصد وزن خشك آنرا قند تشكيل مي دهد. مناطق عمده كشت خرما در ايران استانهاي خوزستان، هرمزگان، بوشهر، سيستان بلوچستان، فارس، كرمان مي باشد. ميزان توليد خرما در كشور در سال ۱۳۷۶، ۸۷۷ هزار تن بوده است. بدليل نامرغوب بودن حدود ۳۰ درصد خرماي توليد شده در كشور مستقيماً جذب بازار مصرف نمي شود و مي بايست در واحدهاي صنايع تبديلي و فرآوري تبديل به فرآورده هاي با ارزش شود. اين فرآورده ها به دو بخش تخميري و غير تخميري تقسيم بندي مي شود. از آنجاكه خرما حاوي درصد زيادي قند است لذا به عنوان منبع كربني در فرايندهاي تخميري استفاده مي شود. مهمترين فرآورده هاي تخميري خرما عبارتند از:
۱- اتانول: تخمير الكلي مواد قندي يك فرايند بيوشيميايي است كه توسط مخمر ساكاروسيس سروزيه انجام مي‌گيرد. براي توليد اتانول از خرما ابتدا لازم است كه عصاره گيري از آن صورت گيرد، تا قند از خرما استخراج گردد. ميزان قند استحصال شده در فرايند عصاره گيري به پارامترهاي متعددي مانند پيوسته يا مداوم بودن سيستم، يك يا دو مرحله اي بودن، زمان، دما و غيره بستگي دارد.
۲- سركه: فرايند توليد سركه از خرما شامل دو مرحله تخمير بي هوازي توليد مايع تخميري الكلي سپس تخمير هوازي مايع تخميري الكلي به سركه است. فرايند بي هوازي تبديل عصاره استحصال شده از خرما به مايع تخميري الكلي مشابه فرايند اتانول است. مايع تخميري الكلي توسط باكتري هاي گونه استو باكتر به اسيد استيك تبديل مي شود. مايع خروجي حاوي ۶-۴ درصد اسيد استيك است. محلول فوق را پس از پاستوريزه كردن به عنوان سركه به بازار عرضه مي شود.
۳- اسيد سيتريك: اسيد سيتريك از پرمصرف ترين اسيدهاي آلي در صنايع غذايي، دارويي و بهداشتي است كه در فرآيند تخمير توسط ميكروارگانيسم آسپرژيلوس نيجر از مواد قندي توليد مي شود. خرما به دليل داشتن درصد زيادي قندهاي منوساكاريد منبع كربني مناسبي براي فرآيندهاي تخميري است. اسيد سيتريك دركشت غوطه ور و سطحي توليد مي شود. در كشت غوطه ور فرآيند تخمير در فرمانتورهاي بزرگ همراه با حجم زيادي مايع تخميري انجام مي گيرد. در كشت سطحي ميكرو ارگانيسم ها بر روي مواد جامد فاقد آب آزاد رشد مي كنند. در فرآيند توليد اسيد سيتريك از خرما ابتدا عصاره گيري از خرما انجام مي گيرد، سپس فرآيندهاي تخليص و جداسازي يونهاي فلزي و تخمير انجام گرفته، در پايان مايع تخميري وارد بخش پايين دستي شده و در نهايت اسيد سيتريك توليد مي شود. توليد اين ماده از خرما در فاز آزمايشگاهي انجام گرفته است و در جهان هيچگونه نتايج تجربي در زمينه توليد در مقياس پايلوت و صنعتي وجود ندارد. لذا جهت صنعتي شدن فرآيند فوق مي بايست توليد در مقياس نيمه صنعتي انجام گيرد و در صورت موفقيت آميز بودن طراحي و توليد در واحد صنعتي انجام گيرد.
۴- توليد پروتئين تك يافته (SCP): پروتئين تك ياخته سلولهاي خشك شده ميكروارگانيسم هاي مانند باكتريها، مخمرها، كپك ها، جلبك ها و قارچ هاي عالي است كه در مقياس وسيع كشت داده شده و به عنوان منبع پروتئين مورد مصرف انسان يا حيوان قرار مي گيرند. پروتئين تك ياخته بدليل ميزان تكثير بالا، ميزان محتوي پروتئين بالا، توانايي استفاده از منابع كربني ارزان قيمت و غيره جايگزين تمام يا بخشي از خوراك دام و طيور خواهد گرديد. ضايعات خرما حاوي تركيبات قندي بوده و منبع مناسبي براي توليد SCP مي باشد
۵- توليد چربي از خرما: مواد قندي خرما توسط ميكروارگانيسم هاي گونه پني سيليوم ليلاكيوم و پني سيليوم سوپي (زالسكي) در فرايند تخمير به چربي تبديل شده كه با روش استخراج، محصول خالص چربي بدست مي آيد. البته در اين مورد نتايج علمي كمي وجود دارد.
مهمترين فرآورده هاي غير تخميري خرما عبارتند از:
۱- شربت خرما: شيره خرما متداولترين فراورده مشتق از خرما مي باشد كه هم به صورت خانگي و هم صنعتي توليد مي شود. براي توليد آن خرما را با مقدار مشخصي آب مخلوط و سپس گرم مي كنند و مواد قابل حل در آب خرما استخراج مي شود. عمليات عصاره گيري فوق به صورت يك يا دو مرحله اي انجام مي گيرد و بازدهي آن حدود ۸۰-۶۰ درصد بر پايه مواد قابل حل خرما است. سپس عصاره فوق را تصفيه كرده و در نهايت تابريكس ۷۵ تغليظ مي شود. فرايند تصفيه عصاره خرما جهت جداسازي مواد غير قندي است.
۲- قند مايع: از عصاره استخراج شده از خرما با تصفيه بيشتر و تغليظ مي توان قند مايع توليد كرد. فرايند تصفيه فوق شامل استفاده از ستون هاي تبادل يوني، رنگ بري، جدا سازي مواد معدني و تركيبات سنگين است. از مشخصات قند فوق كريستاله نشدن آن است به همين دليل اين قند قابل تبلور نيست و مي تواند بخوبي با شربت غليظ فركتوز (HFCS)‌ رقابت كند.
۳- شهد و لواشك خرما: از طرفی هسته خرما حدود ۱۲-۶ درصد وزن كل خرما را تشكيل مي دهد. مهمترين فرآورده هاي حاصل از هسته خرما عبارتند از:
۱- روغن هسته خرما: از هسته خرما روغن زرد رنگ مايل به سبز كم رنگ استخراج مي شود وزن مخصوص آن ۹۲۰۷/۰ است اسيدهاي چرب لينولنيك، لئوريك، ميريستيك، پالمتيك در آن وجود دارد. استخراج روغن از هسته خرما با حلالهاي آب، تتراكلريدكربن، هگزان، هپتان استفاده مي شود كه تجربيات نشان داده كه حلال هگزان مناسب تر است.
۲- كنجاله خرما: در اثر فرايند عصاره گيري از خرما در توليد شربت و قند مايع كنجاله باقي مي ماند. كه حدود ۳۰ درصد وزن خرما را كنجاله تشكيل مي دهد. و حاوي مواد پروتئيني، فيبر، چربي، خاكستر و مواد قندي است و از آن به عنوان خوراك دام استفاده مي شود.
۳- مصارف چوب و الياف نخل: از چوب قند خرما براي توليد نئوپان و چوب مي توان استفاده كرد. از الياف خرما براي استحصال سلولز، ليگين، فورفورال استفاده مي شود همچنين از آن مي توان كاغذ توليد كرد.
۷- گردو۱۵-۱۹
ميزان برداشت گردو در داخل كشور بر اساس آمارهاي سال ۱۳۷۶ به رقمي حدود ۱۲۵ هزار تن در سال مي رسد. با توجه به اين موضوع كه گردو داراي دو پوست مي باشد، رقمي معادل با ۴۰ هزار تن پوست سبز گردو بدست مي آيد. البته پوست سبز گردو با توجه به وجود موادرنگي و ديگر اجزاي آن از ساليان گذشته مورد استفاده قرار مي گرفته است، ولي اطلاعات و آمارها نشان مي دهند كه در اين زمينه جاي كار بسياري وجود داشته و مي توان با ساماندهي و صنعتي كردن آن مواد بسيار با ارزشي از قبيل چندين رنگدانه طبيعي و مواد پروتئيني از آن بدست آورد.
پوست چوبي گردو كه بعنوان ضايعات پس از جدا كردن مغز آن بدست مي آيد به حدود ۶۰ تا ۷۰ هزار تن در سال مي رسد. در داخل كشور تا كنون بيشتر آن را جهت سوزاندن استفاده كرده اند و البته با توجه به خصوصيات بسيار منحصر بفرد اين پوست چند طرح تحقيقاتي تا بحال به روي آن جهت استفاده در تصفيه فاضلاب و جداسازي فلزات سنگين از آب بصورت مستقيم انجام شده است. بهرحال، كاربرد بسيار با ارزش تري براي اين پوست معرفي شده است كه مربوط به تبديل آن به گونه هاي مختلفي از كربنهاي فعال مي باشد. اين پوست را مي توان بطور كلي به دو نوع كربن فعال اكسيد شده و اكسيد نشده تبديل نمود. از اين كربنهاي فعال براحتي مي توان در صنايع مختلف غذايي همچون بعنوان رنگ بر در تصفيه شكر، به عنوان جاذب فلزات سنگين در تصفيه آب استفاده نمود.

نتيجه گيري
با توجه به آمار و اطلاعات ارائه شده در قسمتهاي قبلي، ضرورت انجام كارهاي تحقيقاتي و عملياتي بر روي تبديل ضايعات كشاورزي به محصولات با ارزش و در بسياري موارد پر ارزش كاملاً محسوس است. نتايج اين بررسي نشان مي دهد كه از ميان اقلام مختلف كشاورزي كه در داخل كشور توليد مي گردد، موارد زير با توجه به ميزان كلي توليد آنها و همچنين ميزان ضايعات بدست آمده از آنها، در اولويت بيشتري قرار دارند. اين موارد شامل ضايعات كشاورزي و صنعتي، گندم، جو، شلتوك، دانه هاي روغني، گوجه فرنگي، سيب زميني، چغندر قند، پنبه، نيشكر، مركبات، سيب، انگور، خرما، پسته، بادام، گردو، چاي و زيتون مي گردد.

