دی ۱۹

دانش مهندسي ژنتيك هنوز در آغاز راه است و مثل هر دانش نوظهوري ، غالباً مورد بحث هاي طولاني قرار مي گيرد. به طور قطع نه موافقان اين دانش به ويژه در حوزه كاربرد آن بر محصولات كشاورزي مي توانند ادعا كنند كه چنين رويكردي صد در صد مفيد و عاري از هر گونه پيامد سوء است و نه مخالفان مهندسي ژنتيك مي توانند مدعي آن شوند كه كاركردهاي چنين دانشي يكسره زيانبار است. پس زمينه براي بحث و تبادل نظر بايد گشوده باشد تا از بروز هر گونه ابهامي پيشگيري كند. در اين شماره مقاله اي درباره اثرات سوء كاربرد مهندسي ژنتيك بر روي گونه هاي درختي در جنگل ها را از نظرتان مي گذرانيم.
جنگلها پيچيده ترين و شگفت انگيزترين و ناشناخته ترين اكوسيستمها هستند. بيش از نيمي از گونه هاي زيستي جهان در آن زندگي مي كنند و بقاي اين گونه ها به زندگي جنگل بستگي دارد. دانسته هاي ما در مورد تأثير متقابل درختان و هزاران گونه زنده ديگر اندك است. دانشمندان ژنهاي بيگانه اي را همانند محصولات كشاورزي مهندسي شده وارد درختان كرده اند به صورتي كه در برابر آفات مقاوم شوند. درختان كه چرخه زندگي طولاني دارند و در اكوسيستم هاي پيچيده اي زندگي مي كنند در مراحل اوليه مطالعه مي باشند. با توجه به اين پيچيدگي ها پرورش درختان مهندسي ژنتيك (GE) خطرات بالقوه و مخربي براي محيط زيست ايجاد مي كند.
آزادسازي محصولات كشاورزي تغيير ژنتيك يافته آثار زيانبخشي را در گونه هاي غيرهدف و اكوسيستمها ايجاد كرده است. به طور مثال ذرت مقاوم به حشرات نوعي سم توليد مي كند كه براي پروانه ها و ديگر گونه هاي غيرهدف مضر است. اگر اين نوع سم توليد شده توسط درختان وارد محيط گردد موجودات زنده بي شماري را با عواقب غيرمنتظره اي براي سالها و حتي چند دهه مواجه خواهد كرد. همچنين اين درختان سم ياد شده را به درختان وحشي منتقل مي كنند و بدين وسيله توليد سم در اكوسيستمها دائمي خواهد بود.
صلح سبز تحريم فوري عليه آزادسازي درختان مهندسي ژنتيك را در محيط زيست به دليل خطر آلودگي ژنتيكي غيرقابل برگشت آنها اعلام كرده است. اين نوع از درختان گياهان ديگر و گونه هاي بي شماري از پرندگان پستانداران حشرات و ميكروبهاي وابسته به جنگل را مورد تهديد قرار داده اند.
نكاتي در مورد درختان تغيير ژنتيك يافته
بزرگترين تهديد اين قبيل درختان همچون ورود هر نوع موجود زنده ديگر مهندسي شده به محيط زيست، انتقال ژنهاي بيگانه به ساير موجودات است كه تنها از طريق گرده افشاني گياهان با آثار كاملاً غيرقابل پيش بيني كه عمده تـرين راه انتقال مي باشد صورت نمي گيرد. طبق گفته پروفسور مولين و برتراند قايل شدن محدوديت فيزيكي براي گرده و در بعضي مواقع حتي دانه هاي درختان جنگلي در تمام جهات ناممكن است.
طبق پژوهشهاي دانشمندان ژنتيك، گرده مخروطيان براي باروري درختان ديگر مسافتهاي بسيار طولاني طي مي كنند و بدين وسيله ژنها منتقل مي گردند.
با وجود مشكلات فرار ژنها، صنايع بيوتك اغلب ادعا مي كنند كه ناباروري درختان مهندسي راه حلي است كه از سير ژنها به درختان وحشي جلوگيري مي كند. در حالي كه اثبات ناباروري دائمي مهندسي ژنتيك بسيار مشكل است و در حقيقت چنين مسأله اي تنها بخش كوچكي از تحقيقات درختان را تشكيل مي دهد. علاوه بر اين درختان در طول دوره زندگي با استرسهاي بسياري از قبيل تغيير شرايط آب و هوايي مواجه مي گردند. به طور مثال پژوهشگران در آزمايشي روي درختان نخل دريافتند كه موفقيت در ايجاد مقاومت مهندسي نسبت به ويروسها در اين نوع درختان تنها در سال اول به دست آمد نه در سالهاي بعد. اين روند تأثيري است كه ژنهاي مهندسي بر ناباروري درختان مي گذراند. درختان نابارور تغيير ژن يافته در هر زماني مجدداً مي توانند بارور گردند و ژنهاي بارور كننده را به درون جمعيت وحشي نيز انتقال دهند.
در حال حاضر موارد بسياري از انتقال ژنها در دست است كه به صورت پايداري توسط عوامل زيست محيطي تحت تأثير قرار گرفته اند و تغييرات پايداري نيز در نسل هاي آتي بر جاي گذاشته اند. در واقع حتي درختان نابارور نيز در برابر ويژگي نفوذ ژنهاي غريبه به خويشاوندان وحشي در امان نيستند. اين مسأله نه تنها به دليل ناباروري مهندسي است كه با شكست روبه رو شده است بلكه حاكي از وجود ديگر روشهاي توليد مثل در درختان است.
تكثير گياهان مي تواند راه ديگر فرار ژنها باشد. به عنوان مثال درخت سپيدار به سختي از ساقه و ريشه ها جوانه مي زند، اما در بعضي گونه هاي آن شاخه ها و يا جوانه هاي كوتاه مي توانند خم شده و داخل نهرها شناور شوند به طوري كه از اين طريق ريشه دواني و درختان جديدي ايجاد مي كنند. مشكل اكولوژيكي ديگري در ناباروري درختان وجود دارد: درختان نابارور نمي توانند توليد گل، دانه، ميوه يا مخروط كنند، بنابراين غذايي براي حشرات و ديگر جانوراني كه وابسته به اين نوع از منابع غذايي اند در گردش نمي افتد، بنابراين اين مسأله مي تواند باعث كاهش تنوع گونه اي در جنگلها گردد.
كمبود اطلاعات
در مورد آثار بلند مدت درختان تغيير ژن يافته اطلاعات بسيار محدودي در دست است. ما از طريق اين نوع محصولات دانسته ايم كه تمام گياهان مهندسي ژنتيك مي توانند غيرقابل پيش بيني عمل كنند. تعيين چنين آثار جانبي ناخواسته و غيرمنتظره اي به دليل دوره هاي طولاني مدت زندگي و كنترل مشكل نهالستانهاي اين نوع درختان مشكل تر خواهد بود، چرا كه آنها ساليان متمادي، ويژگي هاي نامطلوب و يا مطلوب ناپايدار خود را نشان مي دهند.
اخيراً محققان آمريكايي در دانشگاه تكنولوژي ميشيگان، درختان سپيدار را جهت كاهش ميزان ليگنين آنها تغيير مهندسي دادند. دستكاري ژنتيكي به نحو غيرمنتظره اي رشد درختان را افزايش داد. حقيقتي كه براي محققان قابل توجيه نيست. اما مسلماً روشهاي ساز و كار ناشناخته ديگري در اين دستكاري تحت تأثير قرار گرفته است.
عمر طولاني درختان، ارزيابي خطر درختان GE را نسبت به رستني هاي يك ساله مشكل تر مي سازد. عوامل خارجي همچون شرايط آب و هوايي مي تواند دوره زندگي يك درخت را دستخوش تغيير وتحول كرده و خطرات جديدي ايجاد كند.

كاهش منابع طبيعي
از ديگر پيامدهاي درختان تغيير ژن يافته به وجود آمدن گونه هايي اند كه از رشد سريعتري برخوردارند. متأسفانه، چنين درختاني مي توانند با جذب سريع مواد، خاك را از مواد غذايي تهي كنند. علاوه بر اين رشد سريع چنين درختاني مي تواند فشار فزاينده اي بر مصرف آب- منبع كمياب در بسياري از مناطق- به وجود آورد.
نهالستانهاي قديمي درختان در گذشته منابع آب را در بسياري از مناطق مصرف كرده اند و رشد سريع درختان مهندسي ژنتيك اين روند بحراني را تشديد مي كند. علاوه بر ويژگي رشد سريع كه به خويشاوندان وحشي نيز منتقل گرديده است، اين گياهان مي توانند با رشد سريع خود در رقابت شديد با ديگر گياهان در كسب نور خورشيد، آب و مواد غذايي به سرعت تبديل به آفت شوند. اين مسأله يكي از موارد كاربرد مهندسي ژنتيك درختان است كه پيامدهاي مهم اكولوژيكي را در پي دارد.
آلودگي و علفهاي هرز
دانشمندان معتقدند درختان مهندسي نسبت به علف كشها مقاومند. چنين درختاني باعث افزايش مصرف علف كشها در منطقه مي گردند و در نتيجه خطر ورود مواد شيميايي به آبراهها و آسيب اكوسيستمها به طور چشمگيري افزايش مي يابد. با اين وجود درختان مقاوم به حشرات يا علف كشها مي توانند ژنهاي مقاوم فوق العاده خود را به خويشاوندان وحشي انتقال دهند. اين رستني ها مي توانند مبدل به علف هرز گردند. هم اكنون دانشمندان ژنتيك درختان روي درخت اكاليپتوس تحقيق مي كنند، درختي كه در بسياري از جنگلهاي دنيا علف هرز تلقي مي شود. آزادسازي درختان اكاليپتوس تغيير ژن يافته به محيط مي تواند منجر به مسايل بحران سازي گردد.
مهندسي ژنتيك درختان در مراحل ابتدايي است و در حال حاضر جهت تسهيل آزمايشات، بر مطالعه گياهان مدل انتخاب شده تأكيد مي شود تا ارزش اقتصادي آنها. به طور مثال كاج و صنوبر مهمترين گونه هاي جنگلي اقتصادي مي باشند، اما مهندسان ژنتيك روي درخت سپيدار و ديگر گونه هاي پهن برگ تحقيق مي كنند چرا كه تغيير و دگرگوني مخروطيان مشكل تر صورت مي پذيرد. در آمريكا ۱۱۵ مورد آزمايش بر روي ۱۱ گونه درختي انجام شده است كه مهمترين آن درختان سيب و سپيدار بود. اين درختان به صورت نگران كننده اي رشد كردند و در حال حاضر تهديد جدي براي محيطشان محسوب مي گردند. كشورهاي ديگري از جمله نيوزيلند، استراليا، كانادا، آفريقاي جنوبي، شيلي، اروگوئه و چين در زمينه درختان فعاليت كرده اند. در حال حاضر اين درختان به غير از كاربرد تجاري و آزاد آن به لحاظ جنگلداري تحت مطالعه قرار دارند.
درختان GE با ليگنين كمتر
علاوه بر مقاومت نسبت به علف كشها و حشرات، كاهش ليگنين اين درختان نيز مورد مطالعه قرار گرفته است. اين ويژگي در صنايع كاغذ از اهميت خاصي برخوردار است. ليگنين بافت سختي است كه يك سوم وزن خشك چوب را تشكيل مي دهد. اين ماده در گياهان باعث مقاومت در برابر آفت و انسجام ساختار آن مي گردد. ليگنين باعث سفتي خمير چوب كاغذ شده و به اين دليل شركتهاي بيوتك درصدد هستند به واسطه مهندسي ژنتيك آن را از درختان خارج كنند.
برآوردها نشان مي دهد كه اگر كاهش مقدار ليگنين مخروطيان تا سطح كاهش ليگنين موجود در چوبهاي جنگلي درختان پهن برگ صورت پذيرد صنايع چوب و كاغذ آمريكا به تنهايي يك ميليارد دلار سالانه صرفه جويي مي كنند. اهميت اقتصادي مقدار ليگنين مهندسي در كاربردهاي بهره برداري انحصاري آن در آمريكا برمي گردد. حدود ۵۰% بهره برداريهاي انحصاري مرتبط با درختان تغيير ژن يافته با ليگنين كاهش يافته است. از سويي متابوليسم ليگنين كمتر شناخته شده است و احتمالاً درختان با ليگنين اندك تا قبل از سالهاي ۲۰۱۰-۲۰۰۷ در دسترس نخواهند بود.
روش اصلاح ژنتيكي با آثار جانبي منفي بر رشد يا انسجام ساختمان گياه مانند تغيير رنگ چوب همراه است، لذا درختان با مقدار ليگنين اندك سريعتر از بين مي روند. اين مسأله خود سبب مي شود جنگل به آرامي پوسيده شود و ديگر موجودات جنگل زيستگاه خود را از دست دهند. هر ميزان تغيير ليگنين ممكن است بر مسأله غذا و نرخ رشد جمعيت موجودات تأثيرگذار باشد.
همچنين ليگنين، پوسيده شدن برگهاي كف جنگل توسط ميكروبها و روند تجزيه را كند مي كند. در نتيجه بيوماس ليگنين تغيير يافته مي تواند ساختمان خاك و باروري آن را تحت تأثير قرار دهد. اگرويژگي ليگنين اندك به جمعيت درختان وحشي راه پيدا كند مشكلات فوق در جنگلها نيز بروز مي كند. بعضي شركتها ادعا دارند توليد درختان تغيير ژن يافته داراي ليگنين كم جهت ساخت خمير روشنتر و آسياب كاغذ ارزانتر است. با وجود تأثير بي شمار اين نوع درختان بر اكوسيستمها بحث هزينه هاي ساخت خمير در برابر طبيعت دوباره مهندسي شده بي مورد است.
مثالهايي از موارد پيش بيني نشده درختان
در سالهاي ۱۹۹۶طي آزمايشي در آلمان، محققان تلاش كردند كه شكل برگ درختان سپيدار را از طريق مهندسي ژنتيك تغيير دهند. آنها با شگفتي دريافتند كه اين درختان سه يا چهار سال زودتر از نوع طبيعي گلدهي مي كنند. افزون بر اين دو درصد درختان به طور پيش بيني نشده اي به شكل طبيعيشان باز مي گردند. اين مثال نمونه بارزي از عملكرد خاموش ژنهاي بيگانه متوقف شده در گياهان مهندسي ژنتيك است.
در آزمايش ديگري كه بر روي درختان سپيدار كه در دانشگاه تكنولوژي ميشيگان انجام شد بر روشهاي كاهش مقدار ليگنين اين درختان تأكيد گرديد. پژوهشگران دريافتند كه ژنهاي اصلاح شده باعث تغيير رنگ چوب بعضي از درختان به رنگ قرمز و خالدار گرديد كه در حالت طبيعي سفيد رنگ بودند. آنها نتوانستند تغييرات به وجود آمده در رنگ و طرح اين درختان را توجيه كنند. چنين پيامدهاي ناخواسته اي در آزمايشات مهندسي ژنتيك عموميت دارد.
چه بايد كرد؟
درختان تغيير ژن يافته خطرات زيست محيطي بسياري ايجاد مي كنند. آلودگي ژنتيكي آلودگي زنده اي است و زماني كه چيزي اشتباه شود غيرقابل برگشت خواهد بود. صلح سبز به فوريت آزادسازي و تجارت اين درختان را ممنوع اعلام كرده است و از شركتهاي مرتبط با اين مساله تقاضا دارد به حمايت مالي از تجارت و كاشت درختان تغيير ژن يافته پايان دهند. استورانسو يكي از بزرگترين شركتهاي جنگلداري است كه اعلام كرده است موجودات دستكاري شده ژنتيكي را در جنگلها و توليدات آن به كار نخواهند گرفت. با توجه به فرايندهاي بيولوژيكي اساسي كه مي تواند سيستمهاي اجتماعي و اقتصادي را تحت تأثير قرار دهد استورانسو از زمره شركتهاي انگشت شمار جهاني است كه اصول و معيارهاي بين المللي اكولوژيكي و مديريت جنگل بدون مهندسي ژنتيك انجمن حمايت و مراقبت جنگل را تحقق بخشيده است.

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

استاندارد آغشتگي تيرهاي چوبي
۱ ـ هدف
هدف از تدوين اين استاندارد بيان روش‏هاي آغشتگي و اشباع تيرهاي چوبي در مقابل فساد و آتش مي‏باشد .
يادآوري : در اين استاندارد منظور از فساد عبارتست از پوسيدگي چوب ـ كرم خوردگي چوب و از بين رفتن چوب به وسيله موجودات دريائي مي‏باشد .
۲ ـ دامنه كاربرد
اين استاندارد در مورد روش‏ها و مواد آغشتگي و اشباع براي انواع تيرهاي چوبي معادن ـ ساختمان ـ اسكله و غيره قابل اجراء مي‏باشد .
۳ ـ مواد آغشتگي و اشباع
اين مواد كه براي آغشتگي و اشباع تيرهاي چوبي جهت محافظت در مقابل فساد و آتش مي‏باشد به قرار زير مي‏باشد:
۳ ـ ۱ ـ مواد اشباع و آغشتگي و تيرهاي چوبي در مقابل فساد
۳ ـ ۱ ـ ۱ ـ كرئوزوت
كرئوزوت آغشتگي و اشباع تيرهاي چوبي بايد از تقطير زغال سنگ به دست آمده باشد ( چون كرئوزوت از تقطير چوب و لنين نيز به دست مي‏آيد ) و از مواد زير تشكيل يافته است :
ـ اسيدهاي قطراني ( مخلوطي از اسيد فنوليك ـ كسيلول ـ كرزول )
ـ بازهاي قطراني ( مخلوطي پيريدين ـ اكريدين ـ كينملين )
ـ مواد خنثي ( مخلوطي از آنترانسين ـ فلوئورن ـ نفتالين ـ مناترين )
در عمل گاهي مي‏توان كرئوزوت را به طور خالص مصرف نمود ولي به علت داشتن خاصيت گندزدائي فوق العاده زياد آن را مخلوط با مواد ديگر به كار مي‏برند چنانچه گاهي آن را در قطران زغال سنگ و گاهي در   حل كرده و مصرف مي‏كنند .
در مورد محلول كرئوزوت و قطران زغال سنگ فرمول‏هاي زير به كار برده مي‏شود .
عيب بزرگ كرئوزوت اينست كه تيرهاي چوبي پس از آغشتگي سياه‏رنگ , بد بود و چسبنده مي‏شوند كه در اين صورت رنگ كردن آنها مشكل مي‏باشد ولي مي‏توان با الكلي‏هاي فلزي تيرهاي چوبي را پس از آغشتگي با كرئوزوت رنگ نمود كرئوزوت بر دو نوع است .
۳ ـ ۱ ـ ۱ ـ ۱ ـ كرئوزوت سيال ( نوع T.T.D)
كرئوزوت سيال منحصرا از روغن‏هاي سنگين تقطير و قطران زغال سنگ به دست مي‏آيد .
وزن مخصوص
وزن مخصوص كرئوزوت سيال در ۱۵ درجه سانتي گراد بايد بن ۱/۰۲۰ ـ ۱/۱۰۰ باشد .
حلاليت در بنزين
هنگامي كه كرئوزوت سيال در بنزين كريستاليزه حل گردد وزن باقيمانده حل نشده نبايد بيش از ۰/۲ درصد باشد . براي اين كار دو عدد كاغذ صافي را با هم در اتو تا ثابت ماندن وزن قرار دهيد و ۱۰۰ گرم كرئوزوت را با ۱۰۰ گرم بنزين كريستاليزه در حرارت ۱۵ درجه سانتي گراد مخلوط نموده و از صافي دوگانه توزين شده نامبرده صاف كرده و صافي‏ها را به طور جداگانه در اتو ۴۰ درجه سانتي گراد خشك نموده و توزين نماييد اختلاف وزن دو صافي نبايد بيش از ۰/۲ گرم باشد .
تعيين آب كرئوزوت
اندازه‏گيري آب موجود در كرئوزوت به كمك كشش بخار كسيلول در دستگاه وينكروژاكه انجام مي‏گيرد اين دستگاه عبارت است از يك بالن گردن كوتاه به ظرفيت ۵۰۰ ميلي ليتر كه به آن يك لوله دريافت كننده مدرج وصل شده و روي آن هم يك مبرد قرار دارد ۱۰۰ ميلي ليتر كرئوزوت سيال و ۱۰۰ ميلي ليتر كسيلول را خوب مخلوط كرده و در داخل بالن ريخته و چند عدد ساچمه سربي در ته بالن قرار دهيد تا عمل تقطير به طور منظم صورت گيرد . جريان آب را به داخل مبرد برقرار نموده و به سرعت مخلوط را بجوشانيد بعد از نيم ساعت جوشش و زماني كه ديگر هيچ قطره آبي در قسمت بالائي بالن ديده نشده عمل جوشش را متوقف نماييد آب موجود در كرئوزوت كه به كمك كشش بخارات كسيلول خارج و در پايه لوله مدرج جمع شده نشان دهنده ميزان درصد آب موجود در كرئوزوت مي‏باشد كه نبايد بيش از يك ميلي متر باشد .
تقطير جزء به جزء كرئوزوت :
كرئوزوت را اگر تقطير نمايند ماد زير حاصل مي‏گردد :