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

آيا مي دانيد «باگاس» چيست؟ باگاس باقي مانده فيبري ساقه نيشکر پس از عصاره گيري آن است که به صورت قطعات ريز تراشه چوب و زرد رنگ است.
فيبر باگاس به علت دارابودن هيدرات کربن بالا مي تواند به عنوان ماده خام اوليه مناسب در فرآيندهاي بيولوژيکي براي توليد الکل اتانول محسوب شود.
بخصوص از آنجايي که باگاس به طور معمول از ضايعات کارخانه توليد قند از نيشکر به حساب مي آيد، استفاده از آن نه تنها مي تواند به کاربرد مفيد اين ضايعات کمک کند، بلکه آلودگي هاي سوختي را نيز با جايگزيني مصرف اتانول به عنوان سوخت به طور قابل ملاحظه اي کاهش خواهد داد.
اين مزيت ها مهندس عاطفه محمدي - يکي از محققان و کارشناسان ارشد دانشگاه صنعتي اميرکبير- را بر آن داشته است تا طي تحقيقات خود موفق به توليد الکل اتانول از ضايعات نيشکر شود.

مراحل توليد اتانول از طريق چه روشهايي انجام مي گيرد؟ اين روشها بر چه مبنايي استوار است؟
اتانول را مي توان به روشهاي شيميايي و نيز روشهاي بيولوژيکي توليد کرد. در روشهاي شيميايي از هيدراسيون مستقيم و در روشهاي بيولوژيکي از تخمير نشاسته ، سلولز و همي سلولز توسط ميکروارگانيسم اتانول توليد مي شود.

الکل به دست آمده از چه نوع است؟ در روشهاي بيولوژيکي براساس چه روشهاي تبديل زيستي و با استفاده ازچه مواد طبيعي اتانول توليد مي شود؟
براي توليد اتانول از باگاس نيشکر از روش بيولوژيکي استفاده شد.
اصولا اين روشها ۳مرحله اصلي دارند: ساخت محلولي از قندهاي قابل تخمير، تخمير اين قندها به اتانول ، جداسازي و تلخيص اتانول که معمولا با تقطير انجام مي شود.
منابع توليد اتانول تخميري (بيواتانول) را مي توان در ۳گروه دسته بندي کرد:
- قندهاي ساده: نيشکر، چغندر و ملاس
- مواد نشاسته اي: سيب زميني و حبوبات
- مواد ليگنوسلولزي: چوب ، ضايعات کشاورزي (کاه گندم و برنج ، ساقه ذرت ، باگاس نيشکر)، کاغذهاي باطله ، ضايعات چوبي و…

توليد بيواتانول از اين مواد چگونه صورت مي گيرد؟
باگاس نيشکر با داشتن چه خواصي در توليد اتانول استفاده مي شود؟
تنها ۷۰درصد اتانول توليدي در سطح جهان از روش شيميايي توليد مي شود، بقيه اتانول مورد نياز از طريق تخمير محصولات کشاورزي تامين مي شود.
۶۰درصد محصولات کشاورزي نيشکر و چغندر قند و مابقي مواد نشاسته اي هستند که با روشهاي تخميري اتانول توليد مي کنند.
اين مواد چون در چرخه غذايي وجود دارند گران هستند. هزينه سوبسترات (مواد خام اوليه اي که براي فرآيندهاي بيولوژيکي از آن استفاده مي شود) نشاسته اي براي توليد فعلي بيواتانول ، ۴۰درصد هزينه توليد برآورد شده است.استفاده از محصولات کشاورزي نظير نيشکر و چغندر نيازمند مقدار زيادي از زمينهاي قابل کشت با حاصلخيزي و تامين آب مناسب است.
اين مورد يعني تهيه مستقيم از اصل محصولات کشاورزي به سختي مي تواند به عنوان راه حل مناسب توليد بيواتانول براي تامين سوخت الکلي در کشور مطرح باشند.استفاده از مواد ليگنوسلولزي به عنوان سوبسترات ارزان قيمت تر مي تواند بيواتانول را رقابت آميز با سوختهاي فسيلي کند.
اگر سوخت الکلي با استفاده از مواد زايد و دورريختني بخش کشاورزي نظير باگاس نيشکر يا کاه گندم و برنج ساخته شود نياز به زمين کشاورزي اضافي براي زيرکشت بردن نخواهد بود.
اين مواد از يک طرف آلودگي زيست محيطي ايجاد مي کنند، از طرف ديگر به خاطر تجديدپذيري ، وفور و دسترسي آسان مي توانند به عنوان سوبسترات مناسب براي توليد انرژي (اتانول) و حتي مواد شيميايي (زايليتول ، اسيد سيتريک ، فورفورلل ، آنزيم…) به کارروند.
باگاس باقي مانده فيبري ساقه نيشکر پس از عصاره گيري آن است که به صورت قطعات ريز تراشه چوب و زرد رنگ است. فيبر باگاس در آب نامحلول است و بيشتر از سلولز، همي سلولز وليگنين تشکيل شده است ، محتواي هيدرات کربني بالاي باگاس و ميزان خاکستر کمتر آن نسبت به کاه برنج و گندم باعث شده است که به عنوان سوبستراتي مناسب در فرآيندهاي ميکربي مطرح باشد.
آمارهاي موجود نشان مي دهد سالانه مقدار زيادي باگاس در ايران توليد مي شود. به عنوان مثال در سال ۷۹-۸۰، ۱۶۰هزار تن باگاس در ايران توليد شد که قسمت عمده اش به علت مشکلات و هزينه نگهداري سوخته شد، قسمتي در صنايع نئوپان سازي و نيز در خود واحد به عنوان منبع توليد انرژي و نيرو به کار رفت.

محصول به دست آمده چه مزيتهايي نسبت به الکل توليد شده به روش شيميايي دارد؟
در روشهاي شيميايي توليد محصولات جانبي نظير دي اتيل اتر از کيفيت نهايي اتانول مي کاهد.همان طورکه اشاره شد، باگاس ضايعات کارخانه توليد قند از نيشکر محسوب مي شود که تنها قسمت کمي از آن استفاده مي شود. مابقي آن بايد به دليل مشکلات دفع بي دليل در کوره ها سوزانده شوند.
استفاده از اين ماده به عنوان ماده اوليه اي براي اتانول سوختي مي تواند مشکل دفع آن را حل کند و به اقتصاد توليد اتانول خصوصا از محصولات کشاورزي کمک کند. در ضمن مصرف اتانول به عنوان سوخت نيز مزاياي زيادي دارد و بي نهايت مقرون به صرفه است.
امروزه استفاده اصلي بيواتانول به عنوان افزاينده سوختي اکسيژن ده است. تمام ماشين ها مي توانند به کمک کاتاليست با مخلوطي از ۹۰درصد بنزين و ۱۰درصد اتانول بدون تنظيم موتور کار کنند.
ماشين هاي جديد حتي مي توانند مخلوطي با بيش از ۲۰درصد اتانول استفاده کنند. ماشين هاي جديدتر حتي مي توانند با اتانول خالص يا مخلوط داراي ۸۵درصد اتانول کار کنند.
اتانول مي تواند جايگزين سوخت ديزلي در موتورهاي احتراق تراکمي شود؛ اما براي استفاده در حالت مخلوط با سوخت ديزلي به امولسيفاير نياز است.عدد اکتان اتانول از بنزين بيشتر است و در نتيجه موتور احتراقي مي تواند با نسبت تراکم بالاتر، عملکرد بهتري داشته باشد. فشار بخار و گرماي تبخير اتانول بيشتر است ، در نتيجه قدرت خروجي موتور افزايش و حداکثر دماي احتراق موتور کاهش پيدا مي کند.
مزيت ديگر استفاده از اتانول اين است که براحتي با آب مخلوط مي شود، بنابراين از يخ زدن آن در هواي سرد و نيز تجمع آن در تانک گاز جلوگيري مي کند.احتراق ناقص سوختهاي فسيلي گازهايي را منتشر مي کند که باعث توليد دود مي شوند، استخراج ، فرآيند و احتراق اين سوختها باعث آلودگي خاک ، آب و هوا مي شود و بنابراين براي محيط و سلامت ملي خطرناک اند.اتانول باعث کاهش گازهاي گلخانه اي ، دود و ساير مواد مضر مي شود.
جدا از انتشار خيلي کم دي اکسيدکربن ، به علت وجود اکسيژن در اتانول و در نتيجه احتراق کامل ، مقادير کمتري هيدرات هاي کربن محترق نشده (مونواکسيدکربن)، اکسيد نيتروژن و نيز ترکيبات آلي فرار منتشر مي شوند. اين مواد منتشر شده در برابر نور خورشيد نسبت به مواد منتشر شده از سوخت بنزين فعاليت کمتري داشته و در نتيجه امکان ساخته شدن ازن سطح زميني کمتر است.

استفاده از اتانول به عنوان سوخت از چه زماني در دنيا آغاز شده است؟
ايده استفاده از اتانول به عنوان سوخت به اوايل قرن بيستم برمي گردد. در سال ۱۹۰۸هنري فورد مدل ماشيني طراحي نمود که با اتانول کار مي کرد، اما تا سال ۱۶۷۳اتانول به عنوان سوخت مورد توجه نبود.
در اين سال قسمت نفت خام افزايش يافت و باعث توجه زياد به عمليات تخميري جهت توليد اتانول شد.برخي کشورها شروع به مطالعه و توليد سوخت با روشهاي اقتصادي از مواد خام کردند.
با کاهش قيمت نفت اين توجه کاهش يافت تا اين که در سال ۱۹۷۹بحران نفت ديگري به وجود آمد. از سال ۱۹۸۰، اتانول به عنوان سوخت جايگزين ممکن در کشورهاي زيادي مورد توجه قرار گرفت.