تا ۱۷۰ درجه سانتيگراد %۱ وزني
تا ۲۳۰ درجه سانتيگراد %۳۰ وزني
تا ۳۱۵ درجه سانتيگراد %۶۵ وزني
تا ۳۶۰ درجه سانتيگراد %۸۵ وزني

۳ ـ ۱ ـ ۱ ـ ۲ ـ كرئوزوت سنگين ( نوع F.C.N.S)
از تقطير قطران زغال سنگ در كوره‏ها و ديگ‏هاي كارخانجات گاز و كوره تهيه كمك ذوب آهن به دست مي‏آيد كه نبايد مواد زير به آن اضافه نمود .
ـ پس مانده‏هاي استخراج يا تصفيه مواد تشكيل دهنده قطران توسط عمليات شيميائي يا احتراق مانند پس مانده عمليات شيميائي انجام شده بر روي نفتالين يا آنتراسين
ـ روغن‏هاي حاصله از بنزين گيري
ـ روغن‏هاي نفتي يا مشابه
آب موجود در كرئوزوت حداكثر يك درصد مي‏باشد ولي تا %۳ را نيز مي‏توان پذيرفت .
۳ ـ ۱ ـ ۲ ـ روغن‏هاي آلي قابل حل در حلال‏هاي نفتي
اين روغن‏ها در آب قابل حل نبوده ولي در حلال‏هاي نفتي به خوبي حل مي‏گردند و اين مواد سمي هم بر روي قارچ‏ها و هم بر روي حشرات چوب خوار تأثير مي‏كند و پس از آغشته كردن تيرهاي چوبي حلال‏ها بدون حرارت دادن تبخير شده و مواد سمي در داخل چوب باقي مي‏ماند كه در آن تغييري به وجود نمي‏آورد و در اين صورت مي‏توان اين قبيل تيرهاي چوبي را پس از آغشته شدن رنگ كرد و شامل :
۳ ـ ۱ ـ ۲ ـ ۱ ـ پنتاكلرورفنل (C۶HCl۵)
اين ماده بيشتر براي مبارزه با قارچ‏هاي رنگ كننده چوب به كار برده مي‏شود ولي در روي قارچ‏هاي نابود كننده چوب نيز بي‏اثر نيست .
۳ ـ ۱ ـ ۲ ـ ۲ ـ نفتانات مس
چون اين ماده بر روي گياهان تأثير نمي‏كند آن را براي آغشته كردن چوب‏هاي گلخانه و ساير تأسيسات كشاورزي به كار مي‏برند .
۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ مواد معدني محلول در آب
۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ سولفات مس
سولفات مس را به صورت محلول   وزني تهيه كرده و مصرف مي‏نمايند سولفات مس به كار رفته بايد از نوع متبلور بوده و نبايد بيش از يك درصد سولفات آهن داشته باشد و حداقل مقدار مس آن ۲۴/۹ درصد است و آبي كه جهت محلول مصرفي مي‏شود بايد حتي الامكان از مواد آهكي عاري باشد .
۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ ۲ ـ بي كلرور جيوه
بي كلرور جيوه را به نسبت يك كيلوگرم در ۱۵۰ ليتر آب حل كرده و مصرف مي‏كنند . آب به كار برده شده بايد تا حتي الامكان فاقد مواد آهكي باشد .
بي كلرور جيوه به كار برده شده بايد از درجه خلوص تجارتي خوبي برخوردار باشد به طوري كه  اگر در پنج برابر وزن خود در الكل اتيليك ۹۰ درجه حل شود بيش از ۰/۱ درصد باقيمانده از خود به جا نگذارد . همچنين اگر در حرارت ۴۰۰±۵۰ درجه سانتي گراد قرار داده شود نبايد بيش از ۰/۲ درصد وزني باقيمانده داشته باشد .
رطوبت موجود در بي كلرور جيوه نبايد بيش از ۰/۲ درصد باشد براي تعيين رطوبت آن ۱۰۰ گرم بي كلرور جيوه را در دسيكاتور محتوي كلرور كلسيم تا وزن ثابت خشك مي‏كنند كسر وزن نبايد بيش از ۲۰۰ ميلي گرم باشد .
۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ ۳ ـ كلرور دو رنگ
اين ماده سال‏ها به عنوان نمونه واقعي ماده حفاظت چوب قابل حل در آب مورد استفاده قرار گرفته است ولي عيب آن قابل شستشو بودن مي‏باشد كه براي جلوگيري از آن فرمول زير توصيه شده است .
اين تركيب خشك را در هموزن خود در آب حل نموده و مصرف مي‏كند و ميزان استعمال آن براي هر متر مكعب چوب ۱۸ كيلوگرم مي‏باشد .
۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ ۴ ـ نمك ولعان

هرچند اين تركيب براي آغشتگي تراور هم به كار مي‏رود ولي اغلب در مورد چوب‏هائي كه با خاك يا آب تماس ندارند نتيجه بهتري مي‏دهد .
۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ ۵ ـ نك بوليدن۱
اين نمك از تركيبات زير تشكيل مي‏شود

يك قسمت از مخلوط بالا را با سه قسمت وزني سولفات دو رنگ متبلور در آب حل نموده و تيرها را آغشته مي‏نمايند.
۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ ۶ ـ سلكور۲

۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ نمك سبز۳
اين نمك از تركيبات زير تشكيل مي‏شود .
۳ ـ ۲ ـ مواد آغشتگي تيرهاي چوبي در مقابل آتس
مسئله جلوگيري از احتراق تيرهاي چوبي ساختماني و غيره از مدت‏ها پيش مورد توجه قرار گرفته است و مواد مختلفي را براي حفاظت چوب در برابر آتش بذار مي‏برند كه مهم‏ترين آنها به قرار زير است :
۳ ـ ۲ ـ ۱ ـ نمك‏هاي معدني
۳ ـ ۲ ـ ۱ ـ رنگ‏هاي كند كننده آتش :
اين رنگ‏ها عبارتند از رنگ‏هاي روغني كه با روغن بي رنگ تهيه مي‏شوند كه در آن به جاي قسمتي از بيگمان‏هاي رنگي براكس به آنها اضافه مي‏نمايند . رنگ‏هاي كند كننده آتش داراي فرمول‏هاي مختلف هستند كه مهم‏ترين آنها به شرح زير است .
بعضي اوقات در رنگ‏هاي كند كننده آن موادي از قبيل تركيب او را افرالديد و فسفات آمونيوم نيز به كار مي‏روند .
۴ ـ روشهاي آغشتگي و اشباع
روش‏هاي مختلفي براي آغشتگي و اشباع تيرهاي چوبي وجود دارد كه مهم‏ترين آنها به قرار زير است :
۴ ـ ۱ ـ روش آغشتگي سطحي تيرها
در اين روش به وسيله قلم مو يا پاشيدن يا فروبردن چوب در محلول , سطح چوب را با مواد ضد عفوني آغشته مي‏نمايند و اغلب سموم حشره كش يا كرئوزوت بدين روش مورد استعمال قرار مي‏گيرند . در عمل فرو بردن تيرهاي چوبي را در مخازن پر از كرئوزوت نتيجه بهتري به دست مي‏آورند به خصوص اگر كرئوزوت داراي حرارتي در حدود ۸۲ درجه سانتي گراد باشد .
وزن در اين روش فقط سطح تيرهاي چوبي آغشته مي‏گردند لذا براي تيرهاي چوبي كه با خاك در تماس هستند زياد مناسب نمي‏باشد ولي در ساير موارد روش ارزان و ساده‏اي به شمار مي‏رود مشروط بر اين‏كه چوب‏ها قبلا تا اندازه‏اي خشك شده و داراي رطوبت سطحي زياد نباشد .
۴ ـ ۲ ـ روش غوطه‏ور كردن تيرها
در اين روش در بشكه‏هاي محتوي مواد آغشتگي تيرها را به طور عمود قرار مي‏دهند پس از آغشتگي تيرها را به طور معكوس مجددا در بشكه مي‏گذارند تا قسمت ديگر آغشته شود گاهي نيز براي چوب‏هاي بلندتر ظروف بزرگتري به كار مي‏برند و چوب‏ها را به طور افقي در محلول قرار مي‏دهند و با وسائلي چوب را در ظرف غوطه ور نگاه مي‏دارند كه در اين روش چوب يكنواخت‏تر آغشته مي‏شود .
در اين روش از پنتاكلرورفنل ـ نفتانات مسر و كرئوزوت استفاده مي‏گردد اگر چنانچه كرئوزوت از نوع غليظ باشد آن را در تمام مدت آغشتگي گرم نگاه مي‏دارند با اين روش مي‏توان تيره‏اي چوبي پايه ـ تيرهاي كوچك مانند تيرهاي پرچين و نرده را آغشته نمود .
۴ ـ ۲ ـ روش بوشري
در اين روش ماده ضد عفوني را در تنه درختان    مي‏نمايند به طوري كه ماده ضد عفوني جانشين    گردد . عمل تزريق به اين ترتيب است كه تيرها را به طور افقي طوري قرار مي‏دهند كه مقطع كوچك آنها به اندازه ۴۰ ـ ۵۰ سانتي متر پايي تراز مقطع بزرگ آنها باشد .
در اين موقع يك سر لوله لاستيكي را به مقطع بزرگ تيره سر ديگر لوله به مخزن وصل مي‏نمايند اين مخزن در بلندي قرار دارد و ارتفاع آن قسمت به طور تيرها به طول تيرها متفاوت است .
يادآوري ۱ ـ هميشه بايد حداقل   مخزن از محلول آغشتگي پر باشد .
يادآوري ۲ ـ دوباره به كار بردن موادي كه از انتهاي تيرها خارج مي‏گردد مجاز نمي‏باشد .
با اين روش كليه تيرهاي چوبي تازه بريده شده را كه پوست آنها گرفته نشده  است مي‏توان تحت عمل آغشتگي قرار داد و محلول آغشتگي سولفات مس مي‏باشد .
۴ ـ ۴ ـ روش ظروف سرباز
۴ ـ ۴ ـ ۱ ـ روش فرو بردن چوب در محلول سرد و گرم
اصول كار ـ در اين روش ابتداء تيرها را در محلول گرم فرو مي‏برند . در اين حال هواي داخل حفره‏هاي چوب منبسط شده و قسمتي از آن از چوب خارج مي‏گردد . اگر در اين حال تيرها را وارد محلول سرد نمايند فشار داخلي تيرها پايين آمده و محلول يا عمق زيادي در چوب نفوذ مي‏كند .
اين روش بسيار ساده بوده و فقط به دو حوضچه فلزي و يك گرم كننده و يك دستگاه بالا برنده نياز است .
مواد آغشتگي در اين روش در درجه اول كرئوزوت و در درجه دوم ساير سموم محلول در آب است . اگر كرئوزوت به كار رود حرارت متوسط حوضچه گرم ۱۰۰ درجه سانتي گراد و حوضچه سرد ۶۵ درجه سانتي گراد مي‏باشد و در مورد سموم محلول حرارت حوضچه سرد همان حرارت محيط مي‏باشد . مدت براي حوضچه گرم حداقل ۶ ساعت و براي حوضچه سرد ۲ ساعت مي‏باشد .
۴ ـ ۴ ـ ۲ ـ روش كيان
در اين روش تيرها را در محلول سرد بي كلرور جيوه فرو مي‏برند و روش تيرها بايد از تجرايت خشك باشد و محلول ضد عفوني شده عبارتست از يك محلول بي كلرور جيوه به نسبت يك كيلوگرم بي كلرور جيوه در ۱۵۰ ليتر آب .
۴ ـ ۵ ـ روش ظروف سر بسته
در اين روش تيرها را در يك مخزن سربسته غير قابل نفوذ قرار داده و مايع آغشتگي را تحت فشار وارد مخزن نموده و تيرها را آغشته مي‏نمايند و عمل به دو طريق زير انجام مي‏گيرد . مك
۴ ـ ۵ ـ ۱ ـ روش تبل
در اين روش تيرها را در مخازن قرار داده و به مدت ۳۰ دقيقه فشار داخل مخزن را تا ۶۵ ميليمتر جيوه پايين مي‏آورند سپس مايع آغشتگي ( كرئوزوت را به مخزن وارد نموده و فشار را تا ۶ آتمسفر مي‏رسانند و ۱ ـ ۲ ساعت فشار را ثابت نگاه مي‏دارند بعد فشار را قطع مي‏نمايند . براي اين‏كه زيادي كرئوزوت موجود در چوب را خارج نمايند قبل از درآوردن تيرها را مخزن مختصري خلاء ايجاد مي‏كنند .
در اين روش در تخليه اول هواي داخل حفره‏هاي چوب خارج شده و كرئوزوت تحت ۶ اتمسفر فشار به خوبي در داخل چوب نفوذ مي‏كند .
عيب بزرگ اين روش اينست كه مصرف كرئوزوت زياد بوده و كرئوزوت اضافي داخل چوب بعدا به صورت قطرات بيرون ريخته و سبب كثيف شدن تير مي‏گردد .
۴ ـ ۵ ـ ۲ ـ روش روپينگ
در اين روش پس از قرار دادن تيرهاي چوبي در مخزن فشار آن را به مدت ۱۵ دقيقه تا ۴ آتمسفر بالا مي‏برند تا هوا كاملا در داخل تير نفوذ كند بعد كرئوزوت را وارد مخزن نموده و مجددا فشار مخزن را به ۱۰ اتمسفر مي‏رسانند و اين فشار را به مدت ۱ ـ ۲ ساعت ثابت نگاه مي‏دارند تا كرئوزوت وارد خلل و فرج چوب شود و ضمنأ هواي داخل چوب متراكم شود در اين حال دفعتأ فشار مخزن را از بين مي‏برند تا اين عمل هواي متراكم داخل چوب كرئوزوت اضافي را به خارج چوب مي‏راند و با مختصر خلاء مقدار زيادي از كرئوزوت از چوب پس گرفته مي‏شود .
با اين عمل فقط كرئوزوت ديواره ياخته‏هاي چوب را آغشته مي‏نمايند و در نتيجه از كثيف شدن و مصرف زيادي كرئوزوت جلوگيري مي‏شود .

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

دانش مهندسي ژنتيك هنوز در آغاز راه است و مثل هر دانش نوظهوري ، غالباً مورد بحث هاي طولاني قرار مي گيرد. به طور قطع نه موافقان اين دانش به ويژه در حوزه كاربرد آن بر محصولات كشاورزي مي توانند ادعا كنند كه چنين رويكردي صد در صد مفيد و عاري از هر گونه پيامد سوء است و نه مخالفان مهندسي ژنتيك مي توانند مدعي آن شوند كه كاركردهاي چنين دانشي يكسره زيانبار است. پس زمينه براي بحث و تبادل نظر بايد گشوده باشد تا از بروز هر گونه ابهامي پيشگيري كند. در اين شماره مقاله اي درباره اثرات سوء كاربرد مهندسي ژنتيك بر روي گونه هاي درختي در جنگل ها را از نظرتان مي گذرانيم.
جنگلها پيچيده ترين و شگفت انگيزترين و ناشناخته ترين اكوسيستمها هستند. بيش از نيمي از گونه هاي زيستي جهان در آن زندگي مي كنند و بقاي اين گونه ها به زندگي جنگل بستگي دارد. دانسته هاي ما در مورد تأثير متقابل درختان و هزاران گونه زنده ديگر اندك است. دانشمندان ژنهاي بيگانه اي را همانند محصولات كشاورزي مهندسي شده وارد درختان كرده اند به صورتي كه در برابر آفات مقاوم شوند. درختان كه چرخه زندگي طولاني دارند و در اكوسيستم هاي پيچيده اي زندگي مي كنند در مراحل اوليه مطالعه مي باشند. با توجه به اين پيچيدگي ها پرورش درختان مهندسي ژنتيك (GE) خطرات بالقوه و مخربي براي محيط زيست ايجاد مي كند.
آزادسازي محصولات كشاورزي تغيير ژنتيك يافته آثار زيانبخشي را در گونه هاي غيرهدف و اكوسيستمها ايجاد كرده است. به طور مثال ذرت مقاوم به حشرات نوعي سم توليد مي كند كه براي پروانه ها و ديگر گونه هاي غيرهدف مضر است. اگر اين نوع سم توليد شده توسط درختان وارد محيط گردد موجودات زنده بي شماري را با عواقب غيرمنتظره اي براي سالها و حتي چند دهه مواجه خواهد كرد. همچنين اين درختان سم ياد شده را به درختان وحشي منتقل مي كنند و بدين وسيله توليد سم در اكوسيستمها دائمي خواهد بود.
صلح سبز تحريم فوري عليه آزادسازي درختان مهندسي ژنتيك را در محيط زيست به دليل خطر آلودگي ژنتيكي غيرقابل برگشت آنها اعلام كرده است. اين نوع از درختان گياهان ديگر و گونه هاي بي شماري از پرندگان پستانداران حشرات و ميكروبهاي وابسته به جنگل را مورد تهديد قرار داده اند.
نكاتي در مورد درختان تغيير ژنتيك يافته
بزرگترين تهديد اين قبيل درختان همچون ورود هر نوع موجود زنده ديگر مهندسي شده به محيط زيست، انتقال ژنهاي بيگانه به ساير موجودات است كه تنها از طريق گرده افشاني گياهان با آثار كاملاً غيرقابل پيش بيني كه عمده تـرين راه انتقال مي باشد صورت نمي گيرد. طبق گفته پروفسور مولين و برتراند قايل شدن محدوديت فيزيكي براي گرده و در بعضي مواقع حتي دانه هاي درختان جنگلي در تمام جهات ناممكن است.
طبق پژوهشهاي دانشمندان ژنتيك، گرده مخروطيان براي باروري درختان ديگر مسافتهاي بسيار طولاني طي مي كنند و بدين وسيله ژنها منتقل مي گردند.
با وجود مشكلات فرار ژنها، صنايع بيوتك اغلب ادعا مي كنند كه ناباروري درختان مهندسي راه حلي است كه از سير ژنها به درختان وحشي جلوگيري مي كند. در حالي كه اثبات ناباروري دائمي مهندسي ژنتيك بسيار مشكل است و در حقيقت چنين مسأله اي تنها بخش كوچكي از تحقيقات درختان را تشكيل مي دهد. علاوه بر اين درختان در طول دوره زندگي با استرسهاي بسياري از قبيل تغيير شرايط آب و هوايي مواجه مي گردند. به طور مثال پژوهشگران در آزمايشي روي درختان نخل دريافتند كه موفقيت در ايجاد مقاومت مهندسي نسبت به ويروسها در اين نوع درختان تنها در سال اول به دست آمد نه در سالهاي بعد. اين روند تأثيري است كه ژنهاي مهندسي بر ناباروري درختان مي گذراند. درختان نابارور تغيير ژن يافته در هر زماني مجدداً مي توانند بارور گردند و ژنهاي بارور كننده را به درون جمعيت وحشي نيز انتقال دهند.
در حال حاضر موارد بسياري از انتقال ژنها در دست است كه به صورت پايداري توسط عوامل زيست محيطي تحت تأثير قرار گرفته اند و تغييرات پايداري نيز در نسل هاي آتي بر جاي گذاشته اند. در واقع حتي درختان نابارور نيز در برابر ويژگي نفوذ ژنهاي غريبه به خويشاوندان وحشي در امان نيستند. اين مسأله نه تنها به دليل ناباروري مهندسي است كه با شكست روبه رو شده است بلكه حاكي از وجود ديگر روشهاي توليد مثل در درختان است.
تكثير گياهان مي تواند راه ديگر فرار ژنها باشد. به عنوان مثال درخت سپيدار به سختي از ساقه و ريشه ها جوانه مي زند، اما در بعضي گونه هاي آن شاخه ها و يا جوانه هاي كوتاه مي توانند خم شده و داخل نهرها شناور شوند به طوري كه از اين طريق ريشه دواني و درختان جديدي ايجاد مي كنند. مشكل اكولوژيكي ديگري در ناباروري درختان وجود دارد: درختان نابارور نمي توانند توليد گل، دانه، ميوه يا مخروط كنند، بنابراين غذايي براي حشرات و ديگر جانوراني كه وابسته به اين نوع از منابع غذايي اند در گردش نمي افتد، بنابراين اين مسأله مي تواند باعث كاهش تنوع گونه اي در جنگلها گردد.
كمبود اطلاعات
در مورد آثار بلند مدت درختان تغيير ژن يافته اطلاعات بسيار محدودي در دست است. ما از طريق اين نوع محصولات دانسته ايم كه تمام گياهان مهندسي ژنتيك مي توانند غيرقابل پيش بيني عمل كنند. تعيين چنين آثار جانبي ناخواسته و غيرمنتظره اي به دليل دوره هاي طولاني مدت زندگي و كنترل مشكل نهالستانهاي اين نوع درختان مشكل تر خواهد بود، چرا كه آنها ساليان متمادي، ويژگي هاي نامطلوب و يا مطلوب ناپايدار خود را نشان مي دهند.
اخيراً محققان آمريكايي در دانشگاه تكنولوژي ميشيگان، درختان سپيدار را جهت كاهش ميزان ليگنين آنها تغيير مهندسي دادند. دستكاري ژنتيكي به نحو غيرمنتظره اي رشد درختان را افزايش داد. حقيقتي كه براي محققان قابل توجيه نيست. اما مسلماً روشهاي ساز و كار ناشناخته ديگري در اين دستكاري تحت تأثير قرار گرفته است.
عمر طولاني درختان، ارزيابي خطر درختان GE را نسبت به رستني هاي يك ساله مشكل تر مي سازد. عوامل خارجي همچون شرايط آب و هوايي مي تواند دوره زندگي يك درخت را دستخوش تغيير وتحول كرده و خطرات جديدي ايجاد كند.

كاهش منابع طبيعي
از ديگر پيامدهاي درختان تغيير ژن يافته به وجود آمدن گونه هايي اند كه از رشد سريعتري برخوردارند. متأسفانه، چنين درختاني مي توانند با جذب سريع مواد، خاك را از مواد غذايي تهي كنند. علاوه بر اين رشد سريع چنين درختاني مي تواند فشار فزاينده اي بر مصرف آب- منبع كمياب در بسياري از مناطق- به وجود آورد.
نهالستانهاي قديمي درختان در گذشته منابع آب را در بسياري از مناطق مصرف كرده اند و رشد سريع درختان مهندسي ژنتيك اين روند بحراني را تشديد مي كند. علاوه بر ويژگي رشد سريع كه به خويشاوندان وحشي نيز منتقل گرديده است، اين گياهان مي توانند با رشد سريع خود در رقابت شديد با ديگر گياهان در كسب نور خورشيد، آب و مواد غذايي به سرعت تبديل به آفت شوند. اين مسأله يكي از موارد كاربرد مهندسي ژنتيك درختان است كه پيامدهاي مهم اكولوژيكي را در پي دارد.
آلودگي و علفهاي هرز
دانشمندان معتقدند درختان مهندسي نسبت به علف كشها مقاومند. چنين درختاني باعث افزايش مصرف علف كشها در منطقه مي گردند و در نتيجه خطر ورود مواد شيميايي به آبراهها و آسيب اكوسيستمها به طور چشمگيري افزايش مي يابد. با اين وجود درختان مقاوم به حشرات يا علف كشها مي توانند ژنهاي مقاوم فوق العاده خود را به خويشاوندان وحشي انتقال دهند. اين رستني ها مي توانند مبدل به علف هرز گردند. هم اكنون دانشمندان ژنتيك درختان روي درخت اكاليپتوس تحقيق مي كنند، درختي كه در بسياري از جنگلهاي دنيا علف هرز تلقي مي شود. آزادسازي درختان اكاليپتوس تغيير ژن يافته به محيط مي تواند منجر به مسايل بحران سازي گردد.
مهندسي ژنتيك درختان در مراحل ابتدايي است و در حال حاضر جهت تسهيل آزمايشات، بر مطالعه گياهان مدل انتخاب شده تأكيد مي شود تا ارزش اقتصادي آنها. به طور مثال كاج و صنوبر مهمترين گونه هاي جنگلي اقتصادي مي باشند، اما مهندسان ژنتيك روي درخت سپيدار و ديگر گونه هاي پهن برگ تحقيق مي كنند چرا كه تغيير و دگرگوني مخروطيان مشكل تر صورت مي پذيرد. در آمريكا ۱۱۵ مورد آزمايش بر روي ۱۱ گونه درختي انجام شده است كه مهمترين آن درختان سيب و سپيدار بود. اين درختان به صورت نگران كننده اي رشد كردند و در حال حاضر تهديد جدي براي محيطشان محسوب مي گردند. كشورهاي ديگري از جمله نيوزيلند، استراليا، كانادا، آفريقاي جنوبي، شيلي، اروگوئه و چين در زمينه درختان فعاليت كرده اند. در حال حاضر اين درختان به غير از كاربرد تجاري و آزاد آن به لحاظ جنگلداري تحت مطالعه قرار دارند.
درختان GE با ليگنين كمتر
علاوه بر مقاومت نسبت به علف كشها و حشرات، كاهش ليگنين اين درختان نيز مورد مطالعه قرار گرفته است. اين ويژگي در صنايع كاغذ از اهميت خاصي برخوردار است. ليگنين بافت سختي است كه يك سوم وزن خشك چوب را تشكيل مي دهد. اين ماده در گياهان باعث مقاومت در برابر آفت و انسجام ساختار آن مي گردد. ليگنين باعث سفتي خمير چوب كاغذ شده و به اين دليل شركتهاي بيوتك درصدد هستند به واسطه مهندسي ژنتيك آن را از درختان خارج كنند.
برآوردها نشان مي دهد كه اگر كاهش مقدار ليگنين مخروطيان تا سطح كاهش ليگنين موجود در چوبهاي جنگلي درختان پهن برگ صورت پذيرد صنايع چوب و كاغذ آمريكا به تنهايي يك ميليارد دلار سالانه صرفه جويي مي كنند. اهميت اقتصادي مقدار ليگنين مهندسي در كاربردهاي بهره برداري انحصاري آن در آمريكا برمي گردد. حدود ۵۰% بهره برداريهاي انحصاري مرتبط با درختان تغيير ژن يافته با ليگنين كاهش يافته است. از سويي متابوليسم ليگنين كمتر شناخته شده است و احتمالاً درختان با ليگنين اندك تا قبل از سالهاي ۲۰۱۰-۲۰۰۷ در دسترس نخواهند بود.
روش اصلاح ژنتيكي با آثار جانبي منفي بر رشد يا انسجام ساختمان گياه مانند تغيير رنگ چوب همراه است، لذا درختان با مقدار ليگنين اندك سريعتر از بين مي روند. اين مسأله خود سبب مي شود جنگل به آرامي پوسيده شود و ديگر موجودات جنگل زيستگاه خود را از دست دهند. هر ميزان تغيير ليگنين ممكن است بر مسأله غذا و نرخ رشد جمعيت موجودات تأثيرگذار باشد.
همچنين ليگنين، پوسيده شدن برگهاي كف جنگل توسط ميكروبها و روند تجزيه را كند مي كند. در نتيجه بيوماس ليگنين تغيير يافته مي تواند ساختمان خاك و باروري آن را تحت تأثير قرار دهد. اگرويژگي ليگنين اندك به جمعيت درختان وحشي راه پيدا كند مشكلات فوق در جنگلها نيز بروز مي كند. بعضي شركتها ادعا دارند توليد درختان تغيير ژن يافته داراي ليگنين كم جهت ساخت خمير روشنتر و آسياب كاغذ ارزانتر است. با وجود تأثير بي شمار اين نوع درختان بر اكوسيستمها بحث هزينه هاي ساخت خمير در برابر طبيعت دوباره مهندسي شده بي مورد است.
مثالهايي از موارد پيش بيني نشده درختان
در سالهاي ۱۹۹۶طي آزمايشي در آلمان، محققان تلاش كردند كه شكل برگ درختان سپيدار را از طريق مهندسي ژنتيك تغيير دهند. آنها با شگفتي دريافتند كه اين درختان سه يا چهار سال زودتر از نوع طبيعي گلدهي مي كنند. افزون بر اين دو درصد درختان به طور پيش بيني نشده اي به شكل طبيعيشان باز مي گردند. اين مثال نمونه بارزي از عملكرد خاموش ژنهاي بيگانه متوقف شده در گياهان مهندسي ژنتيك است.
در آزمايش ديگري كه بر روي درختان سپيدار كه در دانشگاه تكنولوژي ميشيگان انجام شد بر روشهاي كاهش مقدار ليگنين اين درختان تأكيد گرديد. پژوهشگران دريافتند كه ژنهاي اصلاح شده باعث تغيير رنگ چوب بعضي از درختان به رنگ قرمز و خالدار گرديد كه در حالت طبيعي سفيد رنگ بودند. آنها نتوانستند تغييرات به وجود آمده در رنگ و طرح اين درختان را توجيه كنند. چنين پيامدهاي ناخواسته اي در آزمايشات مهندسي ژنتيك عموميت دارد.
چه بايد كرد؟
درختان تغيير ژن يافته خطرات زيست محيطي بسياري ايجاد مي كنند. آلودگي ژنتيكي آلودگي زنده اي است و زماني كه چيزي اشتباه شود غيرقابل برگشت خواهد بود. صلح سبز به فوريت آزادسازي و تجارت اين درختان را ممنوع اعلام كرده است و از شركتهاي مرتبط با اين مساله تقاضا دارد به حمايت مالي از تجارت و كاشت درختان تغيير ژن يافته پايان دهند. استورانسو يكي از بزرگترين شركتهاي جنگلداري است كه اعلام كرده است موجودات دستكاري شده ژنتيكي را در جنگلها و توليدات آن به كار نخواهند گرفت. با توجه به فرايندهاي بيولوژيكي اساسي كه مي تواند سيستمهاي اجتماعي و اقتصادي را تحت تأثير قرار دهد استورانسو از زمره شركتهاي انگشت شمار جهاني است كه اصول و معيارهاي بين المللي اكولوژيكي و مديريت جنگل بدون مهندسي ژنتيك انجمن حمايت و مراقبت جنگل را تحقق بخشيده است.

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

استاندارد آغشتگي تيرهاي چوبي
۱ ـ هدف
هدف از تدوين اين استاندارد بيان روش‏هاي آغشتگي و اشباع تيرهاي چوبي در مقابل فساد و آتش مي‏باشد .
يادآوري : در اين استاندارد منظور از فساد عبارتست از پوسيدگي چوب ـ كرم خوردگي چوب و از بين رفتن چوب به وسيله موجودات دريائي مي‏باشد .
۲ ـ دامنه كاربرد
اين استاندارد در مورد روش‏ها و مواد آغشتگي و اشباع براي انواع تيرهاي چوبي معادن ـ ساختمان ـ اسكله و غيره قابل اجراء مي‏باشد .
۳ ـ مواد آغشتگي و اشباع
اين مواد كه براي آغشتگي و اشباع تيرهاي چوبي جهت محافظت در مقابل فساد و آتش مي‏باشد به قرار زير مي‏باشد:
۳ ـ ۱ ـ مواد اشباع و آغشتگي و تيرهاي چوبي در مقابل فساد
۳ ـ ۱ ـ ۱ ـ كرئوزوت
كرئوزوت آغشتگي و اشباع تيرهاي چوبي بايد از تقطير زغال سنگ به دست آمده باشد ( چون كرئوزوت از تقطير چوب و لنين نيز به دست مي‏آيد ) و از مواد زير تشكيل يافته است :
ـ اسيدهاي قطراني ( مخلوطي از اسيد فنوليك ـ كسيلول ـ كرزول )
ـ بازهاي قطراني ( مخلوطي پيريدين ـ اكريدين ـ كينملين )
ـ مواد خنثي ( مخلوطي از آنترانسين ـ فلوئورن ـ نفتالين ـ مناترين )
در عمل گاهي مي‏توان كرئوزوت را به طور خالص مصرف نمود ولي به علت داشتن خاصيت گندزدائي فوق العاده زياد آن را مخلوط با مواد ديگر به كار مي‏برند چنانچه گاهي آن را در قطران زغال سنگ و گاهي در   حل كرده و مصرف مي‏كنند .
در مورد محلول كرئوزوت و قطران زغال سنگ فرمول‏هاي زير به كار برده مي‏شود .
عيب بزرگ كرئوزوت اينست كه تيرهاي چوبي پس از آغشتگي سياه‏رنگ , بد بود و چسبنده مي‏شوند كه در اين صورت رنگ كردن آنها مشكل مي‏باشد ولي مي‏توان با الكلي‏هاي فلزي تيرهاي چوبي را پس از آغشتگي با كرئوزوت رنگ نمود كرئوزوت بر دو نوع است .
۳ ـ ۱ ـ ۱ ـ ۱ ـ كرئوزوت سيال ( نوع T.T.D)
كرئوزوت سيال منحصرا از روغن‏هاي سنگين تقطير و قطران زغال سنگ به دست مي‏آيد .
وزن مخصوص
وزن مخصوص كرئوزوت سيال در ۱۵ درجه سانتي گراد بايد بن ۱/۰۲۰ ـ ۱/۱۰۰ باشد .
حلاليت در بنزين
هنگامي كه كرئوزوت سيال در بنزين كريستاليزه حل گردد وزن باقيمانده حل نشده نبايد بيش از ۰/۲ درصد باشد . براي اين كار دو عدد كاغذ صافي را با هم در اتو تا ثابت ماندن وزن قرار دهيد و ۱۰۰ گرم كرئوزوت را با ۱۰۰ گرم بنزين كريستاليزه در حرارت ۱۵ درجه سانتي گراد مخلوط نموده و از صافي دوگانه توزين شده نامبرده صاف كرده و صافي‏ها را به طور جداگانه در اتو ۴۰ درجه سانتي گراد خشك نموده و توزين نماييد اختلاف وزن دو صافي نبايد بيش از ۰/۲ گرم باشد .
تعيين آب كرئوزوت
اندازه‏گيري آب موجود در كرئوزوت به كمك كشش بخار كسيلول در دستگاه وينكروژاكه انجام مي‏گيرد اين دستگاه عبارت است از يك بالن گردن كوتاه به ظرفيت ۵۰۰ ميلي ليتر كه به آن يك لوله دريافت كننده مدرج وصل شده و روي آن هم يك مبرد قرار دارد ۱۰۰ ميلي ليتر كرئوزوت سيال و ۱۰۰ ميلي ليتر كسيلول را خوب مخلوط كرده و در داخل بالن ريخته و چند عدد ساچمه سربي در ته بالن قرار دهيد تا عمل تقطير به طور منظم صورت گيرد . جريان آب را به داخل مبرد برقرار نموده و به سرعت مخلوط را بجوشانيد بعد از نيم ساعت جوشش و زماني كه ديگر هيچ قطره آبي در قسمت بالائي بالن ديده نشده عمل جوشش را متوقف نماييد آب موجود در كرئوزوت كه به كمك كشش بخارات كسيلول خارج و در پايه لوله مدرج جمع شده نشان دهنده ميزان درصد آب موجود در كرئوزوت مي‏باشد كه نبايد بيش از يك ميلي متر باشد .
تقطير جزء به جزء كرئوزوت :
كرئوزوت را اگر تقطير نمايند ماد زير حاصل مي‏گردد :

تا ۱۷۰ درجه سانتيگراد %۱ وزني
تا ۲۳۰ درجه سانتيگراد %۳۰ وزني
تا ۳۱۵ درجه سانتيگراد %۶۵ وزني
تا ۳۶۰ درجه سانتيگراد %۸۵ وزني

۳ ـ ۱ ـ ۱ ـ ۲ ـ كرئوزوت سنگين ( نوع F.C.N.S)
از تقطير قطران زغال سنگ در كوره‏ها و ديگ‏هاي كارخانجات گاز و كوره تهيه كمك ذوب آهن به دست مي‏آيد كه نبايد مواد زير به آن اضافه نمود .
ـ پس مانده‏هاي استخراج يا تصفيه مواد تشكيل دهنده قطران توسط عمليات شيميائي يا احتراق مانند پس مانده عمليات شيميائي انجام شده بر روي نفتالين يا آنتراسين
ـ روغن‏هاي حاصله از بنزين گيري
ـ روغن‏هاي نفتي يا مشابه
آب موجود در كرئوزوت حداكثر يك درصد مي‏باشد ولي تا %۳ را نيز مي‏توان پذيرفت .
۳ ـ ۱ ـ ۲ ـ روغن‏هاي آلي قابل حل در حلال‏هاي نفتي
اين روغن‏ها در آب قابل حل نبوده ولي در حلال‏هاي نفتي به خوبي حل مي‏گردند و اين مواد سمي هم بر روي قارچ‏ها و هم بر روي حشرات چوب خوار تأثير مي‏كند و پس از آغشته كردن تيرهاي چوبي حلال‏ها بدون حرارت دادن تبخير شده و مواد سمي در داخل چوب باقي مي‏ماند كه در آن تغييري به وجود نمي‏آورد و در اين صورت مي‏توان اين قبيل تيرهاي چوبي را پس از آغشته شدن رنگ كرد و شامل :
۳ ـ ۱ ـ ۲ ـ ۱ ـ پنتاكلرورفنل (C۶HCl۵)
اين ماده بيشتر براي مبارزه با قارچ‏هاي رنگ كننده چوب به كار برده مي‏شود ولي در روي قارچ‏هاي نابود كننده چوب نيز بي‏اثر نيست .
۳ ـ ۱ ـ ۲ ـ ۲ ـ نفتانات مس
چون اين ماده بر روي گياهان تأثير نمي‏كند آن را براي آغشته كردن چوب‏هاي گلخانه و ساير تأسيسات كشاورزي به كار مي‏برند .
۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ مواد معدني محلول در آب
۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ سولفات مس
سولفات مس را به صورت محلول   وزني تهيه كرده و مصرف مي‏نمايند سولفات مس به كار رفته بايد از نوع متبلور بوده و نبايد بيش از يك درصد سولفات آهن داشته باشد و حداقل مقدار مس آن ۲۴/۹ درصد است و آبي كه جهت محلول مصرفي مي‏شود بايد حتي الامكان از مواد آهكي عاري باشد .
۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ ۲ ـ بي كلرور جيوه
بي كلرور جيوه را به نسبت يك كيلوگرم در ۱۵۰ ليتر آب حل كرده و مصرف مي‏كنند . آب به كار برده شده بايد تا حتي الامكان فاقد مواد آهكي باشد .
بي كلرور جيوه به كار برده شده بايد از درجه خلوص تجارتي خوبي برخوردار باشد به طوري كه  اگر در پنج برابر وزن خود در الكل اتيليك ۹۰ درجه حل شود بيش از ۰/۱ درصد باقيمانده از خود به جا نگذارد . همچنين اگر در حرارت ۴۰۰±۵۰ درجه سانتي گراد قرار داده شود نبايد بيش از ۰/۲ درصد وزني باقيمانده داشته باشد .
رطوبت موجود در بي كلرور جيوه نبايد بيش از ۰/۲ درصد باشد براي تعيين رطوبت آن ۱۰۰ گرم بي كلرور جيوه را در دسيكاتور محتوي كلرور كلسيم تا وزن ثابت خشك مي‏كنند كسر وزن نبايد بيش از ۲۰۰ ميلي گرم باشد .
۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ ۳ ـ كلرور دو رنگ
اين ماده سال‏ها به عنوان نمونه واقعي ماده حفاظت چوب قابل حل در آب مورد استفاده قرار گرفته است ولي عيب آن قابل شستشو بودن مي‏باشد كه براي جلوگيري از آن فرمول زير توصيه شده است .
اين تركيب خشك را در هموزن خود در آب حل نموده و مصرف مي‏كند و ميزان استعمال آن براي هر متر مكعب چوب ۱۸ كيلوگرم مي‏باشد .
۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ ۴ ـ نمك ولعان