توليد الکل از نيشکر از چه زماني شروع شد؟
فرآيند تخميري توليد الکل از نيشکر به صورت مستقيم از قديمي ترين فرآيندهاي تخميري است که انسان ها به طور تصادفي از آن آگاه شده و مورد استفاده قرار دادند، بدون آن که از سازوکار آن و حتي حضور ميکروارگانيسم ها اطلاعي داشته باشند.
اما توليد کنترل شده اتانول و ساير محصولات تخميري از آن به اوايل قرن بيستم برمي گردد. البته توليد اتانول از بخش سلولزي باگاس قدمت بيشتري دارد، در کشورهايي نظير کانادا و برزيل در اشل صنعتي توليد مي شود و به عنوان سوخت استفاده مي شود.
استفاده از قندهاي سلولزي بحث جديدتري است که مي تواند به اقتصاد توليد اتانول از سلولز کمک کند، همچنين از پساب کارخانجات خمير و کاغذ که محتوي همي سلولز است استفاده مجدد مي شود. در اين مطالعه بخش همي سلولزي بررسي شد.

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

خلاصه

صنعت كاغذ در حال حاضر با تعداد ۱۲ كارخانه فعال در كشور بيش از ۵۱۷ ميليون كيلووات ساعت انرژي الكتريكي معادل ۹۱۲۰۰۰ بشكه نفت خام و ۸۰۰ ميليون مگاژول انرژي فسيلي معادل ۱۳۰۰۰۰۰ بشكه نفت خام مصرف مي كند كه در حدود ۶/۱ درصد مصرف برق و ۷/۱ درصد مصرف سوخت بخش صنعت كشور را به خود اختصاص مي‎دهد.

 

 

 

 پتانسيل هاي صرفه جويي

 

با اجراي راهكارهاي صرفه جويي انرژي سالانه مي‎توان بيش از ۲۹۰۰ ميليون مگاژول
معادل۴۸۳۰۰۰ بشكه نفت خام صرفه جويي نمود.

 

 

 راهكارهاي صرفه جويي  انرژي

 

۱.                    تنظيم نسبت  سوخت به هوا و شرايط احتراق در ديگهاي بخار.

۲.                    جلوگيري از نشتها در سيستم ديگهاي بخار (پري هيترها، اكونومايزر و ……..)

۳.                    تعميرات دوره‎ي  مشعلهاي ديگهاي بخار.

۴.                    عايق كاري سطوح داغ ( لوله هاي بخار، آبگرم و……)

۵.                     استفاده از تله هاي بخار(Steam Trap) با كارايي بيشتر.

۶.                     بازيافت دود خروجي ديگهاي بخار جهت مصارف ديگر

۷.                    بازيافت حرارت از درين و بلودان براي مصارف مختلف

۸.                     استفاده كارآ از بخار و جلوگيري از نشت آن در فرآيند بخار.

۹.                    نصب  آناليزور احتراق در ديگهاي بخار جهت جلوگيري از احتراق ناقص.

۱۰.                  استفاده از پمپها در باركامل

۱۱.                  جلوگيري از نشت آب.

۱۲.                  استفاده از محركه هاي دور متغير در فنهاي ديگهاي بخار.

۱۳.                   بهبود در وضعيت روشنايي بويژه استفاده مؤثر از روشنايي روز.

۱۴.                  استفاده از محركهاي دور متغير در سيستم خنك كن آب قرآيند.

۱۵.                  استفاده از سيستم هاي كنترل هوشمند جهت بهبود كاركرد الكتروموتورها، بويژه در                   كمپرسورها

۱۶.                  بارگذاري بهيه روي ترانسفورمرها

۱۷.                  جلوگيري از نشت هواي فشرده

۱۸.                  انجام نظارت مستمر بر وضعيت انرژي الكتريكي ( از طريق نصب تجهيزات اندازه گيري) و             كنترل آن تحت شرايط مختلف بهرهب‎داري.

۱۹.                   كاهش ضايعات در حد امكان در بخش هاي مختلف

۲۰.                   استفاده از الكتروموتورها با راندمان بالاتر.

۲۱.                  كاهش دماي دودكشها در حد مجاز جهت افزايش راندمان بويلرها.

۲۲.                  مديريت توزيع بار در ساعات مختلف شبانه روز و كاهش ضريب همزماني به منظور كاهش               ديماند و افزايش ضريب بار

۲۳.                  برقراري تعادل در فازها و توزيع يكنواخت بار.

۲۴.                  نصب و راه اندازي بانكهاي خازني به منظور اصلاح ضريب قدرت

۲۵.                  استفاده از مواد شيميايي (سود، سولفيت سديم به نسبت ۷  به ۳ ) جهت پخت در واحد خمير.

۲۶.                  استفاده از مبدلهاي صفحه اي چند مرحله اي در اواپراتورهاي تغليظ ليكور سياه.

۲۷.                  استفاده از اكسيژن به همراه كلرين براي پالايش خمير جهت افزايش راندمان پالايش.

۲۸.                   افزايش راندمان آبگيري در خشك كن  ماشين كاغذ

۲۹.                   استفاده از Heat Pump  در ماشين كاغذ

۳۰.                  استفاده از مكنده هاي بخار در قسمت خشك كن ماشين كاغذ بجاي سيكل بسته
( نصب Hood).

۳۱.                   استفاده از موتورهاي AC بجاي موتورهاي DC در ماشين كاغذ

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

اهميت:

كشور ما از نظر اسناد بايگاني وكتابهاي خطي صاحب ميراث چشمگيري است اما متاسفانه هنوز ما فاقدزير ساخت لازم براي حفظ اين مواريث هستيم .از انجا كه مواد ومصالحي كه در تهيه كاغذ به كار مي رود در گذرايام آسيب پذير و شكننده مي شود ومي تواند مورد هجوم انواع واقسام آفات وصدمات طبيعي قرار گيرد به همين جهت لازم است براي مراقبت ازآنها به آگاهيهاي فني وعلمي دست يافته وعواملي كه بر روي كاغذ تاثير مي گذارد را بشناسيم.لزا در اين تحقيق به دوعامل مهم دما ورطوبت كه تاثيرات قابل توجهي مي گذارند پرداخته ام.

مقدمه :

دما ورطوبت از عوامل بسيار مهمي هستندكه هرگاه از مرزهاي معيني فرا تر روند مي توانند خساراتي غير قابل جبران به مواريث مكتوب وارد سازند .كاغذ كه اصولا از الياف سلولزي تشكيل شده؛ عنصري بسيار جاذب رطوبت است .بنابراين خاصه هاي فيزيكي و شيميايي آن به ميزان رطوبت موجود در اتمسفر بستگي دارد .(۲)

تاثير بسياري از عوامل محيطي بر روي كاغذ بلافاصله مشخص نميشود؛بلكه تاثيراين عوامل در در طبيعت طولاني مدت است.به عبارت ديگر ؛اين عوامل بر روي دوام يا خواص وابسته به زمان كاغذ تاثير گذارند .اين مسئله مورد توجه صاحبان كتابخانه هاوديگراني كه به حفظ كتب چاپ شده واسناد ومدارك با ارزش علاقه مندند مي باشد.(۲)

معيار:

شرايط دماورطوبت نسبي كه عموما براي نگهداري ازكتابها توصيه مي شود عبارت است از ۱۸درجه سانتي گراد و۵۰ تا۵۵در صد رطوبت نسبي در سالن مطالعه اين پارا مترها از سوي فدراسيون بين المللي انجمنهاي كتابخانه ها ((IFLA نيزتوصيه شده است .(۱)

تاثيردما ورطوبت برخواص كاغذ:

در زمينه حفظ ونگهداري ازاشياء؛نظارت بر رطوبت نسبي مساله اي بنيادي است ؛زيرا چگونگي تبادل رطوبت ميان اشياءوهواي محيط راتعيين ميكند.

كاغذماده اي است بسيار جاذب الرطوبه؛اگر ميزان رطوبت هوا افزايش يابد به راحتي بخارآب راجذب مي كندامااگركم شود؛كاغذ به ازاد كردن بخارآب متمايل مي شود.كاغذوديگر مواد آلي نظيرچوب با ميزان رطوبت هوااز خود واكنش نشان ميدهند؛به طوري كه رطوبتي كه در خود دارند متعادل با ميزان بخارآب موجوددرهواي محيط اطراف آنها ست.

بر گزاري نمايشگاههادر درجه حرارت بالا-حتي براي مدتي كوتاه باعث زرد شدن وشكنند گي كاغذمي شود؛ اما حرارت پايين؛كهنه شدن كاغذ را به تاخير مي اندازد.تاثير دما بويژه هنگامي زيانبار مي شود كه همراه با رطوبت باشد.رطوبت رانمي توان مستقل ازدماي هوا مورد توجه قرار داد وتغيير همزمان اين دو پارا متربمراتب خطرناكتر ازسطح بالا يا ناكافي يكي از اين دو عامل است.(۱)

صدمات فيزيكي:

ازآنجا كه كاغذ و تيماج از مواد ومصالح جاذب رطوبت هستند پس از جذب رطوبت متورم مي شوند وبه هنگام آزاد كردن ان جمع مي شوند .كاغذ در رطوبت زياد شكل خود را از دست مي دهد ونرم مي شود ؛همان گونه كه رطوبت زياد زيانباراست خشكي زياد نيز به كاغذ صدمه مي زند .كاغذ نياز به محيطي با رطوبت ۵۰%دارد تا حالت انعطاف ولطافت خود را حفظ كند .كمبود رطوبت؛از دست دادن آب ساختارهاي كاغذرا به دنبال مي اورد وكاغذ را شكننده وكم استقامت مي سازد؛ چسب به كار رفته در كاغذ خشك وشكننده مي شود .رطوبت نسبي پايين نيز تيماج را خشك وسخت مي كند ومقا ومت مكانيكي جلد {كتب }را كاهش مي دهد .(۱)

صدمات شيميايي:

گرماي توام با رطوبت؛هيدروليز اسيدي مولكولهاي سلولز وكولاژن را سرعت مي بخشد؛كاغذ شكننده مي شود ومقاومت مكانيكي خود را از دست مي دهد؛در واقع حرارت همه مكانيسم هاي اصمحلال سلولز را سرعت مي بخشد :حرارت پايين سرعت فرو پاشي را كم مي كند .مثلاً كاغذ ي كه در معرض نور قرار گرفته؛اگر در محيطي با حرارت پايين قرار داشته با شد كمتر زرد مي شود واگر كتب ولوازم التحرير را مي شد منجمد كرد؛حيات طولاني تري مي يافتند.پاركر به كتابي اشاره كرده كه كاپيتن اسكات در سال ۱۹۱۱در قطب جنوب جا گذا شته ودر سال ۱۹۵۶؛ سرو يويان فوش آن را در وضعيتي كاملاً سالم باز يافته است .(۱)

صدمات فتوشيميايي:

بيشتر موادي كه در تركيب كاغذهاي جديد به كار مي روند ؛ قادرند نورهاي مرئي ورفرابنفش را جذب كنند واكنشهاي فتو شيمياييدر نهايت ؛ نابودي رنگ وتخريب كاغذ را موجب خواهند شد.هر يك از قطعات كاغذ در تماس با حرارت ورطوبت ممكن است اكسيده وهيدروليز شود در اين هنگام كاغذ بسيار شكننده مي شود ورنگ ان به زردي مي گرايد .