هرچند اين تركيب براي آغشتگي تراور هم به كار مي‏رود ولي اغلب در مورد چوب‏هائي كه با خاك يا آب تماس ندارند نتيجه بهتري مي‏دهد .
۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ ۵ ـ نك بوليدن۱
اين نمك از تركيبات زير تشكيل مي‏شود

يك قسمت از مخلوط بالا را با سه قسمت وزني سولفات دو رنگ متبلور در آب حل نموده و تيرها را آغشته مي‏نمايند.
۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ ۶ ـ سلكور۲

۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ نمك سبز۳
اين نمك از تركيبات زير تشكيل مي‏شود .
۳ ـ ۲ ـ مواد آغشتگي تيرهاي چوبي در مقابل آتس
مسئله جلوگيري از احتراق تيرهاي چوبي ساختماني و غيره از مدت‏ها پيش مورد توجه قرار گرفته است و مواد مختلفي را براي حفاظت چوب در برابر آتش بذار مي‏برند كه مهم‏ترين آنها به قرار زير است :
۳ ـ ۲ ـ ۱ ـ نمك‏هاي معدني
۳ ـ ۲ ـ ۱ ـ رنگ‏هاي كند كننده آتش :
اين رنگ‏ها عبارتند از رنگ‏هاي روغني كه با روغن بي رنگ تهيه مي‏شوند كه در آن به جاي قسمتي از بيگمان‏هاي رنگي براكس به آنها اضافه مي‏نمايند . رنگ‏هاي كند كننده آتش داراي فرمول‏هاي مختلف هستند كه مهم‏ترين آنها به شرح زير است .
بعضي اوقات در رنگ‏هاي كند كننده آن موادي از قبيل تركيب او را افرالديد و فسفات آمونيوم نيز به كار مي‏روند .
۴ ـ روشهاي آغشتگي و اشباع
روش‏هاي مختلفي براي آغشتگي و اشباع تيرهاي چوبي وجود دارد كه مهم‏ترين آنها به قرار زير است :
۴ ـ ۱ ـ روش آغشتگي سطحي تيرها
در اين روش به وسيله قلم مو يا پاشيدن يا فروبردن چوب در محلول , سطح چوب را با مواد ضد عفوني آغشته مي‏نمايند و اغلب سموم حشره كش يا كرئوزوت بدين روش مورد استعمال قرار مي‏گيرند . در عمل فرو بردن تيرهاي چوبي را در مخازن پر از كرئوزوت نتيجه بهتري به دست مي‏آورند به خصوص اگر كرئوزوت داراي حرارتي در حدود ۸۲ درجه سانتي گراد باشد .
وزن در اين روش فقط سطح تيرهاي چوبي آغشته مي‏گردند لذا براي تيرهاي چوبي كه با خاك در تماس هستند زياد مناسب نمي‏باشد ولي در ساير موارد روش ارزان و ساده‏اي به شمار مي‏رود مشروط بر اين‏كه چوب‏ها قبلا تا اندازه‏اي خشك شده و داراي رطوبت سطحي زياد نباشد .
۴ ـ ۲ ـ روش غوطه‏ور كردن تيرها
در اين روش در بشكه‏هاي محتوي مواد آغشتگي تيرها را به طور عمود قرار مي‏دهند پس از آغشتگي تيرها را به طور معكوس مجددا در بشكه مي‏گذارند تا قسمت ديگر آغشته شود گاهي نيز براي چوب‏هاي بلندتر ظروف بزرگتري به كار مي‏برند و چوب‏ها را به طور افقي در محلول قرار مي‏دهند و با وسائلي چوب را در ظرف غوطه ور نگاه مي‏دارند كه در اين روش چوب يكنواخت‏تر آغشته مي‏شود .
در اين روش از پنتاكلرورفنل ـ نفتانات مسر و كرئوزوت استفاده مي‏گردد اگر چنانچه كرئوزوت از نوع غليظ باشد آن را در تمام مدت آغشتگي گرم نگاه مي‏دارند با اين روش مي‏توان تيره‏اي چوبي پايه ـ تيرهاي كوچك مانند تيرهاي پرچين و نرده را آغشته نمود .
۴ ـ ۲ ـ روش بوشري
در اين روش ماده ضد عفوني را در تنه درختان    مي‏نمايند به طوري كه ماده ضد عفوني جانشين    گردد . عمل تزريق به اين ترتيب است كه تيرها را به طور افقي طوري قرار مي‏دهند كه مقطع كوچك آنها به اندازه ۴۰ ـ ۵۰ سانتي متر پايي تراز مقطع بزرگ آنها باشد .
در اين موقع يك سر لوله لاستيكي را به مقطع بزرگ تيره سر ديگر لوله به مخزن وصل مي‏نمايند اين مخزن در بلندي قرار دارد و ارتفاع آن قسمت به طور تيرها به طول تيرها متفاوت است .
يادآوري ۱ ـ هميشه بايد حداقل   مخزن از محلول آغشتگي پر باشد .
يادآوري ۲ ـ دوباره به كار بردن موادي كه از انتهاي تيرها خارج مي‏گردد مجاز نمي‏باشد .
با اين روش كليه تيرهاي چوبي تازه بريده شده را كه پوست آنها گرفته نشده  است مي‏توان تحت عمل آغشتگي قرار داد و محلول آغشتگي سولفات مس مي‏باشد .
۴ ـ ۴ ـ روش ظروف سرباز
۴ ـ ۴ ـ ۱ ـ روش فرو بردن چوب در محلول سرد و گرم
اصول كار ـ در اين روش ابتداء تيرها را در محلول گرم فرو مي‏برند . در اين حال هواي داخل حفره‏هاي چوب منبسط شده و قسمتي از آن از چوب خارج مي‏گردد . اگر در اين حال تيرها را وارد محلول سرد نمايند فشار داخلي تيرها پايين آمده و محلول يا عمق زيادي در چوب نفوذ مي‏كند .
اين روش بسيار ساده بوده و فقط به دو حوضچه فلزي و يك گرم كننده و يك دستگاه بالا برنده نياز است .
مواد آغشتگي در اين روش در درجه اول كرئوزوت و در درجه دوم ساير سموم محلول در آب است . اگر كرئوزوت به كار رود حرارت متوسط حوضچه گرم ۱۰۰ درجه سانتي گراد و حوضچه سرد ۶۵ درجه سانتي گراد مي‏باشد و در مورد سموم محلول حرارت حوضچه سرد همان حرارت محيط مي‏باشد . مدت براي حوضچه گرم حداقل ۶ ساعت و براي حوضچه سرد ۲ ساعت مي‏باشد .
۴ ـ ۴ ـ ۲ ـ روش كيان
در اين روش تيرها را در محلول سرد بي كلرور جيوه فرو مي‏برند و روش تيرها بايد از تجرايت خشك باشد و محلول ضد عفوني شده عبارتست از يك محلول بي كلرور جيوه به نسبت يك كيلوگرم بي كلرور جيوه در ۱۵۰ ليتر آب .
۴ ـ ۵ ـ روش ظروف سر بسته
در اين روش تيرها را در يك مخزن سربسته غير قابل نفوذ قرار داده و مايع آغشتگي را تحت فشار وارد مخزن نموده و تيرها را آغشته مي‏نمايند و عمل به دو طريق زير انجام مي‏گيرد . مك
۴ ـ ۵ ـ ۱ ـ روش تبل
در اين روش تيرها را در مخازن قرار داده و به مدت ۳۰ دقيقه فشار داخل مخزن را تا ۶۵ ميليمتر جيوه پايين مي‏آورند سپس مايع آغشتگي ( كرئوزوت را به مخزن وارد نموده و فشار را تا ۶ آتمسفر مي‏رسانند و ۱ ـ ۲ ساعت فشار را ثابت نگاه مي‏دارند بعد فشار را قطع مي‏نمايند . براي اين‏كه زيادي كرئوزوت موجود در چوب را خارج نمايند قبل از درآوردن تيرها را مخزن مختصري خلاء ايجاد مي‏كنند .
در اين روش در تخليه اول هواي داخل حفره‏هاي چوب خارج شده و كرئوزوت تحت ۶ اتمسفر فشار به خوبي در داخل چوب نفوذ مي‏كند .
عيب بزرگ اين روش اينست كه مصرف كرئوزوت زياد بوده و كرئوزوت اضافي داخل چوب بعدا به صورت قطرات بيرون ريخته و سبب كثيف شدن تير مي‏گردد .
۴ ـ ۵ ـ ۲ ـ روش روپينگ
در اين روش پس از قرار دادن تيرهاي چوبي در مخزن فشار آن را به مدت ۱۵ دقيقه تا ۴ آتمسفر بالا مي‏برند تا هوا كاملا در داخل تير نفوذ كند بعد كرئوزوت را وارد مخزن نموده و مجددا فشار مخزن را به ۱۰ اتمسفر مي‏رسانند و اين فشار را به مدت ۱ ـ ۲ ساعت ثابت نگاه مي‏دارند تا كرئوزوت وارد خلل و فرج چوب شود و ضمنأ هواي داخل چوب متراكم شود در اين حال دفعتأ فشار مخزن را از بين مي‏برند تا اين عمل هواي متراكم داخل چوب كرئوزوت اضافي را به خارج چوب مي‏راند و با مختصر خلاء مقدار زيادي از كرئوزوت از چوب پس گرفته مي‏شود .
با اين عمل فقط كرئوزوت ديواره ياخته‏هاي چوب را آغشته مي‏نمايند و در نتيجه از كثيف شدن و مصرف زيادي كرئوزوت جلوگيري مي‏شود .

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

جنگل‌ها، سرمايه‌هاي ملي هر كشور محسوب مي‌شوند كه حفاظت و استفادة صحيح از آنها، علاوه بر ثروت‌آفريني، بقاي محيط‌زيست را نيز تضمين مي‌نمايد. در مطلب زير، راهكارهاي بيوتكنولوژي جهت حفظ و استفادة مناسب از اين سرمايه‌هاي ملي، ذكر گرديده است:

مقدمه

حدود ۳۰ درصد از سطح كرة زمين به‌وسيلة جنگل‌ها پوشيده شده است كه ۲۵ درصد از آن در قارة اروپا و فدراسيون روسيه و بقيه در ساير نقاط جهان قرار دارند (كل مساحت جنگل‌هاي دنيا تقريبا ۹/۳ ميليارد هكتار است). جنگل‌ها و مراتع از حيث تأمين مواد غذايي جامعه، مصنوعات چوبي، محصولات كاغذي، تأمين تعداد زيادي از مايحتاج عمومي جامعه، جلوگيري از فرسايش و از

 

بين رفتن خاك و حفظ آب و نزولات آسماني، نقش مهمي را در اكوسيستم‌هاي طبيعي ايفا مي‌نمايند. بنابراين تلاش براي جلوگيري از نابودي اين منابع براي حفظ حيات انسان و همچنين كسب درآمد از اين منابع طبيعي، از اهميت حياتي برخوردار است.

به‌كارگيري بيوتكنولوژي جهت حفظ و استفادة بهينه از جنگل‌ها

به‌طور كلي، بيوتكنولوژي از طرق زير مي‌تواند در زمينة حفظ و بهره‌برداري بهينه از جنگل‌ها و مراتع مفيد واقع شود:

۱- كشت سلول و بافت

با استفاده از روش‌هاي كشت بافت مي‌توان گونه‌هاي درختان جنگلي در معرض انقراض را كه در شرايط طبيعي قادر به تكثير نيستند، از نابودي نجات داد. براي حفظ اين گونه‌ها،‌ بيوتكنولوژي با هدف تكثير انبوه در شرايط كنترل شدة آزمايشگاه و سپس كشت آنها در عرصه‌هاي طبيعي، نقش حياتي در حفظ گونه‌هاي جنگلي در حال زوال ايفا مي‌كند. در حال حاضر در شمال كشور گونه‌هايي مانند نارون، هزار، زبان‌گنجشك و نيز گونه‌هايي از درختان جنگل‌هاي زاگرس با اين مشكل مواجه هستند كه براي جلوگيري از انقراض آنها مي‌توان از روش‌هاي بيوتكنولوژي استفاده كرد.
يكي ديگر از موارد استفاده از تكنيك كشت بافت در بخش جنگل، كوتاه كردن دوره تجديد نسل درختان جنگلي و همچنين كوتاه كردن زمان مورد نياز براي دستيابي به پايداري فنوتيپي در درختان جنگلي مي‌باشد.

۲- نشانگرهاي مولكولي

 

۲-۱- شناسايي سريع و به موقع ژنوتيپ‌ها

در بررسي گونه‌ها و ژنوتيپ‌ها در برنامه‌هاي اصلاحي درختان جنگلي و غيرجنگلي، شناسايي و تمايز سريع بين مواد تحت بررسي، مدت زمان لازم براي انتخاب و اصلاح اين گونه‌ها را به‌طور چشمگيري كاهش داده و موجب تسريع فرآيند اصلاح مي‌شود. بررسي ضايعات و خصوصيات درختان جنگلي با نشانگرهاي فنوتيپي به ده‌ها سال وقت نياز است كه اين باعث كندي كار مي‌شود و زمان دستيابي به نتايج را طولاني مي‌كند. كاربرد روش‌هاي بيوتكنولوژي، به‌ويژه نشانگرهاي مولكولي مانند RFLP و AFLP، راه‌حل مناسبي براي تسريع اصلاح گونه‌هاي جنگلي و كاهش مدت زمان بررسي نتايج حاصل از كارهاي اصلاحي است. كاربرد روش‌هاي مولكولي، امكان شناسايي و ارزيابي در اولين مراحل رشد گياه را فراهم مي‌كند و زمان لازم براي رسيدن به اطلاعات مورد نياز را به حداقل مي‌رساند.

۲-۲- انتخاب بر اساس نشانگر به‌منظور بهبود كمي و كيفي فرآورده‌هاي جنگلي

مهمترين عواملي كه انجام برنامه‌هاي اصلاح درختان جنگلي را به شيوة سنتي محدود مي‌سازد عبارتند از:
الف) زمان بر بودن (طولاني بودن نسل‌ها در گياهان جنگلي)
ب) نبود دانش كافي در مورد روابط بين ساختارهاي ژنوتيپي و فنوتيپي درختان در يك زمان واحد
ج) وجود مشكلات زياد در كنترل فرآيند انتخاب در مورد گياهاني با گرده‌افشاني باز.
بايد توجه داشت كه نمي‌توان بر اساس خصوصيات ظاهري در مراحل اوليه رشد درختان، خصوصيات درختان بالغ را پيش‌بيني كرد و بنابراين ارزيابي كامل به روشي سنتي به زمان زيادي نياز است.

۲-۳- كاربرد نشانگرها در استفادة صنعتي از جنگل‌ها

سرعت رشد و فرم درخت در جنگل‌هاي صنعتي، تعيين‌كننده ارزش و بازده اقتصادي آن است. اصلاح و توليد درختان با سرعت رشد زياد و فرم متناسب، به‌منظور استفادة بهينه از منابع جنگلي، از اولويت خاصي برخوردار است و موجب افزايش بازده اقتصادي جنگل‌هاي موجود خواهد بود. افزايش بهره‌وري از جنگل و به خصوص افزايش كيفيت چوب و الوار از موارد مهم در مديريت جنگل محسوب مي‌شود. در اين زمينه، برنامه‌هاي وسيعي در نقاط مختلف دنيا و به‌خصوص در سطح اروپا با استفاده از برنامه‌هاي اصلاح كلاسيك و انتخاب به كمك نشانگر در جريان است. برخلاف بسياري از گياهان زراعي، تاريخچة انتخاب و اصلاح گونه‌هاي درختان جنگلي نسبتاً كوتاه است (بزرگترين برنامه اصلاحي سيستماتيكي كه تاكنون صورت گرفته بروي گونه‌هايي از اكاليپتوس و كاج بوده است)؛ بنابراين براي تسريع چرخة اصلاح اين درختان، ابزارهاي بيوتكنولوژي و از جمله نشانگرهاي مولكولي، مي‌توانند راه‌گشا باشند و فرآيند شناسايي صفات كمي و كيفي مطلوب را شتاب بخشند.

۲-۴- ساير كاربردهاي نشانگرها

از جمله كاربردهاي ديگر نشانگرهاي مولكولي در بخش جنگل موارد زير است:
شناسايي كلون‌هاي برتر، شناسايي آلودگي جنگل‌ها، برآورد تنوع ژنتيكي به منظور استفاده از آن در استراتژي‌هاي نمونه‌گيري، حفاظت ژنتيكي و حفاظت از كلكسيون‌هاي جمعيت‌هاي اصلاحي. ارزش واقعي نشانگرها را مي‌توان در به‌كارگيري آنها در تحقيقاتي ديد كه جهت فهم مكانيزم‌هاي پاية ژنتيكي و فيزيولوژيكي صورت مي‌گيرند.هم‌اكنون تحقيقات هدفمندي در جهت شتاب‌دهي به توسعة استفاده و بكارگيري نشانگرهاي مولكولي جهت غربال‌گري گونه‌هاي جنگلي در سطح دنيا در حال انجام است.

۳- مهندسي ژنتيك

برخي از استراتژي‌هاي اصلاحي در درختان جنگلي، بر روي افزايش كمي صفاتي است كه از قبل وجود داشته‌اند. در حالي كه در برخي از استراتژي‌ها، هدف، وارد كردن صفاتي جديد به گياه ميزبان است. تكنيك‌هاي DNA نوتركيب در هر دو مورد مي‌تواند مؤثر باشند. مهندسي ژنتيك مي‌تواند جهت اصلاح درختان جنگلي در زمينه‌هاي مختلفي به‌كار ‌رود. برخي از اين زمينه‌ها عبارتند از:

۳-۱- ايجاد گونه‌هاي جنگلي مقاوم به آفات و بيماري‌ها

يكي از روش‌هاي حفظ گونه‌هاي مهم جنگلي، حفاظت آنها از آفات و بيماري‌هاي شايع است. گفتني است كه تعدادي از گونه‌هاي مهم جنگلي كه از اهميت زيادي برخوردارند، در جنگل‌هاي صنعتي شمال كشور، در اثر حملة برخي از بيماري‌هايي كه اپيدمي شده‌اند، رو به انقراض و نابودي هستند (از جمله بيماري مرگ درختان نارون). براي جلوگيري از زيان وارده و انقراض اين گونه‌ها، اقدامات جدي بايد به عمل آيد. از طرفي، استفاده از سموم، موجب برهم خوردن تعادل زيست‌محيطي، صرف هزينه زياد و مقاومت تدريجي آفات به سموم مي‌شود و از نظر عملي نيز كاربرد سموم در چنين سطح گسترده‌اي امكان‌پذير نيست. در اين رابطه مي‌توان از روش‌هاي مطمئن و بدون زيان‌هاي زيست‌محيطي مانند انتقال ژن‌هاي مقاوم به عوامل قارچي و باكتريايي بيماري‌زا، استفاده كرد. براي جلوگيري از زيان حشرات، مي‌توان ژن‌هايي را كه كدكننده يكسري مواد كشنده حشرات هستند به گياه منتقل كرد و گياه را در برابر حمله آفات، مقاوم ساخت. در اين رابطه، انتقال ژن Bt به درختان جنگلي، معمول‌ترين شيوه‌اي است كه تاكنون استفاده شده است.‌ براي مثال، در سال ۱۹۹۰، حدود ۶۰ درصد از كل برنامه‌هاي كنترل آفات در آمريكاي شمالي، به‌خصوص مبارزه با كرم جوانه (Budworm) و نوعي پروانه (Gypsy moth) با استفاده از باكتري Bt انجام شده است.
البته محدوديتي كه در استفاده از Bt وجود دارد، اين است كه طيف عمل باكتري Bt بسيار باريك است، يعني تنها بر گروهي از آفات تأثيرگذار است. همچنين نور آفتاب مي‌تواند اسپور و سم اين باكتري را غيرفعال كند. البته بيوتكنولوژي توانسته است با شناسايي و انتخاب باكتري‌هاي اصلاح شدة مؤثرتر و همچنين تكنولوژي DNA نوتركيب، نقش مهمي را در ايجاد مقاومت درختان جنگلي به آفات بازي نمايد. آمارهاي مربوط به كشور آمريكا نشان مي‌دهد، سالانه يك ميليارد دلار بر اثر حمله حشرات و بيماري‌ها به جنگل‌هاي اين كشور خسارت وارد مي‌آيد. اگر مطالعه‌اي جامع در مورد خسارت ناشي از آفات و بيماري در كشور صورت گيرد، مشخص مي‌شود كه رقم ضرر و زيان در كشور ما نيز بالا است. مثال‌هاي موفقي كه در زمينة توليد درختان مقاوم به حشره در سطح دنيا وجود دارد عبارتند از: صنوبر، كاج و اكاليپتوس مقاوم به حشره.

۳-۲- ايجاد گونه‌هاي جنگلي مقاوم به تنش‌هاي غير زنده(سرما، خشكي، شوري و غيره)

از جمله فاكتورهاي محدودكنندة كشت گونه‌هاي جنگلي در برخي مناطق، وجود شرايط نامساعدي چون كمبود آب، شوري خاك و سرما است. روش‌هاي بيوتكنولوژي براي غلبه بر اين محدوديت‌ها نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرند. در اين زمينه، استراتژي‌هاي مختلفي وجود دارد كه از آن جمله انتقال ژن‌هاي مقاومت در برابر تنش‌هاي محيطي به گونه‌هاي حساس است. براي مثال، انتقال ژن‌هاي القاپذير در مقابل تنش كم‌آبي، گرما و سرما به گياهان، براي تحمل شرايط كمبود آب و نيز توليد پايه‌هاي مقاوم به شوري كه امكان استقرار گونه‌ها را در زمين‌هاي شور فراهم آورد. در ارتباط با عرصه‌هاي جنگلي كشور، كمبود آب و نزولات جوي،‌ به‌ويژه در جنگل‌هاي زاگرس، از عوامل عمدة كاهش رشد و استقرار گونه‌ها است. با توجه به گسترة وسيع اين جنگل‌ها و اهميت آنها از نظر اكولوژيكي و نيز حفظ خاك و نزولات آسماني،‌ تحقيقات پيرامون حل مشكلات فراروي اين جنگل‌ها، حايز اهميت ملي است. در اين رابطه توليد پايه‌هاي مقاوم در مقابل تنش‌هاي خشكي با استفاده از روش‌هاي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي،‌ اهميت به‌سزايي در حفظ منابع طبيعي كشور دارد.

۳-۳- افزايش توليد چوب

بر اساس گزارش (FAO ۲۰۰۱-۱۹۹۹)، مصرف الوار صنعتي جهان در سال ۲۰۰۰، بين ۶,۱ تا ۲,۲ ميليارد متر مكعب بوده است. مصرف چوب، سالانه حدود ۷,۱ درصد رشد دارد و پيش‌بيني مي‌شود تا سال ۲۰۱۰ مصرف چوب حدود ۲۰ درصد (۹,۱ ميليارد مترمكعب) بيش از زمان حال خواهد شد. در حال حاضر فرآورده‌هاي چوبي، يك صنعت ۴۰۰ ميليارد دلاري را در سطح جهان به خود اختصاص داده است و حدود ۳ ميليون نفر را در سراسر گيتي به‌كار گرفته است. بنابراين مشاهده مي‌شود كه با ورود مواد جايگزين چوب به بازارهاي جهان، نه‌تنها چوب ارزش خود را از دست نداده است، بلكه ميزان مصرف آن مرتباً در حال افزايش است. در اين زمينه بيوتكنولوژي با توليد پايه‌هاي داراي رشد بيشتر و سريع‌تر و نيز چوب باكيفيت‌تر، مي‌تواند نقش مهمي ايفا نمايد. بايد گفت كه بهبود كيفي الياف سلولزي گونه‌هاي جنگلي،‌ نيازهاي صنايع كاغذسازي را نيز تامين كرده و نياز جامعه را در اين زمينه برطرف خواهد كرد كه در قسمت بعدي مورد بحث قرار گرفته است.

۳-۴- بهبود كيفيت چوب مورد استفاده در صنعت كاغذسازي

كيفيت چوب، يكي از الزامات صنعت كاغذسازي است. در صنعت كاغذسازي، چوبي با كيفيت محسوب مي‌شود كه ميزان سلولز آن زياد و ميزان ليگنين آن پايين باشد. در روش‌هاي سنتي، براي جداسازي ليگنين از چوب، از مواد شيميايي استفاده مي‌شود كه گاهاً خطرناك و نيازمند صرف انرژي و هزينة زياد است. بنابراين افزايش نسبت سلولز به ليگنين از طريق ژنتيكي، علاوه بر افزايش كيفيت چوب و همچنين افزايش رشد درختان، مي‌تواند آلودگي‌هاي حاصل از كارخانجات كاغذسازي را كاهش دهد. در اين زمينه، مهندسي ژنتيك از طريق راه‌كار آنتي‌سنز (Antisense) مي‌تواند بيوسنتز ليگنين را اصلاح كرده و درصد آن را در چوب كاهش دهد و بنابراين هزينه‌هاي توليد خمير كاغذ و به همان اندازه مصرف مواد شيميايي و انرژي را در ساخت خمير كاغذ كاهش دهد.

محدوديت‌هاي استفاده از مهندسي ژنتيك در بخش جنگل و افق‌هاي آينده

يكي از محدوديت‌هاي استفاده از مهندسي ژنتيك در بخش جنگل، نگراني از فرار ژن‌هاي مهندسي‌شده، به درون جمعيت‌هاي وحشي است كه احتمال مي‌رود به مرور زمان، الگوي طبيعي جنگل را دچار تغيير كند. البته اين نگراني را مي‌توان از طريق توليد درختان مهندسي‌شدة عقيم، تا حدود زيادي مرتفع كرد.
فاكتور مهم ديگري كه استفاده از مهندسي ژنتيك را در گونه‌هاي جنگلي محدود مي‌سازد، عدم وجود دانش كافي در مورد زيربناي مولكولي صفاتي در درختان است كه از لحاظ صنعتي براي انسان مهم‌تر هستند و ارتباط بيشتري با رشد درختان و كيفيت چوب دارند. اين محدوديت نيز با تكميل ژنوم برخي درختان مهم جنگلي، مانند صنوبر، كاج، سپيدار و همچنين ايجاد بانك‌هاي اطلاعاتي EST در حال رفع شدن است.
محققين بر اين باورند كه پيشرفت دانش مولكولي با ساخت نقشه‌هاي ژني و توالي‌يابي ‌ژنوم گونه‌هاي جنگلي اين امكان را فراهم كرده است تا دستورزي چندين ژن به‌طور همزمان براي دستيابي به صفات اقتصادي مهم، قابل انجام شود.

نتيجه‌گيري

در مطالب فوق، مشاهده شد كه بيوتكنولوژي مي‌تواند در بخش جنگل نيز مانند ساير زمينه‌ها، بسيار مفيد واقع شود. بنابراين با توجه به وسعت زياد جنگل‌ها و مراتع كشور (سطح جنگل‌هاي كشور بالغ بر ۱۲ ميليون هكتار است كه از اين سطح، حدود ۵/۱ ميليون هكتار جنگل‌هاي صنعتي خزري، ۵,۴ ميليون هكتار جنگل‌هاي منطقه زاگرس و بقيه جنگل‌هاي پراكنده مركزي، جنوبي و ارسباران است) و اهميت حياتي اين منابع، هرگونه تحقيقي كه منجر به افزايش توليد و يا دفع ضايعات اين بخش شود،‌ منجر به بازده كلان اقتصادي خواهد شد.
جنگل‌ها و مراتع كشور، از منابع طبيعي تجديدشونده هستند و براي حل مشكلات اين منابع بايد به گونه‌اي عمل كرد كه موجب به بار آمدن ضايعات زيست‌محيطي نشود و با حداقل سرمايه‌گذاري بتوان به حداكثر بهره‌برداري زسيد. كاربرد بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك با هدف افزايش بازده از يكسو و جلوگيري از خسارات و ضايعات از سوي ديگر، اين امكان را به‌وجود مي‌آورد تا با حداقل ضايعات زيست محيطي و صرف حداقل سرمايه به حداقل رسيده، توليد در سطح كلان افزايش يافته و توسعة پايدار محقق شود. علاوه بر اين، در صورت توجه بيشتر به بيوتكنولوژي جنگل، امكان اشتغال‌زايي مناسبي وجود دارد.

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

امروزه استفاده از كامپوزيت­هاي الياف طبيعي در صنعت ساختمان و صنعت خودرو مورد توجه بسياري از كشورهاي توسعه­يافته و در حال توسعه قرار گرفته است. اين الياف به راحتي به چرخه طبيعت بر مي‌گردند و از قيمت بسيار پايين‌تري برخوردار هستند. متن زير به معرفي تجربه چند كشور از جمله ايران در بهره‌گيري از كامپوزيت‌هاي طبيعي مي‌پردازد:

هندوستان

طي دهه گذشته، كشور هند گام‌هاي بلندي را در تدوين و گسترش دانش فني استفاده از كامپوزيت‌هايالياف طبيعي برداشته است. اين كشور تحقيقات فراواني جهت توليد يك محصول بادوام و ارزان‌قيمت جهت پاسخگويي به نياز اقشار كم‌درآمد جامعه خود انجام داده است. اين كشور از منابع غني الياف طبيعي برخوردار است و با توجه به مشكل مسكن و جمعيت، فعاليت‌هاي خود را در راستاي كاربرد كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي در صنعت ساختمان متمركز كرده است.

اين كشور پروژه‌هاي بزرگي را جهت توليد پروفيل‌هاي پالتروژني از الياف طبيعي، تهيه تخته‌هاي كامپوزيتي و پانل‌هاي ساختماني از جنس الياف كنف، درب‌هاي كامپوزيتي ساخته شده از الياف چتايي و قاب‌ها و پنجره‌هاي ساختماني از جنس الياف نارگيل، در دست اجرا دارد. البته محصولات توليدشده منحصراً در صنعت ساختمان اين كشور مصرف نمي‌شود و حجم بالايي از اين محصولات در ساخت قطارها و واگن‌هاي خط آهن مورد استفاده قرار گرفته است.

بنابر اظهارات هيئت ارزيابي و پيش‌بيني تكنولوژي هند (TIFAC)، با روي آوردن به سمت الياف طبيعي علاوه بر حفظ منابع ارزشمند چوب اين كشور، زمينه حضور هند در بازارهاي بين‌المللي نيز فراهم شده است.

اين كشور جهت صدور تكنولوژي كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي به كشورهاي آفريقايي و آسياي جنوبي شرقي كه از ذخاير الياف طبيعي فراواني برخوردارند، برنامه‌هاي بلندمدتي را در دستور كار خود قرار داده است. كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي امروزه در هند به شدت مورد توجه قرار گرفته‌اند و به دليل قيمت مناسب و خواص مطلوبشان به عنوان رقباي قدرتمند محصولات چوبي مطرح شده‌اند.

بنابر گزارش هيات مذكور، گام بعدي اين كشور گسترش تكنولوژي كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي از عرصه ساختمان به عرصه‌هاي ديگر از قبيل راه آهن، كشتيراني، خودروسازي و غيره است.

 

اروپا و آمريكا

در سال‌هاي اخير استفاده از الياف طبيعي در ساخت كامپوزيت‌ها در اروپا و آمريكا به شدت مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر الياف طبيعي، گزارشاتي مبني بر استفاده از رزين‌هاي طبيعي در ساخت تراكتورهاي شركت ژان‌دي ‌ير نيز وجود دارد كه بيانگر توجه صنعت كامپوزيت اروپا به استفاده از منابع طبيعي و سازگار با محيط زيست مي‌باشد.

خودروسازان اروپا و آمريكا طي سال‌هاي اخير اتومبيل‌هايي را كه در آنها از كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي استفاده شده است به بازار عرضه كرده‌اند. طي گزارشي شركت‌هاي بزرگي همچون جانسون، فيندلي و ويزيدوم از كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي در خودروهاي سال ۲۰۰۱ خود بهره جسته‌اند. قطعات كامپوزيتي مورد استفاده اين شركت‌ها توسط يكي از شركت‌هاي واقع در ايالت ايندياناي آمريكا تهيه مي‌شود و به روش قالب‌گيري پرس گرم شكل مي‌گيرند.

شركت دايملر كرايسلر نيز به تازگي به سمت استفاده از يك نوع كامپوزيت الياف طبيعي كه در آفريقاي جنوبي توليد مي‌شود روي آورده است. اين شركت در ساخت قفسه‌هاي عقبي داخل خودروهاي سواري مرسدس ردهC از اين نوع كامپوزيت‌ها كمك گرفته است. اين شركت همچنين تمايل دارد از اين كامپوزيت‌ها در ساخت كاروان‌هاي مسافرتي خود نيز استفاده كند.

شركت مشهور جنرال موتورز نيز يكي از شركت‌هايي است كه استفاده از الياف طبيعي را در دستور كار خود قرار داده اشت. علاوه بر چندين مدل كاميون، در بدنه خودروهاي مشهور اين كمپاني نيز قطعاتي از جنس كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي را مي‌توان مشاهده نمود.

به غير از اين غول‌هاي بزرگ خودروسازي، شركت‌هاي كوچك‌تر خودروساز نيز از الياف طبيعي به عنوان پركننده‌هاي قطعات پليمري خودرو بهره فراواني مي‌گيرند. در اين قبيل قطعات درصد استفاده از الياف طبيعي بسيار كمتر است.

به نظر مي‌رسد كه الياف طبيعي بازار رو به رشدي دارند و برخي از دست اندركاران صنايع خودروسازي نرخ رشد اين كامپوزيت‌ها طي سال‌هاي آينده را تا ۳۰ درصد نيز پيش‌بيني كرده‌اند .

ايران

در ايران نيز به تازگي تلاش‌هايي جهت به‌كارگيري كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي در صنايع خودرو و ساختمان گزارش مي‌شود.

در محور ساختمان، پژوهشگاه پليمر ايران به انجام مطالعات و تحقيقاتي در زمينه توليد نوارهاي تزئيني از جنس الياف طبيعي توسط فرايند پالتروژن اقدام نموده است. اين نوارها به كمك الياف طبيعي كنف و رزين پلي‌استر ساخته مي‌شوند و در ساخت نماهاي داخلي بنا قابل استفاده هستند. همچنين پروفيل‌هاي ديگري نيز به اين روش توليد شده‌اند كه مي‌تواند موارد كاربرد خاص خود را در بازار بيابد. به غير از اين طرح تحقيقاتي، مورد ديگري از به كارگيري كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي در صنعت ساختمان كشور گزارش نشده است.

در محور خودرو فعاليت‌هاي انجام شده پررنگ‌تر است. در حال حاضر در ايران براي ساخت قطعات تزئيني خودرو عموماً از كامپوزيت‌هاي پرشده با آرد چوب و يا فيبرهاي تهيه شده از تركيب رزين و تراشه‌هاي چوب كمك مي‌گيرند. كامپوزيت‌هاي پر شده با آرد چوب در حقيقت تركيبي از يك رزين گرمانرم همچون پلي‌پروپيلن با آرد چوب بازيافت شده است كه به نسبت حجمي مناسب با هم آميخته شده‌اند. بر طبق بعضي از گزارشات، مواد اوليه لازم براي توليد اين قطعات از خارج مرزها وارد مي‌شود و ارزبري بسيار زيادي دارد .

كشور ما در حال حاضر از منابع غني الياف طبيعي همچون كنف برخوردار است. گسترش تكنولوژي كامپوزيت‌هاي طبيعي از سوي كشورهاي در حال توسعه همچون هند و تايلند مي‌تواند به عنوان الگويي براي بخش‌هاي تحقيقاتي داخلي در غنيمت شمردن فرصت‌هاي موجود در عرصه توليد مواد جديد محسوب شود.

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

چكيده:

براي افزايش اطلاعات در مورد روش توليد كامپوزيت كاه، ذرات به كار برده شده در تخته خرده چوب و تخته كاه به همراه چسب اوره فرم آلدهيد(UF) تحت پرس قرار گرفته و به  صورت آزمايشي ، نفوذ پذيري خرده چوب ها ، فشار خرده چوب ها ، دماي مغز تخته ، فشار بخار مغزي ، پروفيل عمودي تخته، بررسي و با هم مقايسه شدند.

نتايج نشان دادند كه تخته كاه خيلي بيشتر فشرده مي شود و بنابراين نياز به فشار كمتري براي فشرده شدن داشت.

ذرات چوب و ذرات جدا شده از تخته كاه با هم مقايسه شدند. الياف كاه به دست آمده از آسياب چكشي، نفوذ پذيري كم و ثانيا‌ً فشار بخار مغزي بالايي داشته و بيشترين دماي مغزي را در هنگام پرس گرم، نشان دادند كه به اختلاف دانسيته بين سطح و لايه هاي مغزي در تخته پرس شده نهايي، افزود.

توصيه شده است كه بسته شدن پرس به آهستگي و باز شدن آن طولاني مدت باشد تا برنامه پرس تخته كاه بهبود يابد.   

مقدمه :

تخته كاه يك كامپوزيت كاملاً جديد وتوليد شده از كاه گندم يا برنج مي باشد. در فرآيند توليد ، ممكن است كاه ها كوبيده شوند(آسياب چكشي) ويا به الياف پالايش شوند. براي ارتباط مؤثر بين الياف كاه با محتويات غيرآلي سطوح بالايي ، معمولاً از رزين متيل دي فنيل (MDI) استفاده مي شود. برخي از مطالعات نشان مي دهد كه پرس خوب منجر به توليد تخته كاه مطلوب مي شود. تخته كاه مي تواند جايگزين MDF و تخته خرده چوب شود، همچنين توليد تخته كاه براي مناطق و كشور هايي كه منابع چوبي كمي دارند و نيز الياف كشاورزي كه به آساني در دسترس است، بسيار جالب  باشد. ولي تخته كاه هنوز براي رسيدن به عرصه توليد تجاري بالا،داراي مشكلات تكنيكي در فرايند شكل دهي كاه دارد، كه به نظر مي رسد ذرات چوب و الياف داراي خصوصيات مختلفي هستند. يك تكنيك كه از اهميت خاصي برخوردار است، پرس تخته كاه در توليد مي باشد. در يك كامپوزيت چوب، پرس يك كليد فعال در توليد تخته كاه است. هنگام پرس گرما و فشار براي استحكام ذرات چوب و عملكرد چسب بكار مي روند. افزايش توليد نتنها به وسيله زمان پرس هدايت مي شود، بلكه به خصوصيات فيزيكي و مكانيكي توليد نهايي و به ذرات متراكم شده خرده چوب ها و عملكرد چسب ها بستگي دارد. عملكرد پرس گرم خيلي پيچيده است، زيرا تغييرات معني داري در گرما، رطوبت، تغيير شكل و چسبندگي ديده مي شود. در اين تحقيق خصوصيات رفتار تخته كاه در برابر پرس را با بهترين تخته خرده چوب ها مقايسه كردند. هدف اصلي تحقيق، بهبود اطلاعات مربوط به رفتار تخته كاه در برابر پرس بود و اهداف ديگر عبارتند از:

 ۱- بررسي تجربي استحكام و نفوذ پذيري تخته كاه در مقايسه با تخته خرده چوب

۲- بررسي درجه حرارت چوبها ، فشار گاز داخلي ،دانسيته پروفيل عمودي تخته كاه و تخته خرده  چوب در طي پرس گرم  

 

مواد و روشها :

 براي تهيه كاه از سه گونه گندم استفاده شد. آنها الياف كاه را بوسيله ساييدن كاه توسط آسياب چكشي و پالايش در فشار اتمسفر از هم جدا كرده و براي مقايسه، ذرات باريك چوب را از يك كارخانه تخته خرده چوب تهيه كردند . ذرات كاه و ذرات چوب در ابعاد ۲۵۰×۲۵۰ ميليمتر كه براي يك آزمون مكانيكي بين المللي آماده شده بودند، با استفاده از پرس سرد، پرس شدند . آزمون فشار براي تعيين ارتباط تنش و كرنش با ذرات تحت بار و شرايط بدون بارگذاري انجام شد. آزمون پرس گرم براي رزيني شدن ذرات شكل گرفته انجام شد، تا رفتار و عكس العمل پرس گرم تخته ها مشخص شود. دو تخته ۹۰۰ × ۹۰۰ ميليمتر از هر سه نوع كاه شامل ذرات كاه ساييده شده(توسط آسياب چكشي)، ذرات كاه پالايش شده و ذرات چوب ساخته شدند. چسب اوره فرم آلدهيد (UF) به ميزان ۹ درصد اندازه گيري شده بود. از اين تحقيقات براي تعيين درجه حرارت و فشار بخار ذرات در هنگام پرس استفاده شد. فشار و در هم رفتگي ذرات به صورت اتوماتيكي با استفاده از سيستم كامپيوتري اندازه گيري شده و كنترل   مي شود. براي تعيين نفوذ پذيري، نمونه هاي ديسكي (mm۵۰ قطر و mm۵ ضخامت)از تخته هاي آزمايشي و تخته خرده چوب تجاري بريده و تهيه شدند. اين نمونه ها براي مطالعه وضعيت اوليه هدايت سيستم جريان هوا تهيه شده بودند. فشار هوا و ميزان جريان براي هر آزمون ثبت شد. نفوذ پذيري بر اساس قانون darcy محاسبه شد. براي اندازه گيري مقدار تراكم عمودي، ۳ نمونه mm۵۰  × mm۵۰ از هر تخته بريده شد. ضخامت نمونه ها به دقت با عبور اشعه x استاندارد مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج بررسي ها بر اساس دانسيته ميانگين نمونه ها با قطعات توليد شده از لايه هاي با دانسيته متوسط مقايسه شد.