لونر«Launer»وويلسون «Wilson»ثابت كرده اند نوري كه به كاغذ صدمه مي زند تشكيل شده از طول موجهاي ميان ۳۳۰و۴۴۰نانو متر .گرچه اشعه فرا بنفش كاغذ را اكسيده مي كند؛اما مستقيماًروي مولكول هاي سلولز تاثير نمي گذارد؛بلعكس نور فرا بنفش نخست روي ديگر مواد متشكله و نا خالصي هاي كاغذ(ليگنين، موادي كه از اضمحلال رنگ ها حاصل مي شوند،عوامل چسبنده)كه بهتر نور را جذب ميكنند،عمل ميكند.

بنابراين در آغاز اين نا خالصي ها براي سلولز نوعي چتر حمايت در مقابل نور هستند،اما بعد حاصل اين واكنش به سلولز حمله مي برد،زنجيره هاي مولكولي را در هم مي شكند وكاغذ را تضعيف مي كند.(۱)

صدمات بيولوژيك:

درجه رطوبت نسبي و حرارت محيط نقشي برتر در چرخه حياتي قارچها وباكتريهاي موجود در كتابها ويا در اتمسفر،ايفا مي كنند .بهترين شرايط حرارتي ورطوبتي براي رشد آنها عبارت است از:حرارتي ميان ۲۲تا ۲۵درجه سانتي گراد ورطوبت نسبي بالاتر از ۶۵%رطوبت خيلي زياد كاغذ را ضعيف مي كند وبه رشد وگسترش ميكروارگانيسم كه از سلولز،چسب كاغذ ويا جلد كتاب ومواد افزوده به چرم،تغذيه مي كند،دامن مي زند .(۱)

دوام در حالت تاه خوردگي:

«دوام در حالت تاه خوردگي »به شدت تحت تاثير رطوبت ا ست وبا رطوبت نسبي ۶۵%تا ۷۵%افزايش شديدي يافته وپس ازآن با افزايش رطوبت كاهش مي يابد .

به طور كلي مي توان گفت كه وقتي كاغذ آب خود را كاملاً از دست مي دهد حداكثر تردي وشكنندگي را خواهد داشت.در نتيجه در تمام عملييات ساخت كه بر روي كاغذ انجام مي گيرد،از نزديك شدن به شرايط خشك شدگي مغزي اجتنابمي شود.(۲)

ثبات ابعادي :

ثبات ابعادي يك خاصيت مهم براي انواع فراواني از كاغذ ها از جمله كاغذهاي نقشه كشي،كاغذ الگو،كاغذ ديواري،كاغذ نواري،كارتهاي برگه اي وكاغذ پايه عكاسي مي باشد.(۲)

اثرات مختلف رطوبت بر شكل وابعاد كاغذ :

ضخامت :ضخامت كاغذ شديداً تحت تاثير مقدار رطوبت ا ست چرا كه هم كشيدگي وواكشيدگي جانبي الياف سازنده كاغذ، مستقيماً به شكل تغييرات ضخامتي نمود پيدا مي كنند.در كاغذ هايي كه براي كاركرد مصرف نهايي وجود پايداري ابعادي مهم ا ست،مقدار رطوبت مي تواند حياتي باشد.

تابيدگي : مشكل ديگري كه در ارتباط با پايداري ابعادي ايجاد مي شود تابيدگي ا ست،تابيدگي بعلت انبساط وانقباض نا برابر دو سطح ورقهدر هنگام جذب يا دفع آب بوجود مي ايد.

تابيدگي رطوبتي ـتابيدگي رطوبتي زماني ايجاد مي شود كه كاغذ بايد با شرايط جديد به تعادل رطوبتي برسد ودر دو طرف كاغذ بطور مجزا به تعادل رطوبتي رسيده،باعث ايجاد انبساط يا انقباض متفاوتي مي شوند

اين مساله ممكن ا ست ناشي از دو پهلويي،پرداخت سطحي نا يكسان يا جذب نا يكسان اهار تغاري توسط دو طرف ورقه باشد. كاغذ ي كه تنها يك سمت ان پوشش دارد مثال مناسبي از كاغذي ا ست كه گرايش دو طرف ان نسبت به آب بسيار متفاوت مي شود.كاغذ يك رويه پوششدار وقتي در معرض رطوبت هاي نسبي بالا قرار مي گيرد بعلت اينكه رويه پوششدار نسبتاً نفوذ ناپذير ا ست وابعادش ثابت باقي مي ماند وبه سمت رويه پوششدار تاب برمي دارد اگر تنش هاي ايجاد شده در دو رويه ورقه در حين خشك شدن متفاوت باشد وقتي ورقه در معرض رطوبت هاي نسبي بالا قرار مي گيرد انبساط دو رويه آن متفاوت خواهد بود وباعث ايجاد تابيدگي رطوبتي مي گردد.تنش هاي نايكسان خشك شدن ناشي از سرعتهاي متفاوت خشك شدن دو رويه ورقه ا ست.عموماً مشكلات تابيدگي رطوبتي به خوبي قابل فهم نيست مي تواند منشاءمعضلات فراواني براي سازندگان وتبديل كنندگان كاغذ باشد.

چين خوردگي: تغييرات ناگهاني در رطوبت نسبي ممكن ا ست فشارهايي را در صفحات كاغذ ايجاد نمايد بطوريكه كاغذ هاي نامبرده سعي در تعديل سريع شرايطتغيير يافته از خود ارائه مي دهند ودر نتيجه چين خوردگي در كاغذ پديدار ميگردد.اگر كاغذ هاي چين خورده حاصل،به داخل شكاف بين دو غلتك هدايت شوند،كاغذ هاي تاه خورده «چروك»ويا كاغذ برش دار ايجاد مي گردند.

لبه هاي مواج: لبه هاي كاغذهاي كه به شكل پايلهايي دسته بندي مي شوند،بويژه در طي ماههاي تابستان كه رطوبت نسبي در انبارهاواتاقهاي پرس بالاست،مواج ميگردند،در جريان افزايش رطوبت نسبي،لبه هاي صفحه كاغذ،رطوبت جذب مي كنند،در حاليكه ساير بخشهاي كاغذ بدون تغيير باقي مي مانند.بنابراين لبه ها افزايش طولي را از خود نشان ميدهند اما به واسطه پيكرهٌ كل كاغذ قادر به انبساط يك پارچهٌ كاغذ نمي باشند بنابراين كشش موضعي ايجاد شده موجب شكل گيري لبه هاي مواج مي گردد.

لبه هاي سفت ومحكم: ميزان طوبت علاوه بر ارتباطش با خواص مكانيكي وويژگيهاي ابعادي،ويژگيهاي متفاوتي مانند مقاومت به جذب ونفوذ پذيري هوا ورطوبت را تحت تاثير قرار مي دهد.

رطوبت اضافي،براقيت وصافي كاغذ چاپ را كاهش مي دهد.همچنين ميزان رطوبت،جذب جوهر چاپ،بر گيري اندود در سطح كاغذ،چسب پذيري،خشك كردن واهار دهي تغاري را تحت تاثير قرار مي دهد .

ماندگاري كاغذ : دماهاي خيلي بالا را بنايد در خشك كردن كاغذ اعمال نمودزيرا اين دماها با فرايند حرارتي،الياف سلولزي را تخريب وتجزيه كرده ودر نهايت مقاومت هاي پايين تري را در كاغذ ايجاد مي كنند.

بطور خلاصه مواد خام وشرايط ساخت در ساخت كاغذ هايي داراي دوره عمر طولاني فاكتورهايي مهم تلقي مي گردند.(۲)

عوامل محيطي موثر بر ماندگاري كاغذ: اين واقعيت كه افزايش دما كهنه شدگي كاغذ را تسريع مي كند بر پايه نتايج حاصل از ازمونهايي تحت عنوان كهنه شدگي كاغذ مي باشد كه براي پيش بيني ويژگيها ومشخصه هاي كهنه شدگي تعبيه گرديده ا ست.آزمايشات نشان مي دهند كه در دماي۱۲۰درجه سانتي گراد نا پايداري حرارتي سلولز اغاز مي شود.در اين دما،سلولز شروع به تجزيه مي كند وتبديل به مولكولهاي كوچكتر وفرار وسبك مي شود.منطقي ا ست اين طور تصور كنيم كه اين فرايند در دماهاي پايين تر به طور مشابهي،تا حدي كند تر، حادث مي گردد.علاوه براين بديهي ا ست كه نور خورشيد سلولز را تخريب وتجزيه مي كند.رطوبت واكسيژن در نوعي از تخريب سلولز كه به نظر مي رسد طي ان سلولز اكسيد وتبديل به اجزاءا سيدي مي كرددنقش دارند ودر اين فرايند سلولز تغيير يافته خودش،به شكسته شدن بيشتر مولكولهاي ديگر سلولز كمك مي كند.همچنين مشخص شده ا ست كه بخش ماوراءبنفش نور خورشيد نيز در اين امر موثرا ست مشخص شده ا ست كه مقادير بالاي رطوبتي،سرعت تخريب كاغذ را افزايش مي دهد.از انجايكهميزان رطوبت پايين،كاغذهاي شكننده تري را حاصل مي كند، د ستيابي به مقادير رطوبتي متوسط ۵-۶% مطلوب مي باشد.همچنين نگهداري كاغذ در رطوبت نسبي ثابت به منظور ممانعت از تكرار تغييرات ابعادي نيز مورد نظر مي باشد.(۲)

نور:

نوربا شكستن اتصالات بين اتمهاي «پوليمر»ساختار پوليمر را فرومي پاشد.سپس قطعات كاغذ ا كسيده ممكن ا ست هيدروليزشوند در اين هنگام كاغذ ضعيف وشكننده مي شود.