 

بحث ونتيجه گيري:

خصوصيات مواد

- شكل هندسي مواد

در جدول۱ اندازه هاي توزيع شده ذرات چوب، ذرات كاه ساييده شده و ذرات كاه پالايش شده مشخص شده است. هر دوي ذرات چوب و ذرات كاه ساييده شده حاوي بعضي ذرات كلفت و مقدار كمي ذرات باريك هستند، در حاليكه ذرات كاه پالايش شده اكثراً يك شكل به نظر مي رسند. كاه هاي ساييده شده ضخيم اغلب شامل هيچ گرد و غباري نيستند. ويژگي هاي هندسي ديگر ذرات كاه (بخصوص كاه ساييده شده ) به طوري است كه خيلي شبيه تراشه هاي كوچك هستند (باريك و تخت) و برخلاف شكل مكعب ذرات چوب مي باشد.

خرده چوب هاي تراشه اي شكل، داراي نفوذ پذيري كم بخار در حالت كاه هاي متراكم يا نيمه متراكم هستند. جدول ۲ فهرستي از جرم مخصوص ظاهري ذرات چوب به هم فشرده، كاه ساييده شده و ذرات كاه پالايش شده را نشان مي دهد. بدون هيچ پرسي، فشردگي ذرات چوب، بيشتر از ذرات كاه است.

اين حقيقت دارد كه كاه در سطح خود موم اندود است و اين مي تواند منجر به ايجاد مشكل در نگهداري ذرات و درهم رفتگي بدون نقص ( در هنگام انتقال براي شكل گيري كيك و پرس) شود. متاسفانه مشكلات به وسيله چسب MDI (كه خصوصيات جذب كنندگي ضعيفي دارد)حل نشدند. بنابراين، پيش پرس ممكن است هنگام توليد تجارتي تخته كاه، بخصوص تخته كاه ساييده شده ضروري  باشد.

  

تراكم پذيري:

شكل ۲ مقايسه عكس العمل به فشار بين تخته هاي ذرات چوب، كاه ساييده شده و ذرات كاه پالايش شده را نشان مي دهد. اين يك واقعيت است كه ذرات چوب سخت تر فشرده مي شوند و كاه پالايش شده تراكم پذيرتر است. وهمچنين با فشار يكسان، فشردگي ذرات يا الياف كاه بيشتر از ذرات چوب است. به عبارت ديگر، تخته كاه به فشار كمتري نسبت به ذرات چوب با دانسيته يكسان نياز دارد.

نفوذ پذيري:

شكل۳ مقايسه نفوذ پذيري چوب ماسيو، تخته كاه ساييده شده، تخته كاه پالايش شده و تخته خرده چوب را نشان مي دهد. نفوذ پذيري چوب در جهت عرضي الياف خيلي پايين است. كيك تشكيل شده از خرده چوب به علت درصد تخلخل بين كيك ها (Dia  and Steiner ۱۹۹۳) مانند تراشه ها و ذرات osb خيلي نفوذ ناپذيرتر از چوب ماسيو است اما با افزايش تراكم تخته ها در زمان پرس ، نفوذ پذيري به صورت چشمگيري كاهش پيدا مي كند. وقتي ذرات چوب به صورت يك تخته پرس شده اند، به نظر مي رسد نفوذ پذيري تخته ها تا حدي مشابه چوب ماسيو مي شوند،گر چه تخته ها متراكم تر هستند. ( تصوير ۶)

ارتباط بين نفوذ پذيري تخته و دانسيته آن يك مبحث اصلي است(Humphrey and Bolton ۱۹۸۹).  در اين تحقيق رابطه نفوذ پذيري و دانسيته تخته كاه پالايش شده به نظر مي رسد از همان منحني تخته تشكيل شده از چوب پيروي مي كند، در حاليكه نفوذ پذيري تخته كاه ساييده شده و كاه شكافته شده از منحني ديگري تبعيت مي كند. در يك دانسيته برابر، نفوذ پذيري كاه ساييده شده و تخته كاه شكافته شده به نظر مي رسد به طور معني داري كمتر از كاه پالايش شده و ذرات چوب باشد.   

 

واكنش پرس گرم :

فشار تخته ها

همه تخته ها با استفاده ازبرنامه زماني يكسان پرس شده بودند، به اين صورت كه زمان بسته شدن صفحه پرس با استفاده از دو سرعت s۶۰  و s۲۴۰ بوده و پس از كنترل، فشار زمان باز شدن s۴۰ طول كشيد.

شكل ۴ مقايسه اختلاف فشار تخته در طي پرس گرم، بين ذرات كاه و ذرات چوب را نشان مي دهد. حداكثر فشار براي ذرات كاه نسبت به چوب اهميت كمتري دارد زيرا ذرات كاه در آزمون پرس سرد خيلي نفوذ پذير نشان داده شدند(شكل۲). بنابر اين ،نيروي دروني حاصل از برداشتن فشار در ذرات كاه كمتر است بعلاوه به نظر مي رسد، ذرات كاه پالايش شده از ذرات كاه ساييده شده به فشار كمتري جهت پرس نياز داشته باشند.

دماي مغز:

تغييرات درجه حرارت مغز براي ذرات چوب و كاه پالايش شده با هم مشابه است. درجه حرارت مغز ذرات چوب، از ذرات كاه ساييده شده سريعتر افزايش مي يابد اما در مراحل انتهايي پرس، كمتر است. اين افزايش تدريجي و بالابودن دماي مغز در انتهاكه تخته كاه ساييده شده نسبت داده مي شود ، به علت نفوذ پذيري كم آن طبق مباحث قبلي مي باشد. نفوذ پذيري كمتر، موجب انتقال آهسته جريان گرما از سطح به مغز بوده و خروج تدريجي بخار موجب بالاتر بودن درجه حرارت انتهايي در داخل تخته       مي شود.

فشار بخار:

تصوير ۶ اختلاف فشار بخار مغز در هنگام پرس را نشان مي دهد. يك اختلاف معني داري بين ذرات كاه ساييده شده، كاه پالايش شده و ذرات چوب وجود دارد. ولي فشار بخار داخلي تا حدودي براي كاه پالايش شده و ذرات چوب مشابه است ولي فشار بخار داخلي براي كاه ساييده شده دو برابر بالاتر است. اختلاف در فشار بخار احتمالا به نفوذ پذيري مربوط مي شود. طبق نمودار، تخته كاه ساييده شده داراي نفوذ پذيري كمتري است، بخار توليد شده داخلي تخته سخت تر خارج مي شود بنابراين منجر به فشار بيشتري مي شود. فشار بخار مغزي بالا سبب باز شدن تخته(لايه لايه شدن) بعد از باز شدن پرس مي شود. بنابراين دوره كم بخاري يا كم فشاري بايد طولاني شود.

 دانسيته پروفيل عمودي:

 درتصوير۷ انواع دانسيته هاي پروفيل عمودي براي تخته كاه پالايش شده كه خيلي نزديك به تخته خرده چوب مي باشند نشان داده شده است، به طوري كه اختلاف زيادي در فشردگي تخته ها مي باشد. اين به اين معني است كه فشردگي تخته، فاكتور كنترل كننده دانسيته تخته نيست. جدول ۳ دانسيته سطح و مغز پروفيل عمودي سه نوع تخته را نشان مي دهد. مجدداً اختلاف دانسيته ها براي تخته كاه پالايش شده و تخته خرده چوب بسيار مشابه مي باشد ولي اختلاف دانسيته سطح و مغز در تخته كاه ساييده شده خيلي زياد بود، به طوري  كه حداكثر دانسيته در سطح براي آن و كمترين دانسيته در مغز نيز براي اين تخته بود. پايين بودن دانسيته مغزي مي تواند به علت مشكل در توانايي چسبندگي داخلي باشد. بر طبق نظريه daietal۲۰۰۰، اختلاف دانسيته زياد در تخته كاه ساييده شده مربوط به نفوذ پذيري اندك تخته مي باشد.

تكنيك هاي پرس:

 توسعه مناسب برنامه زماني پرس براي تخته كاه حداقل به دو فاكتور وابسته مي باشد. ابتدا ذرات كاه خيلي تراكم پذير هستند، بنابراين به فشار كمتري براي بسته شدن پرس نياز دارد. ثانيا ذرات كاه ساييده شده نفوذ پذيري كمتري از ذرات چوب و كاه پالايش شده دارد . بنابراين ميزان بسته شدن پرس نسبت به دو مورد ديگر بايد آهسته تر باشد تا از دانسيته مغزي اندك جلوگيري شود. همچنين براي جلوگيري از باز شدن تخته به دليل فشار بخار مغزي زياد ، دوره باز شدن پرس بايد طولاني تر شود .

در پايان مقايسه ذرات چوب و ذرات كاه منحصراً در اشكال هندسي و ابعاد آنها انجام شد. ذرات كاه ساييده شده ويژگي هايي شبيه تراشه دارد و شامل مقدار كمي گرد و غبار است. دانسيته ظاهري تخته با ذرات كاه كمتر است . اين امر همراه با سطوح چسبناك آنها ممكن است در كنترل و نگهداري بدون عيب ذرات براي توليد تخته كاه مشكل آفرين شود . با توجه به اينكه ذرات كاه خيلي تراكم پذير هستند، بنابراين احتياج به فشار صفحه پرس كمتري هنگام بسته شدن پرس دارند. نفوذپذيري تخته با ذرات كاه ساييده شده به طور معني داري كمتر از تخته با ذرات چوب و ذرات كاه پالايش شده مي باشد . در مقايسه با ذرات چوب و ذرات كاه پالايش شده، تخته كاه ساييده شده نفوذپذيري كمتر و ثانيا فشار بخار بيشتر و بيشترين درجه حرارت مغزي و بيشترين اختلاف دانسيته بين سطح و لايه هاي مغزي را دارا مي باشند. پيشنهاد شده كه براي پيشرفت برنامه پرس تخته كاه ، زمان بسته شدن پرس، آهسته تر و زمان باز شدن آن طولاني تر باشد . بايد به اين نكته توجه كرد كه تخته ها به وسيله چسب UF متصل شوند زيرا استفاده از چسب هاي ديگر ممكن است منجر به نتايج متفاوتي شود.

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

قسمت‌ اول‌ - تعريف‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ چوب‌ بري‌

 اره‌ تسمه‌اي‌:

 اره‌ تسمه‌اي‌ عبارت‌ از يك‌ نوع‌ ماشين‌ چوب‌ بري‌ است‌ كه‌ داراي‌ يك‌ يا چند تسمه‌ فولادي‌ بي‌ انتها بوده‌ و روي‌ يك‌ يا هر دو لبه‌ آنها يك‌ رشته‌ دندانه‌ وجود دارد. اين‌ تسمه‌ فولادي‌ روي‌ دو فلكه‌ سوار شده‌ محور اين‌ فلكه‌ها در يك‌ صفحه‌ افقي‌ يا در يك‌ صفحه‌ قائم‌ و در دو طرف‌ ميز كار قرار گرفته‌ است‌.

 اره‌هاي‌ گرد:

 ۱- ماشين‌ اره‌ گرد عبارت‌ از يك‌ يا چند صفحه‌ نازك‌ فولادي‌ گرد كه‌ محيط‌ آنها به‌صورت‌ دندانه‌هاي‌ اره‌ درآمده‌ و اين‌ صفحات‌ روي‌ محورهاي‌ افقي‌ يا عمودي‌ نصب‌ شده‌ و با گردش‌ محور عمل‌ برش‌ چوب‌ انجام‌ مي‌گيرد. طرز قرار گرفتن‌ اين‌ محورها مي‌تواند به‌ترتيب‌ زير باشد:

 الف‌ - محور زير ميز كار قرار گيرد و صفحات‌ اره‌ از شيارهايي‌ كه‌ در سطح‌ ميز و در مقابل‌ آنها تعبيه‌ شده‌ بيرون‌ آمده‌ باشد.

 ب‌ - بالاي‌ ميز كار قرار گرفته‌ باشد (در هر حال‌ فاصله‌ بين‌ صفحه‌ اره‌ و ميز كار قابل‌ تنظيم‌ است‌).

 ج‌ - محور اره‌ كه‌ حركت‌ دوراني‌ خود را از محور ناقل‌ نيرو اخذ مي‌كند روي‌ بازويي‌ كه‌ داراي‌ حركت‎ نوساني ‎است‌ قرار گرفته‌ و عمل‌ برش‎چوب‌ به‌ وسيله‎ نوسان‌ اين‌ بازو انجام‌ مي‌گيرد.

 ۲- اره‌ گرد مضاعف‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ داراي‌ دو صفحه‌ اره‌ گرد بوده‌ و براي‌ بريدن‌ چوب‌ بطور معين‌ بكار مي‌رود.

 ۳- اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ بريدن‌ چوب‌ به‌ طول‌هاي‌ معين‌ بكار مي‌رود.

 فاصله‌ تيغه‌هاي‌ اين‌ اره‌ روي‌ محور به‌وسيله‌ حلقه‌هاي‌ كشويي‌ كه‌ زير ميز قرار گرفته‌ تنظيم‌ شده‌ و بار دادن‌ به‌وسيله‌ اهرم‌ها - پدالها يا هواي‌ فشرده‌ (كه‌ سبب‌ بالا آمدن‌ محور اره‌ مي‌گردد) انجام‌ مي‌شود. البته‌ شيارهاي‌ صفحه‌ روي‌ ميز نيز از نظر مطابقت‌ با فواصل‌ صفحات‌ اره‌ قابل‌ تنظيم‌ مي‌باشد.

 ۴- ماشين‌ اره‌ گرد (توفال‌بر) ماشيني‌ است‌ براي‌ برش‌ دسته‌هاي‌ توفال‌ به‌طول‌هاي‌ مشخص‌ كه‌ داراي‌ يك‌ يا دو اره‌ گرد مي‌باشد همچنين‌ شامل‌ بازوهايي‌ است‌ كه‌ با حركت‌ نوساني‌ خود دسته‌هاي‌ توفال‌ را گرفته‌ و عمل‌ بار دادن‌ را انجام‌ مي‌دهند.

 ۵- ماشين‌ اره‌ چند تيغه‌اي‌ نوساني‌ با مفصل‌هاي‌ فوقاني‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ تنظيم‌ دو انتهاي‌ قطعات‌ اره‌ شده‌ و برش‌ آنها به‌طولهاي‌ مشخص‌ بكار مي‌رود اين‌ دستگاه‌ داراي‌ دو يا چند صفحه‌ اره‌ گرد سربري‌ است‌ كه‌ محور آنها روي‌ بازويي‌كه‌ داراي‌ حركت‌ نوساني‌ است‌ نصب‌ گرديده‌ و با حركت‌ نوساني‌ اين‌ بازو كه‌ به‌محور انتقال‌ نيرو تكيه‌ كرده‌ است‌ عمل‌ باردادن‌ را انجام‌ مي‌دهد.

۶- ماشين اره گرد چند تيغه‎اي راپودبر يا محور معلق دستگاهي است كه داراي دو يا چند صفحه اره گرد مي‎باشد اين صفحات روي محورهاي افقي نصب گرديده و خود اين محورها روي ستون‎هاي معلق و در يك سطح افقي بالاي ميز كار سوار شده‎اند و ميز دستگاه به وسيله زنجيرهاي مخصوص حمل بار دادن را انجام مي‎دهد.

 از اين‌ ماشين‌ در موارد زير استفاده‌ مي‌شود:

الف- براي‌ برش‌ پوست‌ درخت‌ و قطعات‌ چوب‌ به‌ طول‌هاي‌ مناسب‌ براي‌ مصارف‌ مختلف‌.

 ب‌ - براي‌ خرد كردن‌ چوب‌.

 ۷- اره‌ گرد ارابه‌اي‌ ماشيني‌ است‌ داراي‌ يك‌ صفحه‌ اره‌ گرد ساده‌ راپودبر كه‌ در موقع‌ برش‌ در طول‌ ميز ثابت‌ دستگاه‌ حركت‌ مي‌كند.

 ۸- اره‌ گرد هيزم‌ بري‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ تكه‌ كردن‌ مازاد چوبهاي‌ بريده‌ شده‌ و پوست‌ درخت‌ به‌ اندازه‌هاي‌ لازم‌ براي‌ مصرف‌ سوخت‌ بكار رفته‌ و داراي‌ دو يا چند اره‌ گرد مي‌باشد كه‌ بالاي‌ ميز دستگاه‌ روي‌ محور نصب‌ شده‌ است‌.

 ۹- اره‌ گرد نوساني‌ با مفصل‌هاي‌ فوقاني‌ كه‌ بدنه‌ ماشين‌ اره‌ در قسمت‌ بالاي‌ ميز به‌ محور ناقل‌ حركت‌ آويزان‌ است‌ و داراي‌ يك‌ صفحه‌ اره‌ گرد ساده‌ مي‌باشد. براي‌ عمل‌ برش‌ اين‌ بدنه‌ را به‌طرف‌ جلو مي‌كشند در اين‌ حال‌ صفحه‌ اره‌ در شياري‌ كه‌ روي‌ ميز تعبيه‌ شده‌ حركت‌ كرده‌ و پس‌ از انجام‌ عمل‌ برش‌ با رها كردن‌ دستگاه‌ مجدداً اره‌گرد در شيار بريده‌ شده‌ چوب‌ به‌ محل‌ اوليه‌ خود برمي‌گردد.

۱۰- اره‎گردراپودبر با محور مايل‌شونده‌ ماشيني‎است‌ كه‌ زاويه‌ محور اره‌ نسبت‌ به‌ صفحه‌ ميز قابل‌ تغيير بوده‌ و براي‌ برشهاي‌ كج‎و پخ‎كردن‌ يا درآوردن‌ شيار درعرض‌ چوب‌ بكارمي‌رود.

۱۱- اره‌ گرد راپودبر با ميز مايل‌ شونده‌ مخصوص‌ راپودبري‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ زاويه‌ صفحه‌ ميزان‌ نسبت‌ به‌ محور اره‌ قابل‌ تغيير بوده‌ و براي‌ برشهاي‌ كج‌ و پخ‌ كردن‌ يا در آوردن‌ شيار در عرض‌ چوب‌ بكار مي‌رود.

۱۲- اره‌ گرد با محور مايل‌ شونده‌ راست‌ بري‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ زاويه‌ محور اره‌ نسبت‌ به‌ صفحه‌ ميز قابل‌ تغيير بوده‌ و براي‌ برشهاي‌ مورب‌ و پخ‌ كردن‌ يا در آوردن‌ شيار در جهت‌ الياف‌ چوب‌ بكار مي‌رود.

۱۳- اره‌ گرد با ميز مايل‌ شونده‌ مخصوص‌ راست‌ بري‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ زاويه‌ ميز آن‌ نسبت‌ به‌ محور اره‌ قابل‌ تغيير بوده‌ و براي‌ برشهاي‌ كج‌ و پخ‌ كردن‌ يا در آوردن‌ شيار در جهت‌ الياف‌ چوب‌ بكار مي‌رود.

۱۴- اره‌ گرد راست‌ بر ماشيني‌ است‌ كه‌ داراي‌ يك‌ يا چند اره‌ مخصوص‌ برش‌ طولي‌ مي‌باشد طرز كار اين‌ دستگاه‌ بدين‌ ترتيب‌ است‌ كه‌ چوبها را روي‌ يك‌ ميز ثابت‌ شكاف‌ دار يا روي‌ يك‌ شاسي‌ متحرك‌ نصب‌ مي‌كنند و تخته‌هاي‌ صندوق‌، توفال، تخته‌ چليك‌ و چوبهاي‌ ته‌ بشكه‌ يا محصولات‌ مشابه‌ را به‌ طول‌ و ضخامت‌ مناسب‌ به‌وسيله‌ آن‌ برش‌ مي‌دهند.

 ۱۵- اره‌ گرد مضاعف‌ كنشكافزني‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ در آوردن‌ شيار به‌ ابعاد مختلف‌ بكار رفته‌ و داراي‌ دو صفحه‌ اره‌ گرد است‌ كه‌ تيغه‌هاي‌ مخصوص‌ متناسب‌ با عرض‌ شيار مورد نظر بين‌ اين‌ دو صفحه‌ نصب‌ شده‌ و عمل‌ آن‌ برداشتن‌ قسمت‌ اضافي‌ مابين‌ دو شيار حاصل‌ از برش‌ تيغه‌هاي‌ اره‌ مي‌باشد.

 ۱۶- اره‌ گرد با تيغه‌ مايل‌ نسبت‌ به‌ محور ماشيني‌ است‌ داراي‌ يك‌ صفحه‌ اره‌ كوچك‌ و ساده‌ راست‌ بري‌ كه‌ با قراردادن‌ گاوه‌اي‌ بين‌ صفحه‌ اره‌ و تكيه‌ گاه‌ آن‌ روي‌ محور بطور مايل‌ نسبت‌ به‌ محور نصب‌ مي‌شود.

 ۱۷- اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ با برش‌ موازي‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ صندوق‌ سازي‌ و برش‌ طولي‌ الوارهاي‌ ۴ سو و چوب‌هاي‌ خرپا مورد استفاده‌ قرا مي‌گيرد و داراي‌ دو يا چند صفحه‌ اره‌ گرد براي‌ برش‌ طولي‌ مي‌باشد كه‌ فاصله‌ تيغه‌هاي‌ آن‌ نسبت‌ بهم‌ قابل‌ تنظيم‌ بوده‌ و عمل‌ بار دادن‌ در آن‌ بطور مكانيكي‌ انجام‌ مي‌گيرد.

 ۱۸-اره‌ گرد براي‌ تكه‌ كردن‌ چوبهاي‌ ته‌ بشكه‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ داراي‌ يك‌ تيغه‌ اره‌ ساده‌ مخصوص‌ برش‌ طولي‌ بوده‌ وبراي‌ بريدن‌ چوبهاي‌ ته‌ بشكه‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد.

 بدين‌ طريق‌ كه‌ قطعات‌ چوب‌ را بطور عمودي‌ روي‌ ميز متحرك‌ دستگاه‌ قرار داده‌ و براي‌ انجام‌ عمل‌ برش‌ آنرا به‌طرف‌ صفحه‌ اره‌ مي‌رانند.

 ۱۹- اره‌ گرد كه‌ ارابه‌ يا ميز آن‌ توسط‌ زانو تغيير مكان‌ مي‌دهد ماشيني‌ است‌ داراي‌ يك‌ صفحه‌ اره‌ گرد ساده‌ براي‌ برش‌ طولي‌ كه‌ به‌منظور تراشيدن‌ و برداشتن‌ قسمت‌ آسيب‌ ديده چوبهاي‌ مخصوص‌ پوشش‌ سقف‌ يا ۴ تراش‌ كردن‌ چوب‌ بكار مي‌رود.

 قطعات‌ چوب‌ را بطور قائم‌ روي‌ شاسي‌ كوچك‌ و متحركي‌ قرار مي‌دهند حركت‌ پيشروي‌ شاسي‌ به‌وسيله‌ زانو و حركت‌ گردش‌ به‌وسيله‌ دست‌ كارگر انجام‌ مي‌گيرد.

 ۲۰- اره‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ توفال‌ ماشيني‌ است‌ داراي‌ يك‌ يا چند صفحه‌ اره‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ كه‌ براي‌ تكه‌ كردن‌ مازاد برش‌ الوارها به‌ عرض‌ و ضخامت‌ مناسب‌ بكار مي‌رود اين‌ چوبها بعداً به‌وسيله‌ دستگاه‌هاي‌ ديگر تبديل‌ به‌ توفال‌ مي‌گردد.

 ۲۱- ماشين‌ اره‌ توفال‌بري‌ ماشيني‌ است‌ داراي‌ تعداد صفحه‌ اره‌ گرد كوچك‌ با فواصل‌ منظم‌ كه‌ براي‌ بريدن‌ توفال‌ به‌ ضخامتهاي‌ مشخص‌ بكار مي‌رود.

 ۲۲- (اره‌ روكش‌ بري‌) ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ برش‌ ورقه‌هاي‌ نازك‌ روكش‌ چوب‌ كه‌ قبلاً تهيه‌ شده‌ بكار مي‌رود.

 محور اره‌ داراي‌ حركت‌ رفت‌ و آمد بوده‌ و در هر پيشروي‌ يك‌ ورقه‌ از روكش‌ را جدا مي‌كند دستگاه‌ اره‌ شامل‌ يك‌ صفحه‌ مدور فلزي‌ مي‌باشد كه‌ روي‌ آن‌ حداقل‌ ۱۰ قطعه‌ تيغه‌ اره‌ قوسي‌ شكل‌ نازك‌ نصب‌ شده‌ و محكم‌ كردن‌ اين‌ قطعات‌ بروي‌ صفحه‌ مزبور به‌وسيله‌ پيچ‌هايي‌ عملي‌ مي‌شود كه‌ سر آنها خزينه‌ شده‌ و ايجاد برآمدگي‌ نمي‌كند.

 ۲۳- (ماشين‌ اره‌ گرد لبه‌بر براي‌ هم‌ عرض‌ كردن‌ قطعات‌ توفال‌) ماشيني‌ است‌ داراي‌ يك‌ يا دو اره‌گرد كه‌ براي‌ تنظيم‌ لبه‌هاي‌ توفال‌ و هم‌ عرض‌ كردن‌ آنها بكار مي‌رود.

 ۲۴- (اره‌ گرد افقي‌ مخصوص‌ يكنواخت‌ كردن‌ طول‌ توفال‌ها) ماشيني‌ است‌ كه‌ داراي‌ يك‌ يا چند صفحه‌ اره‌ گرد مي‌باشد.

 اين‌ اره‌ها از يك‌ طرف‌ به‌وسيله‌ صفحه‌ سپري‌ مخصوص‌ تقويت‌ شده‌ و روي‌ محورهاي‌ قائم‌ قرار گرفته‌اند قطعات‌ چوبي‌ كه‌ براي‌ تهيه‌ توفال‌ حاضر شده‌ روي‌ شاسي‌هاي‌ چند طبقه‌ كه‌ داراي‌ حركت‌ رفت‌ و آمد طولي‌ يا دوراني‌ مي‌باشد قرار گرفته‌ و قسمت‌ زير چوب‌ از روي‌ اره‌ها عبور مي‌كند.

 ۲۵- (اره‌ گرد قائم‌ مخصوص‌ يكنواخت‌ كردن‌ طول‌ توفال‌ها) ماشيني‌ است‌ كه‌ داراي‌ يك‌ تيغه‌ اره‌ گرد ساده‌ مي‌باشد اين‌ تيغه‌ روي‌ محور افقي‌ نصب‌ شده‌ و طول‌ چوبهاي‌ توفال‌ را كه‌ به‌وسيله‌ ميز متحرك‌ هدايت‌ مي‌شود تنظيم‌ مي‌كند.

۲۶- (اره‌ استوانه‌اي‌) ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ برش‌ تخته‌هاي‌ چليك‌ بشكه‌ طشتك‌ و سطلهاي‌ چوبي‌ بكار رفته‌ و عمل‌ برش‌ در آن‌ به‌وسيله‌ يك‌ اره‌ چوب‌ بري‌ ساده‌ استوانه‌اي‌ شكل‌ انجام‌ مي‌گيرد كه‌ داراي‌ طول‌ كافي‌ براي‌ بريدن‌ چوبهاي‌ به‌ ابعاد لازم‌ بوده‌ و قاعده‌ انتهايي‌ آن‌ مسدوداست‌ و جبهه‎جلوي‌ آن‌ داراي‌ دندانه‌هايي‎است‌ كه‌ عمل‌ برش‌ چوب‌ را انجام‌ مي‌دهد.

 چوب‌ به‌وسيله‌ ميز كار به‌ دهانه‌ اره‌ مذكور رانده‌ مي‌شود و مسير حركت‌ آن‌ بدم‌ اره‌ ممكنست‌ از خارج‌ استوانه‌ يا داخل‌ آن‌ باشد.

۲۷- اره‌ پيش‌ تراش‌ تيغه‌ اره‌ گرد كوچكي‌ است‌ با دندانه‌هاي‌ درشت‌ كه‌ جلوي‌ قرص‌ اره‌ اصلي‌ قرار گرفته‌ و به‌وسيله‌ بازوهاي‌ قابل‌ تنظيمي‌ هدايت‌ مي‌گردد اين‌ تيغه‌ ضمن‌ ايجاد شيار عريض‌ در پوست‌ رويي‌ الوار شن‌ و اجسام‌ خارجي‌ را از پوست‌ خارج‌ كرده‌ و عمل‌ حفاظت‌ اره‌ اصلي‌ را انجام‌ مي‌دهد.

۲۸- اره‌ قابدار (رام‌) ماشيني‌است‌ مخصوص‌ برش‌ چوب‌ كه‌ داراي‌ يك‌ يا چند تيغه‌ اره‌ بوده‌ و عمل‌ برش‌ با حركت‌ رفت‌ و آمد قابي‌ كه‌ تيغه‌ها روي‌ آن‌ نصب‌ شده‌ است‌ انجام‌ مي‌گيرد.

 اين‌ تيغه‌ها بطور قائم‌ روي‌ يك‌ قاب‌ كشيده‌ شده‌ و بطور محكم‌ نصب‌ گرديده‌ است‌ قاب‌ دستگاه‌ در امتداد قائم‌ بدنه‌ ماشين‌ در يك‌ قسمت‌ كشويي‌ رفت‌ و آمد مي‌كند و عمل‌ برش‌ را ضمن‌ پايين‌ رفتن‌ قاب‌ انجام‌ مي‌دهد.

 اين‌ دستگاه‌ براي‌ برش‌ طولي‌ تخته‌ يا براي‌ دو نيم‌ كردن‌ چوبهاي‌ چهار سو و چوبهاي‌ ديگر بكار مي‌رود.

 ۲۹- اره‌ راپودبر قابدار با حركت‌ رفت‌ و آمد ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ تنه‌ درخت‌ به‌ قطعات‌ كوتاه‌ بكار رفته‌ و داراي‌ يك‌ تيغه‌ راست‌ راپودبر به‌ طول‌ ۸۰/۱ متر يا بيشتر و عرض‌ ۲۵ تا ۳۰ سانتيمتر است‌ و حركت‌ رفت‌ و آمد آن‌ بطور مكانيكي‌ انجام‌ مي‌شود.

 ماشين‌ كام‌ بري‌ زنجيري‌:

 ۳۰- ماشين‌ كام‌ بري‌ زنجيري‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ درآوردن‌ (كام‌) در قطعات‌ چوب‌ بكار رفته‌ و داراي‌ يك‌ سري‌ دندانه‌هاي‌ اره‌ مجزا مي‌باشد كه‌ يكي‌ روي‌ ديگري‌ لولا شده‌ و تشكيل‌ يك‌ حلقه‌ زنجير را مي‌دهد حركت‌ زنجير به‌وسيله‌ چرخ‌ دنده‌ اي‌ كه‌ با زنجير اره‌ درگير است‌ عملي‌ مي‌شود.

 

قسمت‌ دوم‌ - مقررات‌ عمومي‌

ماده‌ ۱: گودال‌ها و شيارهايي‌ كه‌ در كف‌ كارگاه‌ و نزديك‌ به‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ جهت‌ قرار دادن‌ وسايل‌ انتقال‌ چوب‌ (ترانسپورتر) يا براي‌ آب‌ روها احداث‌ شده‌ باشد بايد به‌وسيله‌ نرده‌ يا دست‌ انداز محفوظ‌ شود.

ماده‌ ۲: ماشين‌هاي‌ محرك‌ دستگاه‌ اره‌ چوب‌ بري‌ بايد داراي‌ قدرت‌ كافي‌ باشد تا خطر گير كردن‌ تيغه‌ اره‌ پيش‌ نيايد.

ماده‌ ۳: ماشين‌هاي‌ اره‌ بايد داراي‌ دستگاهي‌ باشد كه‌ به‌وسيله‌ آن‌ سرعت‌ برش‌ به‌ تناسب‌ سختي‌ يا نرمي‌ چوب‌ قابل‌ تنظيم‌ باشد.

ماده‌ ۴: دندانه‌هاي‌ اره‌ بايد متناسب‌ با جنس‌ چوب‌ و نوع‌ برش‌ باشد.

ماده‌ ۵: تيغه‌ اره‌ بايد بدون‌ ترك‌ بوده‌ به‌ بهترين‌ وضعي‌ نگهداري‌ شود و چپ‌ و راست‌ كردن‌ و تيز كردن‌ آن‌ دقيقاً انجام‌ گردد.

نظافت‌ و برداشتن‌ تراشه‌ و خاك‌ اره‌

ماده‌ ۶: كف‌ سالن‌ها يا ساختمان‌هايي‌ كه‌ در آن‌ اره‌ چوب‌ بري‌ نصب‌ مي‌شود بايد هميشه‌ تميز بوده‌ و حتي‌ الامكان‌ تراشه‌هاي‌ چوب‌ و خاك‌ اره‌ را از محل‌ كار دور كنند همچنين‌ بهتر است‌ كه‌ دستگاه‌هاي‌ ماشين‌ اره‌ به‌ دستگاه‌ مكنده‌ مربوط‌ باشد تا از انتشار گرد و تراكم‌ خاك‌ اره‌ در محل‌ كار جلوگيري‌ شود.

سكوي‌ محل‌ كار مخصوص‌ كارگراني‌ كه‌ با ماشين‌ اره‌ كار مي‌كنند

ماده‌ ۷: اطراف‌ سكوهاي‌ محل‌ كار براي‌ كارگراني‌ كه‌ با دستگاه‌ اره‌ تسمه‌ يا راه‌ گرد (سربر) كار مي‌كنند بايد به‌وسيله‌ صفحه‌اي‌ از آهن‌ با حداقل‌ ضخامت‌ ۶ ميليمتر يا الوار به‌ ضخامت‌ ۵ سانتيمتر يا بتون‌ آرمه‌ به‌ ضخامت‌ ۲۰ سانتيمتر حفاظ‌ گذاري‌ شود.

ماده‌ ۸: سكوهاي‌ فوق‌ الذكر بايد مجهز به‌ اهرم‌هاي‌ فرمان، شستي‌هاي‌ فشاري‌، كليدهاي‌ قطع‌كننده‌، كشوها يا وسايل‌ ديگري‌ باشد كه‌ در مواقع‌ فوري‌ و ضروري‌ متصدي‌ ماشين‌ اره‌ بتواند بدون‌ ترك‌ كردن‌ محل‌ كار دستگاه‌ را متوقف‌ كند و بايد ترتيبي‌ اتخاذ شود كه‌ هنگام‌ توقف‌ ماشين‌ دستگاه‌هاي‌ فرمان‌ قفل‌ شود.

ارابه‌ حمل‌ تنه‌ در ماشين‌هاي‌ چوب‌ بري‌

ماده‌ ۹: بدنه‌ ارابه‌ مخصوص‌ هدايت‌ چوب‌ در تاسيسات‌ اره‌ تسمه‌اي‌ يا اره‌ گرد بايد از آهن‌ يا فولاد يا الوارهايي‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ به‌وسيله‌ كام‌ و زبانه‌ دم‌ چلچله‌اي‌ يا پيچ‌ و مهره‌ بهم‌ متصل‏شده‌ و از تخته‌هاي‌ پرپوشيده‌ شده‎‏باشد تا مانع‌ عبور كارگر از زير بدنه‌ ارابه‌ گردد.

ماده‌ ۱۰: كف‌ سكوهاي‌ محل‌ كار در تاسيسات‌ اره‌ چوب‌ بري‌ نبايد لغزنده‌ باشد.

ماده‌ ۱۱: فاصله‌ بين‌ ديوار و ميز كار نبايد از ۴۵ سانتيمتر كمتر باشد و در صورتي‌ كه‌ اين‌ فاصله‌ را براي‌ عبور كارگر در نظر گرفته‌ باشند از ۹۰ سانتيمتر كمتر نباشد.

ماده‌ ۱۲: فاصله‌ بين‌ سطح‌ ميز كار و سقف‌ كارگاه‌ يا اشياء و وسائلي‌ كه‌ به‌ سقف‌ نصب‌ شده‌ نبايد كمتر از ۲ متر باشد.

ماده‌ ۱۳: فلكه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ طناب‌ يا كابل‌ يا زنجير مخصوص‌ كشش‌ ارابه‌هاي‌ حمل‌ چوب‌ بايد به‌وسيله‌ جعبه‌هاي‌ محكمي‌ كه‌ به‌زمين‌ نصب‌ شده‌ باشد حفاظ‌ گذاري‌ شود.

ماده‌ ۱۴: چرخ‌ دنده‌هاي‌ راست‌ يا مخروطي‌ و تسمه‌ها يا فلكه‌هاي‌ اصطكاكي‌ فرمان‌ ارابه‌ حمل‌ چوب‌ را بايد به‌وسيله‌ حفاظ‌هاي‌ محكمي‌ محصور كرد.

ماده‌ ۱۵: چرخ‌هاي‌ ارابه‌ها بايد داراي‌ حفاظ‌هايي‌ باشد كه‌ فاصله‌ آنها از سطح‌ ريل‌ها حداكثر ۶ ميليمتر باشد.

ماده‌ ۱۶: در انتهاي‌ مسير ارابه‌ها بايد مانع‌ محكمي‌ كه‌ داراي‌ تامپون‌ فنري‌ يا تامپون‌ با هواي‌ فشرده‌ باشد نصب‌ گردد. اين‌ تامپون‌ها بايد قدرت‌ متوقف‌ كردن‌ ارابه‌ها را با حداكثر سرعت‌ بدون‌ ايجاد عكس‌ العمل‌ شديد و خطرناك‌ داشته‌ باشد.

ماده‌ ۱۷: در تمام‌ طول‌ مسير ارابه‌ها بايد نرده‌هايي‌ از لوله‌ آهني‌ ۱ اينچ‌ ۳۲ ميليمتر) يا چهار تراشهايي‌ به‌ ابعاد ۱۰*۵ سانتيمتر به‌ ارتفاع‌ سكوي‌ بارگيري‌ نصب‌ گردد.

ماده‌ ۱۸: مقابل‌ درهايي‌ كه‌ در طرفين‌ مسير عبور ارابه‌ حمل‌ چوب‌ قرار دارند بايد نرده‌هاي‌ حفاظتي‌ به‌ فاصله‌ حداقل‌ ۴۵ سانتيمتر از ارابه‌ نصب‌ گردد.