به عقيدهُ فلر«Feller»وهون «Hon»نور فرا بنفش با طول موجي پايين تر از ۳۸۵ميلي متر روي كاغذهاييكه با خمير مكانيكي ساخته شده اند،تاثيري زرد كننده بر جاي مي گذارند،حال انكه نور مرئي آن را سفيد مي كند.تصئر مي شئد كه سفيد شدن كاغذ به دليل تاثير نور مرئي بر گروههاي «آلدئيد»موجود در خميري ا ست كه از چوب به دست مي ايد.بعكس دليل زرد شدن كاغذ،اكسيدا سيون گروه«فنوليك»چوب ا ست به محض آنكه كاغذ در معرض نور قرار گرفت،حتي اگر بعداً در تاريكي نگهداري شود،شروعمي كند به فاسد شدن.بديهي ا ست در تاريكي سرعت تخريب،كمتر از هنگامي ا ست كه همچنان در معرض نور باشد،اما شديدتر از هنگامي ا ست كه هرگز در معرض نور قرار نگرفته باشد.در اين هنگام،كاغذ در مقابل ديگرا شكال تخريب صدمه پذيرتر مي شود.سلولز كه ا كسيد شده باشد در تاريكي با سرعت بيشتري بي رنگ مي شود.بيرنگ شدن كاغذ تحت تاثير عواملي نظير:حرارت،وجود ا كسيژن يا بخارآب ونيز تركيب كاغذ مي باشد.

به عقيدهُ لونر«Launer»و ويلسون«Wilson»،بيرنگ شدن كاغذ،نتيجه تاثيرتواُ مان درجه حرارت ونور محيط ا ست.آنها ثابت كرده اند كاغذ هنگامي زرد مي شودكه در مقابل نور وحرارت قرارگيرد،اما اگر آن را در حرارت پايين نگهداري كنند،سفيد مي شود.كاغذي كه به دليل حرارت ديدن زرد شده ا ست اگر در معرض نور قرارگيرد،سفيد مي شود.كاغذهايي كه از پارچه هاي مستعمل ساخته مي شوند،ممكن ا ست در حرارت معمولي به جاي آنكه زرد شوند، سفيد شوند،كاغذ هايي كه از خمير هاي شيميايي ساخته شده اند،نيز در مقابل نورحساسيت كمتري دارند.كاغذ روزنامه از نور صدمه بيشتري مي بيند.(۱)

نتيجه:

در زمينهُ حفظ ونگهداري از ا شياء،نظارت بررطوبت نسبي مساله اي بنيادي ا ست از آنجا كه كاغذ ماده اي بسيار جاذب الرطوبه ا ست بايد در كتاب خانه ها وبايگاني ها دما ورطوبت مطلوب را براي نگهداري اسناد وكتابها فراهم كنندوهمچنين در سالنهاي برگذاري نمايشگاههاي كتاب بايد به درجه حرارت توجه كردچرا كه درجه حرارت بالا حتي براي مدتي كوتاه باعث زرد شدن وشكنندگي كاغذ مي شود،اما حرارت پايين كهنه شدن كاغذ را به تاخير مي اندازد.دما ورطوبت مطلوب براي نگهداري كاغذهاعبارت ا ست از دماي ۱۸درجه سانتي گراد ورطوبت ۵۰تا۵۵در صد رطوبت نسبي كه با رعايت نكات حفاظتي وفني در ساخت نگهداري كاغذ مي توان از ا سناد ونوشته هابراي سالهاي سال نگهداري كرد وهمچنين كاغذ هايي بادوام.

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

چكيده

ذخاير انرژي فسيلي جهان، با روند فزاينده مصرف كنوني، تا چندين سال ديگر به اتمام خواهد رسيد و هر كشوري كه به فكر تامين منابع انرژي خود نباشد، با مشكلات فراوان روبرو خواهد شد. اما منابع گياهي و سلولزي موجود در دنيا، جايگزيني تجديد شونده، براي منابع نفتي مي‌باشند (۲).

فراوانترين ماده آلي بر روي كره زمين سلولز و پلي ساكاريدهاي مشابه آن مي باشند كه در ساختار گياهان به كار رفته‌اند (۵). سلولز از واحدهاي ساختماني به نام گلوكز تشكيل شده است كه يك قند ساده و قابل استفاده براي بيشتر موجودات زنده است، اما تجزيه سلولز و تبديل آن به گلوكز تنها توسط ميكروارگانيسمهايي كه داراي آنزيم سلولاز (Cellulase) مي‌باشند انجام پذير است (۹). اگر با فرايندي مناسب و اقتصادي سلولز گياهان به قندهاي ساده و قابل تخمير تبديل شود، تحولي شگرف در صنايع غذايي و همچنين توليد سوختهاي طبيعي روي خواهد داد (۱، ۲، ۵، ۶، ۱۰).

پس از توليد گلوكز مي توان با استفاده از ميكروبهاي ديگري و با استفاده از عمل تخمير از قندهاي موجود، اتانول توليد كرد كه جانشيني مناسب براي سوختهاي فسيلي مي‌باشد (۲، ۴، ۱۰).

هم اكنون پژوهشگران زيادي بر روي جنبه هاي سلولي و مولكولي توليد مقرون به صرفه آنزيم سلولاز كار مي كنند و در اين زمينه به توفيقاتي نيز رسيده‌اند. اما كماكان توليد و پرورش ميكروارگانيسمهايي كه با سرعت بيشتر و هزينه كمتري قادر به توليد آنزيم فوق باشند مد نظر بسياري از محققين است (۱، ۲، ۳، ۴).

در كشور ايران نيز از ضايعات گياهي و كشاورزي سلولزي استفادة مطلوبي نمي‌شود و در صورت استفادة مناسب از اين منابع مقادير بسيار زيادي سوختهاي طبيعي و قندهاي ساده قابل توليد مي‌باشد.

مقدمه

استفاده از ضايعات گياهي و سلولزي سبب كاهش آلودگيهاي زيست محيطي و بهبود وضعيت بهداشتي جامعه مي‌گردد (۲). يكي از مهمترين مشكلات زيست محيطي، گرم شدن كرة زمين بدليل مصرف زياد سوختهاي فسيلي مي‌باشد، استفاده از سوختهاي جايگزين سوختهاي فسيلي در توقف اين پديدة نامطلوب مؤثر مي‌باشد (۲).

ميزان انرژي جذب شده بوسيلة عمل فتوسنتز بر روي كرة زمين چيزي در حدود ۱۰ برابر مصرف ساليانة انرژي جهان مي‌باشد، كه از اين ميزان حدود ۳/۲ آن بوسيلة گياهان و بقيه بوسيله فيتوپلانكتونهاي آبزي جذب مي‌شود (۲).

سلولز فراوانترين ماده آلي موجود بر روي كرة زمين مي‌باشد (۵). تودة زيستي گياهي بيشتر از سه تركيب سلولز (۴۰%)، همي سلولز (۳۳%) و ليگنين (۲۳%) تشكيل شده است. تخمين زده مي‌شود كه در حدود ۱۰۱۰ ×۴ تن سلولز در سال بوسيلة گياهان آلي توليد مي‌شود. يا به عبارتي به ازاي هر نفر در هر روز ۷۰ كيلوگرم سلولز سنتز مي‌شود. بنابراين كاربرد آنزيمهايي كه توانايي تغيير و تبديل در سلولز را داشته باشند مورد توجه قرار گرفته است (۹).

سلولز از واحدهاي ساختماني گلوكز كه بوسيلة پيوندهاي (۶     ۱ β) به هم متصل شده‌اند، ساخته شده است. اما تجزيه سلولز و تبديل آن به گلوكز تنها توسط ميكروارگانيسم‌هايي كه حاوي آنزيم سلولاز مي‌باشند انجام پذير است (۹). اگر بتوان با فرايندي كارآمد و اقتصادي سلولز موجود در ضايعات گياهي و كشاورزي را به قندهاي ساده و قابل تخمير همچون گلوكز تبديل كرد، تحولي بزرگ در صنايع غذايي و توليد سوختهاي طبيعي جايگزين شونده نظير اتانول روي خواهد داد (۱، ۲، ۴، ۹).

در زمينة توليد اتانول از مواد سلولزي پيشرفتهاي بسياري حاصل شده است (۱، ۲، ۳، ۴، ۱۰، ۱۱). اما جهت پيشرفت و توسعه اين فرايند، پژوهش و مطالعات بيشتري مورد نياز است. در كشور ايران نيز از بيشتر ضايعات سلولزي و كشاورزي همچون كاه گندم و جو، كاه برنج، ضايعات جنگلي، روزنامه‌ها و كاغذهاي باطله، ضايعات كارخانجات كاغذسازي و … استفادة مطلوبي نمي‌شود.

اگر چه آمار دقيقي از ميزان مواد فوق در دسترس نمي‌باشد اما بي شك حجم بسيار زياد و قابل توجهي مي‌باشند. جهت توليد گلوكز از مواد سلولزي و تبديل آن به اتانول مراحل زير انجام مي‌گيرد.

نمودار شمارة يك نشانگر مراحل انجام اين كار است كه به تفصيل در هر مورد بحث خواهد شد.

الف- توليد انبوه آنزيم سلولاز ميكروبي

موفقيت طرح تبديل ضايعات سلولزي به مواد قندي و سوختي در گرو توليد موفقيت آميز و
با صرفه آنزيم سلولاز مي باشد. توليد سلولاز، پر هزينه ترين قسمت اين فرايند مي باشد كه در حدود ۴۰% هزينه كل را شامل مي شود. به همين سبب تحقيقات بسياري جهت كاستن هزينه توليد آنزيم در جريان است.

بايد به اين نكته توجه باشيم كه آنزيم سلولاز يك آنزيم خاص نيست و يك سيستم آنزيمي شامل سه قسمت عمده مي باشد:(۵).

۱- آنزيم Endo - ß- glucanase كه زنجيره سلولزي را به طور راندوم مي شكند و حاصل عمل آن گلوكز و Cello – oligo Saccharides مي باشد.

۲- آنزيم Exo - ß - glucosidase كه به انتهاي غير احيا كننده زنجيره سلولزي حمله كرده و توليد سلوبيوز مي كند.

۳- آنزيم ß – glucosidase كه سلوبيوز را به گلوكز تبديل مي كند (۵).

ب- جداسازي ميكروارگانيسمهاي توليد كننده سلولاز

در اين مرحله بايد به جستجوي ميكروارگانيسمي پرداخت كه قادر به توليد اين آنزيمها به مقدار مناسب باشد. اگر چه بسياري از ميكروارگانيسمها قادر به توليد سلولاز هستند اما تنها تعداد كمي از آنها مقادير قابل توجهي از اين آنزيم را توليد مي‌كنند (۲).

قارچها مهمترين گروه توليد كننده اين آنزيم هستند اگر چه گزارشاتي هم درمورد باكتريها و آكتينوميست‌هاي توليد كننده اين آنزيم وجود دارد. مهمترين قارچهاي توليد كننده اين آنزيم متعلق به جنسهاي Trichoderma و Aspergillus مي‌باشند (۲).

براي جداسازي ميكروارگانيسمهاي فوق تكنيكهاي خاصي وجود دارد كه توضيح آن خارج از حوصله اين بحث مي‌باشد (۲، ۵، ۸).

پس از جداسازي ميكروارگانيسم مناسب،  مي‌توان با استفاده از عمل موتان زايي به ميكروبهايي دست پيدا كرد كه توان زياد تري جهت توليد آنزيم سلولاز داشته باشند. جهت موتان زايي مي‌توان از اشعة UV و ماده (NTG) nitrosoguanidine استفاده كرد (۲).

بسياري از سويه‌هايي كه امروزه جهت توليد آنزيم سلولاز به كار برده مي‌شوند موتانهاي حاصل از Trichoderma reesei مي‌باشند (۲، ۵، ۹، ۱۰).

امروزه با استفاده از روشهاي مهندسي ژنتيك به سويه‌هايي دست يافته‌اند كه توانايي بيشتري جهت توليد اين آنزيم دارند. همچنين دانشمندان با دستكاري ساختار پروتئيني اين آنزيمها، آنزيمهايي بسيار مقاوم به حرارت كه فعاليتشان در دماهاي بالا متوقف نمي‌شود توليد نموده‌اند (۹). پس ا ز انتخاب سوية مناسب بايد آن را در محيط كشت ويژه رشد داد تا در حين رشد به توليد آنزيم بپردازد. جهت اين كار از محيطهايي مثل آب پنير، باگاس و كاه برنج استفاده شده است. محيطهاي نامبرده شده ارزان و در دسترس مي‌باشند. اما جهت اين كار محيطهايي مخلوط از چند سوبسترا تهيه گرديده كه نسبتاً گران ولي كارآمد مي‌باشند.

ج- تغييرات اوليه بر روي تودة زيستي حاوي سلولز:

تودة زيستي (Biomass) ليگنوسلولزي حاوي سلولز، همي سلولز، ليگنين و خاكستر مي‌باشند كه در ساختماني پيچيده با هم ارتباط دارند (۹).

اعمال اوليه يا Pre-treatment بر روي اين مواد سبب افزايش سلولز كريستالينه شده و همزمان با آن سبب برداشت عوامل مهاري آنزيم نظير ليگنين مي‌شود.  Pre-treatmentسبب افزايش سطح تماس سلولز با آنزيم و متعاقباً عملكرد بهتر آنزيم مي‌شود (۲).

Pre-treatment را مي‌توانيم به دو روش انجام دهيم: استفاده از مواد قليايي و استفاده از بخار فشرده.

Pre-treatment قليايي با استفاده از هيدروكسيد سديم انجام مي‌گيرد. نسبت قليايي مصرفي نسبت به تودة زيستي براي توليد مناسب حدود ۱ به ۱۲/ . مي باشد كه در دماي ۸۰ تا ۰C۱۰۰و به مدت بيش از ۲ – ۵/۱ ساعت انجام مي‌پذيرد. استفاده از بخار فشرده جهت تغيير سلولز زماني به كار مي‌رود كه استفاده از قليا پاسخگو نباشد (۲، ۱۰).

د- مرحلة ساكاريفيكاسيون (Saccharification):

در اين مرحله مي‌توان آنزيم سلولاز توليد شده را خالص سازي كرد يا بدون خالص سازي محيط كشت حاوي آن را به عنوان محيط حاوي سلولاز به كار برد. تودة زيستي كه از مرحلة قبل بدست آمد را تحت آنزيم سلولاز قرار مي‌دهند. آنزيم سلولاز با فعاليت خود سبب شكسته شدن پيوند بين مولكولهاي گلوكز شده و آنها را آزاد مي‌كند. اين عمل را مي‌توان به صورت توليد غير پيوسته يا پيوسته انجام داد (۲).

هر چه زمان تماس و ميزان آنزيم سلولاز بيشتر باشد در نهايت قند بيشتري توليد مي‌گردد.

جهت بازيافت قند توليد شده تكنيكهاي چندي پيشنهاد گرديده است اما هم اكنون بهترين روش استفاده از Reverse osmosis مي‌باشد (۲).

كار ديگري كه در اين مرحله مي‌توانيم انجام دهيم بازيافت آنزيم سلولاز موجود در محيط مي‌باشد. از آنجا كه آنزيمها همانند كاتاليزور عمل مي‌كنند و در پايان واكنش دست نخورده باقي مي‌ماند مي‌توانيم آنها را جداسازي نموده و در موارد ديگر آنها را بكار ببريم. تكنيكهاي كروماتوگرافي مهمترين روشها جهت جداسازي آنزيم فوق مي‌باشند (۹).

ه- مرحله توليد اتانول:

جهت توليد اتانول بايد قند توليد شده را تخمير نموده و آن را تبديل به الكل اتيليك نماييم. اين تبديل توسط مخمرها انجام مي‌پذيرد. تخمير الكلي فرايندي شناخته شده است كه از ديرباز در سرتاسر جهان به كار مي‌رود (۲، ۴، ۱۰).

مهمترين متدهايي كه جهت تثبيت مخمر به كار مي‌رود شامل: Collagen casting ، Chitosan  glutar–aldehyde molding، Carrageenan–entrapping method وCaciumalginate gel – entraping method مي‌باشد (۲).

در بين روشهاي فوق روش آخر به سبب فعاليتهاي آنزيمي بالاي آن، پايداري و سهولت تهيه آن كاربرد بيشتري دارد.

براي تهيه الكل به غير از روش پيوسته كه در آن نياز به تثبيت سلولهاي مخمر مي‌باشد مي‌توان از توليد به روش Batch fermentation نيز استفاده نمود. اما كارايي آن نسبت به روشهاي ديگر نسبتاً كم مي‌باشد. اما روشي نسبتاً ساده مي‌باشد و پيچيدگيهاي روشهاي Immobilized method و Immobilized Flash method  را ندارد (۲).

از آنجا كه الكل توليد شده در فرمانتور يك عامل مهاري جهت عملكرد مخمرها محسوب مي‌شود بايد آن را از محيط خارج سازيم. چرخش محيط كشت از راه يك ستون تقطير به ما اين امكان را مي‌دهد كه الكل توليد شده را جداسازي نموده و محيط را براي عملكرد مخمرها مساعد نماييم          (۲، ۴).

يكي از مهمترين كاربردهاي سيستمهاي بيولوژيكي انرژي زا، توليد اتانول از تودة زيستي (Biomass) مي‌باشد. در ايالات متحدة آمريكا ساليانه بالغ بر ۵ ميليارد ليتر اتانول از طريق تخمير توليد مي‌شود كه مهمترين سوبستراي آنان نشاستة ذرت مي‌باشد. اين تكنولوژي در كشور آمريكا به خاطر توليد انبوه ذرت كه از طرف دولت مورد حمايت قرار مي‌گيرد مي‌تواند اقتصادي باشد. اما در كشورهاي ديگر همانند ايران توليد اين محصول جهت تبديل آن به سوخت طبيعي به صرفه نيست و استفاده از منابع سلولزي مي‌تواند راه حلي مناسب و جايگزين باشد.

تحقيقات بسيار گسترده و مناسبي در سرتاسر جهان جهت تحقق اين امر در حال انجام است و
بي شك در آينده بسيار نزديك شاهد توليد قند و اتانول و ديگر محصولات تخميري از زباله‌هاي مواد غذايي، كاغذهاي باطله، پسمانده‌هاي كشاورزي نظير كاه و ديگر منابع سلولزي خواهيم بود.

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

. آبنوس : اين چوب بدون نقش است . رويشگاه اين چوب سواحل گينه در افريقا از گاتا تا گابون است . چوب درون اين چوب سياه يک دست است .

۲. فوفل : اين چوب به رنگ قهو‌ه‌اى سير اخرايى است و خطوط موج‌دار تيره‌تر از رنگ زمينه دارد . رويشگاه آن مناطق گرم آسيا مثل هندوستان و پاکستان و جزاير سند و جاوه است .

۳. گردو : رنگ اين چوب از کرم مايل به قهوه‌اى تا قهوه‌اى خام بارگه‌هاى تيره و نامنظم موجدار است . محل رويش گردو در ارتفاعات ميان‌بند جنگلى شمال از آستارا تا گلى‌داغى و در غالب مناطق استپى است .

۴. کُنار : رنگ اين چوب قهوهاى با زمينهٔ گل اخرا است و نقش آن پر گره و خطوط موجدار است . محل رويش آن در استانهاى ساحلى جنوب ايران بهخصوص در راه سيرجان به بندرعباس است .
۵. کيکم : رنگ اين چوب زمينه کرم رنگ با خطوط و نقش‌هاى شکلاتى يا قهوه‌اى سوخته است و نقش آن جوش‌دار و موج‌دار است . محل رويش اين چوب جنگل‌هاى باختر و جنوب ايران است .

۶. آکاژو : رنگ اين چوب قرمز مايل به بنفش تيره و نقش آن خطوط نوارى پررنگ‌تر از زمينه است . محل رويش آن نيز غرب آفريقا از ليبريا، کامرون و کنگوتا، اوگاندا مى‌باشد .

۷. ساج : رنگ اين چوب قهوه‌اى با زمينهٔ سبز و نقش آن رگه‌هاى زرد يا قرمز نوارى است . رويشگاه اين چوب، جنوب آسيا از هندوستان تا هند و چين و جاوه است .

۸. سرخدار : رنگ اين چوب از کرم تا قهوه‌اى قرمز (با زمينهٔ رنگ آهن) و نقش آن موج‌دار با خطوط کمى پررنگ‌تر است . اين چوب در جامعهٔ راست‌شان به‌طور پراکنده ديده شده است و گاهى به‌صورت جنگل‌هاى خالص وجود دارد .

۹. بقم : رنگ اين چوب قرمز زنگ آهن و نقش آن خطوط موج‌دار کم‌رنگ‌تر از زمينه و گروه‌هاى متوسطى که در اثر تلاقى خطوط به‌وجود مى‌آيد ، مى‌باشد . محل رويش آن آسياى جنوبى است و از هندوستان به ايران وارد مى‌شود. درخت آن در امريکاى مرکزى و شمال امريکاى جنوبى نيز کاشته شده است.

۱۰. عناب : رنگ اين چوب قهوه‌اى با زمينهٔ گِل اخراى پخته زرد است و چوب کم نقشى است . رويشگاه اين چوب به‌طور پراکنده در خراسان است اما نوع بزرگ‌تر آن در بين راه بيرجند و تربت حيدريه نيز وجود دارد.

۱۱. سنجد : رنگ چوب درون قهوه‌‌اى مايل به قرمز و چوب برون زرد کم ‌رنگ است . اين چوب خطوط موج‌‌دار کم‌رنگ و پررنگ‌تر از زمينه همراه با جوش‌هاى فراوان دارد و در کليهٔ مناطق استپى ايران کاشته مى‌شود .

۱۲. زيتون : رنگ اين چوب کرم با زمينهٔ قهوه‌اى است و رگه‌هاى نامنظم و موج‌دار و فراوان به‌رنگ قهوه‌اى تيره دارد . رويشگاه اين چوب کرانهٔ مديترانه، شمال افريقا و جنوب اروپا است . در منطقهٔ رودبار و منجيل ايران نيز به‌طور فراوان کاشته مى‌شود . گونه‌هاى وحشى آن بين قزوين و گيلان و نواحى جيرفت و جبال بارز وجود دارد . در اطراف گرگان تا مازندران ديده شده است .

۱۳. بادام : رنگ اين چوب در بيرون کرم مايل به زرد، درون کرم مايل به شکلاتى است . و داراى خطوط موازى و باريک تيره‌تر از متن است . در کليهٔ مناطق استپى و کوهپايه‌اي، آذربايجان، خراسان، اطراف اصفهان، شيراز و کردستان کاشته مى‌شود .

۱۴. اقاقيا : رنگ اين چوب کرم با زمينهٔ شکلاتى است و نقش کم و بيش نوارى دارد . از درختان آمريکاى شمالى است و به علت سازش با خشکى کشت آن در مناطق استپى ايران متداول شده است .

۱۵. ملچ : رنگ چوب برون سفيد مايل به خاکسترى و چوب درون ترکيبى از خطوط قهوه‌اي، زرد پررنگ تا قرمز کم‌رنگ است و داراى خطوط نامنظم قهوه‌اى شکلاتى مى‌باشد . اين گونه جزء درختان جنگلى شمال ايران است و مى‌توان در بيشتر مناطق استپى ايران با آبيارى کاشت .

۱۶. خرمالو : رنگ اين چوب در درون خاکسترى کبود و چوب برون کرم روشن اخرايى است . اين گونه جزء درختان جنگلى شمال محسوب مى‌شود و رويشگاه آن کرانه‌هاى درياى خزر از جنگل‌هاى آستارا تا جنگل‌هاى گرگان است .

۱۷. زرشک: رنگ اين چوب زرد پررنگ با انعکاس صدفى است و نقش آن خطوط موج‌دار خودرنگ صدفي . اين گونه در دامنه‌هاى شمالى و جنوبى البرز و در ارتفاعات ۱۷۰۰-۲۳۰۰ متر و در حاشيهٔ رودخانه‌ها است .

۱۸. شمشاد : رنگ اين چوب زرد يا زمينهٔ رنگ آهن است و بدون نقش مى‌باشد . و در جنگل‌هاى جنوب اروپا، شمال افريقا، آسياى غربى مى‌رويد . در ايران منحصراً در ارتفاعات پائين جنگل‌هاى شمال از آستارا تا گرگان ديده شده است.

۱۹. نارنج : رنگ اين چوب زرد ليمويى و بدون نقش است. اين گونه در شمال و جنوب ايران کاشته مى‌شود . سواحل درياى خزر ، استان فارس و بلوچستان محل رويش اين درخت است .

۲۰. توت سفيد : رنگ چوب برون سفيد و درون زرد طلايى است. اين درخت در اصل در چين و آسياى شرقى بوده است . اما در ايران و بسيارى از مناطق معتدلهٔ دنيا کاشته مى‌شود . در ايران در مناطق مرطوب جنگلى شمال و همچنين در مناطق استپى نيز کاشته مى‌شود .

۲۱. افرا (پلث) : رنگ اين چوب سفيد شيرى و بدون نقش است . اين گونه جزء درختان جنگلى شمال ايران محسوب مى‌شود و از طوالش تا جنگل‌هاى گلى داغى و گلستان مى‌توان يافت .

۲۲. گلابي : رنگ اين چوب قرمز روشن (صورتي) با زمينهٔ قهوهاى و بدون نقش و گاهى منقوش است . اين درخت از آستارا تا گرگان مىرويد و در کردستان و لرستان نيز گونههاى مختلف آن وجود دارد .
۲۳. ممرز : رنگ اين چوب سفيد مايل به خاکسترى و نقش آن رگه هاى بنفش کمرنگ است . اين درخت از آستارا و ارسباران تا گلى داغلى در جنگلهاى ايزده و نور و زرينگل مازندران می رويد.
۲۴. چنار : رنگ اين چوب خاکسترى مايل به صورتى و طرحهاى شبيه نقطهٔ قرمز رنگ دارد و در بستر رودخانه ها و مناطق استپى می رويد .

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

فورميكا ورقه‌اي است متشكل از كاغذ‌هاي كرافت بعلاوه‌ يك ورقه كاغذ دكوركه تحت تأثير عمل آغشته‌سازي به چسب ، خشك كردن و پرس به هم چسبانده شده اند. ورقه حاصله ممكن است در ضخامت‌هاي mm ۵/۲ ـ ۱ و يا بيشتر باشد. كاغذ دكور رويه در نقش‌ها و رنگ‌هاي زيبا جذابيت خاصي را به اين محصول مي‌دهد.

ورقه‌هاي فورميكا در صنعت خودرو‌سازي ، تجهيزات مدارس ، ادارات ، منازل و… كاربرد دارد.

مراحل توليد خط فورميكا

۱.       مراحل آغشته‌كني

۲.       مرحله كاغذ چيني

۳.       مرحله پرس

۴.       مرحله كناربُري

۵.       سنباده‌زني

۶.       پرس فورميكا روي اوراق فشرده چوبي

الف ـ خط آغشته‌كني دكوراتيو و كرافت فلوتينگ و لاينر :

در خط آغشته‌كني ، آغشته‌سازي كاغذهاي دكوراتيو و كرافت به مواد چسبي صورت مي‌گيرد. كاغذهاي دكوراتيو در انواع رنگ‌ها و نقش‌هاي الوان و در گراماژهاي مختلف ، توسط رزين ملامين آغشته مي‌شود.براي آغشته‌سازي كاغذ كرافت از رزين فنوليك استفاده مي‌شود. كاغذهاي دكور از كشورهاي خارجي و كاغذ كرافت فلوتينگ از صنايع چوب مازندران و كاغذ كرافت لاينر از چوكاي تالش تأمين مي‌شود. در موقع مصرف رزين فنوليك ، براي افزايش خاصيت جذب ، آن را توسط متانول رقيق مي‌كنند. ابتداي رول كاغذي توسط درنفر از بين غلطك‌هاي در حال چرخش عبور داده مي‌شود. از دستگاه رول گردان تا تونل خشك‌كني مجموعاً تعداد ۱۵ غلطك براي هدايت كاغذ مستقر هستند . غلطك‌ها كاغذ را از تشك حاوي مايع چسب عبور مي‌دهند. البته كاغذ به طور كامل در داخل تشك غوطه‌ور مي‌شود. در مورد سرعت چرخش غلطك‌ها ذكز اين نكته ضروري است كه كليه آن‌ها توسط يك الكتروموتور و با سرعت يكسان حركت مي‌نمايند ، زيرا ناهماهنگي در سرعت باعث پارگي كاغذ خواهد شد. كاغذ پس از عبور از تشك ، از بين دو غلطك آبگيري عبور نموده و مايع اضافي از آن خارج مي‌شود و به پايين ريزش كرده از طريق كانال مخصوص به تشك باز مي‌گردد. بعد از غلطك‌هاي آبگيري ، دو عدد غلطك ديگر كار تنظيم كاغذ و صاف نگه‌داشتن آن را انجام مي‌دهند. ميزان جذب مايع چسب ، به نوع كاغذ و سرعت عبور كاغذ از داخل مايع و همچنين نوع فرمولاسيون و تركيب شيميايي چسب بستگي دارد . كاغذ بعد از آغشته شدن ، براي تكميل مراحل ياد شده وارد دستگاه خشك‌كن مي‌شود.

ـ خشك‌كن خط آغشتگي

۱ـ طول خشك‌كن ۱۲ متر و ارتفاع آن ۳ متر مي‌باشد كه جهت خشك كردن كاغذ آغشته شده تا حد مجاز از آن استفاده مي‌شود. سيستم حرارتي آن به صورت فن و كوئل مي‌باشد. تعداد ۲ جفت فن و كوئل در بالاي خشك‌كن و ۲ جفت ديگر در پايين واقع است. بخار ۱۳۰‌ـ۱۲۰. درجه از طريق لوله‌هاي مقاوم به حرارت و دماي بالا به كويل‌ها منتقل مي‌گردد. در كنار هر كويل يك فن دهنده انرژي گرمايي تشعشعي از آن‌ها را به فضاي داخل خشك‌كن هدايت مي‌كند.

۲ـ حركت زنجير كاغذ را از درون تونل عبور مي‌دهد.

ـ دستگاه‌هاي جانبي بعد از خشك‌كن

الف ـ فن خنك كننده

ب ـ غلطك‌هاي سرد كننده

ج ـ دستگاه Cutting ( تيغه قطع كننده )

الف ـ فن خنك كننده

كاغذ آغشته شده بعد از خشك شدن و به محض خروج از خشك‌كن توسط غلطك‌هاي نگهدارنده و تنظيم كننده از بالاي يك فن دمنده پر قدرت عبور مي‌كنند . بدين ترتيب كاغذ تا حدي خنك مي‌شود.

ب ـ غلطك‌هاي سرد كننده

در اين قسمت تعداد ۴ علطك وجود دارد. ۳ تاي آن‌ها هم قطر و بزرگتر و غلطك پاييني قطر كمتري دارد.غلطك‌هاي بزرك تو خالي بوده و آب سرد در داخل آن‌ها جريان دارد كه كاغذ در حين عبور از بين آن‌ها تا حد دماي محيط انرژي حرارتي و گرماي خود را از دست مي‌دهد.

ج ـ دستگاه كاتينگ Cutting

اين دستگاه داراي ۲ غلطك انتقال كاغذ و يك تيغه قطع كننده مي‌باشد. كاغذ بعد از مرحله خشك شدن ، توسط غلطك‌هاي اين دستگاه دريافت مي‌شود. در بالاي غلطك و در تماس با آن يك ديسكت فلزي در حال چرخش مي‌باشد. فشار باد به پيستون‌هاي حامل تيغه منتقل شده و در عرض چند دهم ثانيه باعث ضربه زدن تيغه به كاغذ مي‌شود. طول كاغذي كه در هر قطع حاصل مي‌شود cm ۲۵۰ و عرض آن cm ۱۲۸ مي‌باشد. براي كاغذهاي دكور طول cm ۲۵۲ در نظر گرفته مي‌شود.

ب ـ مرحله كـاغـذ چـيـنـي

اين مرحله بعد از آغشته‌سازي كاغذ صورت مي‌گيرد . در قسمت كاغذ چيني تعداد ۵ عدد ميز به طور رديفي قرار دارند كه عمليات روي آن‌ها صورت مي‌گيرد‌ .

 

تعريف رليس پي‌پر

ورقه‌هاي نازكي از جنس كاغذ آغشته شده به ماده شيميايي (( رليس اي جنت )) يا عامل جدا كننده هستند كه در مرحله پرس ، مانع از چسبيدن كاغذ‌هاي كرافت به هم مي‌گردند. ابتدا يك ورق كاغذ دكور به صورت برگردان و روي آن كاغذ‌هاي چيده شده قرار مي‌گيرد. بر روي يك دكور برگردان تعداد ۸ عدد كاغذ كرافت بعلاوه يك ورق رليس پي‌پر در وسط آن قرار مي‌گيرد و روي اين مجموعه يك ركور رويي واقع شده و در ادامه كار با قرار دادن يك يك دكور برگردان دنبال مي‌شود و تكرار اين ترتيب ياد شده و مراحل آن ، اصطلاحاً به كاغذچيني و دكورچيني معروف است. مجموعه آماده توسط ليفتراك به بخش پرس منتقل مي‌شود.

 

ج ـ مرحله پــرس

در واحد پرس سه قسمت مجزا از هم در عمليات همكاري مي‌كنند :

الف ـ خود دستگاه پرس

ب ـ دستگاه جابجايي صفحات فلزي جهت لايه چيني

ج ـ دستگاه تخليه و بارگيري و رابطه بين دو دستگاه فوق‌الذكر

هنگامي كه دهانه پرس بسته شود ، عمليات شروع مي‌گردد. اين دستگاه با نام SiemPelkamp ساخت آلمان ( آلمان‌غربي سابق ) و داراي ۱۰ طبقه مي‌باشد.

در پرس فورميكاي ۱ ميليمتري و ۵/۲ ميليمتري فاكتورهاي فشار و دما يكسان بوده ، ولي فاكتور زمان متغير است و در ۵/۲ ميليمتري اندكي بيشتر است. در هر مرحله از پرس تعداد ۱۰۰ ورق فورميكا ۱ يا ۵/۲ ميليمتري توليد مي‌شود.

د ـ مرحله كناره بري

از آنجايي كه فورميكاي خارج شده از پرس از لحاظ ظاهري داراي كناره‌هاي نامنظم و ريش‌ريش است لذا جهت حذف اين قسمت‌ها و دستيابي به فورميكايي با كناره صاف و منظم ، از دستگاه كناره بري استفاده مي‌شود. در روي اين بخش ۲ عدد اره گرد كوچك وجود دارد كه كار برش را انجام مي‌دهند.

و ـ مرحله سنباده‌زني

در اين دستگاه تعداد ۴ عدد غلطك فورميكا را از روي سنباده عبور مي‌دهند . غلطك‌هاي طرف كارده فورميكا را دريافت كرده و به غلطك‌هاي طرف كارگير هدايت مي‌نمايد . در اينجا سنباده از پايين قسمت زيرين ، فورميكا را سنباده مي‌كند. دليل اين‌كار اين است كه با ايجاد خراش‌هاي ريز زياد ، باعث افزايش سطح چسب خوري مي‌شود. افزايش سطح چسب خوري باعث چسبيدن مناسب فورميكا روي تخته‌هاي فشرده مي‌گردد. توسط يك پمپ دستي كه بوسيله فشار باد كار مي‌كند سطح رويي فورميكاي زيرين پاك مي‌شود. در غير اين‌صورت و در صورت وجود يك شيئ اضافي روي فورميكا ، در موقع عبور از بين غلطك‌ها باعث ايجاد ضايعات زيادي روي سطح ورقه خواهد شد

هـ ـ خط پرس فورميكا روي سطح اوراق فشرده چوبي

در اين خط ، انواع طرح‌هاي الوان فورميكا بر اساس سفارشات مصرف كنندگان ، در ابعاد و اندازه‌هاي متفاوتي روي سطوح تخته‌چندلايه يا تخته‌خرده‌چوب پرس مي‌شود. تخته‌خرده‌چوب مورد نياز از توليد داخل كارخانه و تخته چند لايه عمدتاً از ايران چوب قزوين و ساير واحد‌هاي توليد تخته‌لايه تأمين مي‌گردد.

مراحل كلي و عمومي خط پرس :

۱.       اندازه‌بُري

۲.       چسب‌زني

۳.       لايه‌چيني

۴.       پرس

۵.       كناره‌بري ( توسط دستگاه چلسكي )

۶.       لبه‌چسباني ( // // ايدم )

 

۱ـ انداره‌بري

اندازه بري تخته‌خرده‌چوب و تخته‌چندلايه توسط دستگاه اندازه‌بُر صورت مي‌گيرد.

۲ـ چسب‌زني قطعات

دستگاه چسب‌زني از نوع غلطكي بوده و براي آغشته‌سازي سطوح تخته‌ها استفاده مي‌شود. طول دستگاه ۵/۲ ـ ۲ متر و تعداد غلطك‌ها ۴ عدد بوده كه قطر آن‌ها در حدود ۲۰ ـ ۱۵ سانتي‌متر مي‌باشد.

۳ـ لايه‌چيني

عمليات لايه چيني در روي صفحات فلزي صورت مي‌گيرد كه در يك انتها داراي يك زائده مخصوص جابجايي مي‌باشند . در روي صفحه فلزي بسته به اندازه و ابعاد ، تعدادي فورميكا به‌صورت برگردان و سپس روي آن‌ها قطعات تخته‌چندلايه و باز روي آن يك ورقه فورميكا قرار مي‌گيرد. در سيستم مربوط به لايه‌چيني نئوپان هم ، همين مراحل رعايت مي‌گردد. البته ممكن است طرح و رنگ فورميكاي رويي و زيرين متفاوت يا يكسان باشد. صفحات پس از بارگيري در قفسه مخصوص قرار گرفته و به طرف پرس هدايت مي‌شود.

۴ـ مرحله پرس

صفحات بارگيري شده به داخل طبقات پرس هدايت مي‌شود. اين كار به‌واسطه وجود زائده‌هاي انتهاي صفحات و وجود بازوي متحرك ، كِشنده هيدروليكي مستقر از در مجاورت پرس امكان‌پذير است. تعداد طبقات پرس ۵ طبقه مي‌باشد و اين دستگاه ساخت كشور ايتاليا است.

فاكتورهاي مؤثر در پرس :

>> پرس فورميكا روي تخته‌چندلايه <<

۲kg/cm ۴۰۰ ـ ۲۴۰ = ميزان فشار لازم

‌‌c ’ ۱۸۰ ـ ۱۱۰ = ميزان دماي لازم

دقيقه ۲۵ = ميزان زمان لازم

>> پرس فورميكا روي تخته‌خرده‌چوب <<

kg/cm ۲ ۲۰۰ فشار

c ‘ ۱۰۰ ـ ۹۰ حرارت

دقيقه ۲۵ ـ ۲۰ زمان

۵ ـ مرحله كناره‌بُري

دستگاه كناره‌بر يا چلسكي ، دستگاهي است به‌طول ۶ متر داراي يا كانال تغذيه كه در كف كانال نوار نقاله دوّار وجود دارد. قطعه مورد نظر در مسير كانال قرار گرفته و توسط نوار نقاله پيش مي‌رود.

۶ ـ مرحله لبه‌چسباني ( دستگاه ايدم )

ايدم دستگاهي است به‌طول ۸ متر كه كار چسباندن لبه‌هاي قطعات روكش شده را انجام مي‌دهد. براي اين‌كار از رول‌هاي نواري الوان استفاده مي‌گردد كه رنگ نوار براي هر قطعه با رنگ روكش فورميكايي يكسان است. چسبي كه براي چسب زدن لبه‌هاي قطعات استفاده مي‌گردد هاتـمِلت ( Hotmelt ) يا گرانول حرارتي نام دارد.

————————————————————-

مطالب اين قسمت از خط توليد فورميكا سازي آذربنياد (تبريز) است كه توسط يكي از دانشجويان رشته صنايع چوب گردآوري شده است.

نوشته ای از Lithium