ماده‌ ۱۹: در مواردي‌ كه‌ قوه‌ محرك‌ اره‌ها با ماشين‌ بخار تامين‌ مي‌شود بايد لوله‌هاي‌ مخصوص‌ رساندن‌ بخار در نزديكترين‌ نقطه‌ به‌ ماشين‌ مجهز به‌ شير قطع‌ كننده‌اي‌ باشد كه‌ عمل‌ آن‌ سريع‌ بوده‌ و موقعي‌ كه‌ متصدي‌ اره‌ از دستگاه‌ دور مي‌شود بطور خودكار بخاررا ببندد.

 غلطك‌ها و ميزهاي‌ ناقل‌ چوب‌ در تاسيسات‌ چوب‌ بري‌

ماده‌ ۲۰: فضاي‌ آزاد بين‌ غلطك‌هاي‌ دستگاه‌ انتقال‌ چوب‌ يا خميدگي‌ آخر دستگاه‌ در تاسيسات‌ فوق‌ بايد به‌وسيله‌ روپوشهايي‌ از ورق‌هاي‌ فلزي‌ پر به‌ قطر ۶ ميليمتر يا الوارهايي‌ به‌ ضخامت‌ ۵ سانتيمتر محفوظ‌ گردد و به‌قسمي‌ روي‌ دستگاه‌ نقاله‌ نصب‌ شود كه‌ در موقع‌ حركت‌ دستگاه‌ تغيير مكان‌ ندهد.

ماده‌ ۲۱: چرخ‌ دنده‌ و زنجيرهاي‌ غلطك‌هاي‌ محرك‌ دستگاه‌ يا ميز نقاله‌ و تسمه‌ها و فلكه‌ها و صفحات‌ اصطكاكي‌ (كلاچ‌) محرك‌ محور غلطك‌هاي‌ دستگاه‌ نقاله‌ بايد از هر طرف‌ به‌وسيله‌ حفاظ‌هاي‌ فلزي‌ يا قطعات‌ الوار محفوظ‌ شده‌ و اين‌ حفاظ‌ها داراي‌ درهايي‌ باشند كه‌ در مواقع‌ ضروري‌ دسترسي‌ به‌ نقاط‌ لازم‌ را مقدور سازد.

ماده‌ ۲۲: جبهه‌هاي‌ قائم‌ ميز مخصوص‌ باردادن‌ چوب‌ بدم‌ تيغه‌ اره‌ در تاسيسات‌ چوب‌ بري‌ بايد طبق‌ ماده‌ ۲۱ حفاظ‌ گذاري‌ شود مگر اينكه‌ وضع‌ قرار گرفتن‌ غلطك‌هاي‌ نقاله‌ يا بدنه‌ ماشين‌ حفاظت‌ لازم‌ را تامين‌ كند.

ماده‌ ۲۳: در محل‌هايي‌كه‌ عبور از روي‌ غلطك‌ها و ميزهاي‌ نقاله‌ ضروري‌ باشد بايد پله‌ها يا پلهايي‌ تعبيه‌ گردد كه‌ مجهز به‌ نرده‌ حفاظتي‌ باشد.

ماده‌ ۲۴: در تاسيسات‌ چوب‌ بري‌ استفاده‌ از غلطك‌هاي‌ نقاله‌ كه‌ داراي‌ گوشه‌هاي‌ تيز باشد ممنوع است‌.

 

 قسمت‌ سوم‌ - دستورهاي‌ حفاظتي

 فصل‌ اول‌ - حفاظ‌ اره‌هاي‌ تسمه‌اي‌

ماده‌ ۲۵:  فلكه‌ها و شاخه‌ بالا رونده‌ اره‌ تسمه‌اي‌ در فاصله‌ دو فلكه‌ بايد به‌وسيله‌ محفظه‌ لوله‌‌داري‌ از آهن‌ ورق‌ به‌ ضخامت‌ حداقل‌ يك‌ ميليمتر يا مصالحي‌ با مقاومت‌ مشابه‌ آن‌ حفاظ‌‌گذاري‌ شود.

ماده‌ ۲۶: حفاظ‌ فلكه‌ بالائي اره‌ تسمه‌اي‌ بايد حداقل‌ ۱۰ سانتيمتر بالاتر از طوقه‌ فلكه‌ آن‌ شروع‌ شده‌ و تا پايين‌ترين‌ نقطه‌ طوقه‌ فلكه‌ ادامه‌ يابد.

ماده‌ ۲۷: حفاظ‌ فلكه‌ پاييني‌ اره‌ تسمه‌اي‌ بايد تا سطح‌ زمين‌ ادامه‌ داشته‌ و طوري‌ ساخته‌ شود تا از ورود اجسام‌ خارجي‌ به‌ زير فلكه‌ جلوگيري‌ گردد و در صورت‌ لزوم‌ به‌ عنوان‌ محفظه‌ مكنده‌ خاك‌ اره‌ نيز از آن‌ استفاده‌ شود.

ماده‌ ۲۸: شاخه‌ پايين‌ رونده‌ اره‌ تسمه‌اي‌ بايد بين‌ غلطك‌ها يا وسايل‌ هدايت‌ كننده‌ قرار گرفته‌ و در فاصله‌ بين‌ اين‌ غلطك‌ها تا حفاظ‌ فلكه‌ بالايي‌ بايد حفاظ‌ قابل‌ تنظيمي‌ وجود داشته‌ باشد.

ماده‌ ۲۹: اره‌هاي‌ تسمه‌اي‌ بايد داراي‌ وسيله‌ تنظيم‌ كننده‌ خودكاري‌ باشد تا كشش‌ تيغه‌ اره‌ را تنظيم‌ كرده‌ و از شل‌ و سفت‌ شدن‌ غير عادي‌ آن‌ در حين‌ كار جلوگيري‌ كند.

ماده‌ ۳۰: اگر وضع‌ كار طوري‌ باشد كه‌ متصدي‌ دستگاه‌ اره‌ چوب‌ بري‌ در حين‌ كار در فاصله‌اي‌ كمتر از ۷۵ سانتيمتر از غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ چوب‌ قرار گيرد بايد اين‌ غلطك‌ها را با حفاظ‌هاي‌ فلزي‌ ضخيم‌ نيم‌ استوانه‌اي‌ پوشاند اين‌ حفاظ‌ها بايد بر حسب‌ ابعاد قطعات‌ كار قابل‌ تنظيم‌ بوده‌ بعلاوه‌ به‌ بدنه‌ ماشين‌ متصل‌ شده‌ باشد.

ماده‌ ۳۱: سرعت‌ دوراني‌ فلكه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ تسمه‌ اره‌ نبايد از حد مجاز تجاوز كند.

ماده‌ ۳۲: در موقع‌ سوار كردن‌ يا برداشتن تسمه‌ اره‌ بايد آن‌ را دقيقاً مورد معاينه‌ قرار داد تا ترك‌ يا عيب‌ ديگري‌ نداشته‌ باشد.

ماده۳۳: از بكاربردن‌ تسمه‌هاي‌ معيوب‌ يا ترك‎دار قبل‌ از مرمت‌ كامل‌ بايد خودداري‌ كرد.

ماده‌ ۳۴: برداشتن‌ تسمه‌ از روي‌ فلكه‌ و همچنين‌ جمع‌ كردن‌ قطعات‌ شكسته‌ تسمه‌ قبل‌ از توقف‌ كامل‌ ماشين‌ ممنوعست‌.

ماده‌ ۳۵: ضخامت‌ طوقه‌ فلكه‌هاي‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ تسمه‌اي‌ در قسمتي‌ كه‌ فشار نوار اره‌ موثر است‌ بايد حداقل‌ ۱۶ ميليمتر باشد.

ماده‌ ۳۶: سرعت‌ خطي‌ فلكه‌هاي‌ دستگاه‌ اره‌ تسمه‌اي‌ نبايد از ۴۵ متر در ثانيه‌ تجاوز كند. مگر در صورتي‌ كه‌:

الف- فلكه‌ها براي‌ سرعت‌ معين‌ و يا ضريب‌ اطمينان‌ لااقل۱۰ محاسبه‌ و ساخته‌ شده‌ باشد.

ب‌ - فلكه‌ها براي‌ سرعت‌ معيني‌ دقيقاً متعادل‌ شده‌ باشد.

ج‌ - حداكثر سرعت‌ مجاز آن‌ توسط‌ سازنده‌ روي‌ فلكه‌ و بدنه‌ دستگاه‌ ثبت‌ شده‌ باشد.

ماده‌ ۳۷: وزنه‌هاي‌ تعادل‌ تلسكوپي‌ در دستگاه‌هاي‌ اره‌ تسمه‌اي‌ بايد در تمام‌ مسير خود حفاظ‌گذاري‌ شده‌ باشد.

ماده‌ ۳۸: ناف‌ و بازوها و طوقه‌ فلكه‌هاي‌ دستگاه‌ اره‌ تسمه‌اي‌ همچنين‌ پيچه‌ها و پرچهاي‌ آن‌ بايد حداقل‌ ماهي‌ يك‌ مرتبه‌ بازرسي‌ شده‌ و با زدن‌ ضربه‌ فلكه‌هاي‌ ترك‌ دار و معيوب‌ مشخص‌ و از كار خارج‌ شوند.

 

 فصل‌ دوم‌ - حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد

ماده‌ ۳۹: دستگاه‌ اره‌ گرد چوب‌ بري‌ بايد طوري‌ نصب‌ شده‌ باشد كه‌ در حين‌ كار تغيير محل‌ نداده‌ و ايجاد لرزش‌ نكند.

ماده‌ ۴۰: ارتفاع‌ ميز اره‌هاي‌ گرد چوب‌ بري‌ بايد بين‌ ۸۵ تا ۹۰ سانتيمتر باشد.

ماده‌ ۴۱: اره‌هاي‌ گرد چوب‌ بري‌ بايد داراي‌ حفاظ‌هايي‌ طبق‌ شرايط‌ زير باشد مگر در موارد خاص‌ كه‌ اصولاً احتياج‌ به‌ حفاظ‌ نباشد.

 الف‌ - حفاظ‌ تيغه‌ اره‌ قابل‌ تنظيم‌ باشد و طوري‌ تيغه‌ را بپوشاند كه‌ هنگام‌ كار دندانه‌هاي‌ آن‌ در دسترس‌ نباشد.

 ب‌ - سطوح‌ جانبي‌ حفاظ‌ تا حد امكان‌ به‌ صفحه‌ اره‌ نزديك‌ باشد.

 ج‌ - حتي‌ المقدور نزديك‌ به‌ محل‌ برش‌ سوار شود.

 د - روي‌ سطح‌ جانبي‌ حفاظ‌ علامتي‌ رسم‌ شود كه‌ وضع‌ تيغه‌ اره‌ را در زير محفظه‌ آن‌ مشخص‌ كند.

هـ- جنس‌ حفاظ‌ بايد از مصالح‌ نرم‌ انتخاب‌ شود يا پوشش‌ داخل‌ آن‌ از فلز نرم‌ باشد تا اگر به‌ صفحه‌ اره‌ برخورد كند باعث‌ شكستن‌ دندانه‌ آن‌ نشود.

 و - حفاظ‌ بايد اصولاً طوري‌ ساخته‌ شود كه‌ متصدي‌ دستگاه‌ از خطر تماس‌ با دندانه‌هاي‌ اره‌ و پرتاب‌ شدن‌ خرده‌ چوب‌ يا دندانه‌هاي‌ شكسته‌ اره‌ محفوظ‌ بماند.

ماده‌ ۴۲: قسمتي‌ از صفحه‌ اره‌ گرد كه‌ زير ميز دستگاه‌ قرار دارد بايد حفاظ‌ گذاري‌ شود ممكنست‌ اين‌ حفاظ‌ قسمتي‌ از دستگاه‌ مكنده‌ خاك‌ اره‌ را نيز تشكيل‌ دهد.

ماده‌ ۴۳: تيغه‌ جدا كننده‌ كه‌ در قسمت‌ عقب‌ صفحه‌ اره‌ گرد قرار مي‌گيرد بايد داراي‌ شرايط‌ زير باشد:

الف- از شياري‌ كه‌ اره‌ درچوب‌ ايجادمي‌كند كمي‎نازك‌تر و از صفحه‎اره‌ كمي‌ ضخيم‌تر باشد.

 ب‌ - پهناي‌ آن‌ در سطح‌ ميز كمتر از ۱۵ سانتيمتر نباشد.

 ج‌ - ارتفاع‌ آن‌ از سطح‌ ميز بايد به‌ قدر ۲ تا ۵ ميليمتر كمتر از ارتفاع‌ صفحه‌ باشد.

 د - بطور محكم‌ در قسمت‌ عقب‌ و در يك‌ سطح‌ با صفحه‌ اره‌ نصب‌ شود و فاصله‌ آن‌ با دندانه‌هاي‌ اره‌ حتي‌ المقدور كم‌ بوده‌ و در هيچ‌ حالتي‌ از ۳ ميليمتر تجاوز نكند.

ماده‌ ۴۴: انحناي‌ تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ بايد به‌ موازات‌ انحناي‌ صفحه‌ اره‌ گرد باشد.

ماده‌ ۴۵: در اره‌هاي‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ الوارهاي‌ نازك‌ مي‌توان‌ تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ را ضخيم‌تر از مورد مذكور در ماده‌ ۴۳ انتخاب‌ كرد.

ماده‌ ۴۶: حداكثر سرعت‌ اره‌هاي‌ گرد نبايد از ميزاني‌ كه‌ سازنده‌ آن‌ تعيين‌ كرده‌ تجاوز كند.

ماده۴۷: وزنه‌هاي‎تعادلي‌ مخصوص‎باردادن‌ در اره‌هاي‌گرد بايد درمحفظه‌هاي‎ثابتي‎قرار گيرد.

ماده‌ ۴۸: تنظيم‌ حفاظ‌ها يا وسايل‌ هدايت‌ كننده‌ چوب‌ هنگام‌ كار كردن‌ اره‌ ممنوعست‌.

ماده‌ ۴۹: صفحه‌ اره‌ گرد چوب‌ بري‌ بايد كاملاً تيز بوده‌ و سوار كردن‌ روي‌ دستگاه‌ و نگهداري‌ آن‌ به‌ خوبي‌ و با دقت‌ انجام‌ شود. همچنين‌ در فواصل‌ معين‌ مورد بازديد و آزمايش‌ قرار گيرد و در صورت‌ مشاهده‌ عيب‌ و نقص‌ اقدام‌ به‌ پياده‌ كردن‌ و اصلاح‌ يا تعويض‌ آن‌ بشود.

ماده‌ ۵۰: انتهاي‌ تركهاي‌ صفحه‌ اره‌ گرد را براي‌ جلوگيري‌ از ادامه‌ ترك‌ نبايد سوراخ‌ كرد همچنين‌ صفحات‌ ترك‌ دار را در موردي‌ كه‌ تعمير صحيح‌ و دقيق‌ نشده‌ باشد نبايد مورد استفاده‌ قرار داد.

ماده‌ ۵۱: متصدي‌ دستگاه‌ اره‌ گرد در موقع‌ كار نبايد مقابل‌ تيغه‌ اره‌ قرار گيرد.

ماده‌ ۵۲: دستگاه‌ اره‌ گرد كه‌ براي‌ راپودي بري‌ و راست‌ بري‌ بكار مي‌رود بايد طبق‌ مقررات‌ مواد ۹۲ تا ۹۹ آيين‌نامه‌ مربوط‌ باره‌هاي‌ مخصوص‌ راست‌ بر حفاظ‌ گذاري‌ شود.

ماده‌ ۵۳: صفحه‌ اره‌هاي‌ گرد ساده‌ و قسمت‌ فوقاني‌ صفحات‌ اره‌ در ماشين‌هاي‌ اره‌ مضاعف‌ بايد داراي‌ حفاظ‌هاي‌ قابل‌ تنظيم‌ باشد.

ماده‌ ۵۴: اره‌ گرد مضاعف‌ بايد داراي‌ صفحه‌ فلزي‌ مشبك‌ يا وسيله‌ ديگري‌ باشد كه‌ متصدي‌ دستگاه‌ را از خطر اصابت‌ خرده‌ چوب‌هاي‌ حاصل‌ از كار اره‌ محفوظ‌ نگاهدارد.

ماده‌ ۵۵: فاصله‌ افقي‌ بين‌ نوك‌ دندانه‌هاي‌ تيغه‌ اره‌ گرد مضاعف‌ و نزديك‌ترين‌ ستون‌ روي‌ ميز دستگاه‌ بايد به‌ قدر ۲۵ ميليمتر بيشتر از فاصله‌ عمودي‌ بين‌ آهن‌هاي‌ سپري‌ صفحات‌ بالا و پايين‌ اره‌ باشد تا مكان‌ سقوط‌ يا گير كردن‌ قطعه‌ چوب‌ بين‌ صفحات‌ و مانع‌ ديگري‌ را از بين‌ ببرد.

ماده‌ ۵۶: روي‌ ميز دستگاه‌ اره‌ گرد بايد گونيا يا تكيه‌ گاهي‌ براي‌ هدايت‌ الوار نصب‌ شود.

ماده‌ ۵۷: براي‌ تنظيم‌ قسمت‌ هدايت‌ كننده‌ الوار در اره‌هاي‌ گرد نبايد از آچار يا ابزار ديگري‌ استفاده‌ كرد و اين‌ تنظيم‌ بايد به‌وسيله‌ دست‌ انجام‌ گيرد.

ماده‌ ۵۸: تيغه‌ جداكننده‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌گرد بايد به‌نحوي‌ باشد كه‌بطور موثر عمل‌خود را انجام‌ دهد.

 حفاظ‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ الوار

ماده‌ ۵۹: دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ الوار بايد طبق‌ مواد ۵۳ و ۵۶ تا ۵۸ (مربوط‌ به‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد) ساخته‌ شده‌ باشد.

ماده‌ ۶۰: غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ كه‌ در اره‌هاي‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ چوب‌ را به‌ دم‌ تيغه‌ مي‌رسانده‌ بايد طبق‌ مواد ۲۰ تا ۲۴ حفاظ‌ گذاري‌ شود.

 

 حفاظ‌ دستگاه‌ پيش‌ تراش‌ براي‌ پاك‌ كردن‌ مسير راه‌

ماده‌ ۶۱: دستگاه‌ پيش‌ تراش‌ بايد داراي‌ وسايل‌ حفاظتي‌ زير باشد:

 الف‌ - يك‌ محفظه‌ كه‌ بطور كامل‌ صفحه‌ دستگاه‌ را بپوشاند و متصدي‌ اره‌ را در مقابل‌ پرتاب‌ خرده‌ چوب‌ يا سنگريزه‌ محافظت‌ كند. ضمناً ممكن‌ است‌ از اين‌ محفظه‌ براي‌ مكيدن‌ ذرات‌ غبار نيز استفاده‌ كرد.

 ب‌ - يك‌ وزنه‌ تعادلي‌ براي‌ بالا بردن‌ دستگاه‌ فوق‌ در پايان‌ كار.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر

ماده‌ ۶۲: اره‌هاي‌ گرد راپودبر (به‌ استثناء اره‌هاي‌ گردي‌ كه‌ تيغه‌ آنها در قسمت‌ بالاي‌ ميز نصب‌ شده‌ و اره‌هاي‌ نوساني‌ با مفصل‌هاي‌ فوقاني‌) بايد طبق‌ مواد ۴۳ و ۴۴ و ۴۵ داراي‌ تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ باشد.

ماده‌ ۶۳: ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد راپودبر كه‌ ميزان‌ با فشار دست‌ به‌طرف‌ تيغه‌ اره‌ رانده‌ مي‌شود بايد داراي‌ ميز كشويي‌ باشد كه‌ در حين‌ عمل‌ برش‌ چوب‌ را محكم‌ نگهداشته‌ و با رعايت‌ حفاظت‌ كامل‌ آنرا به‌ قطعات‌ كوچك‌ تقسيم‌ كند.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد مضاعف‌ راپودبر براي‌ برش به‌ طولهاي‌ مساوي‌

ماده‌ ۶۴: صفحات‌ اره‌هاي‌ گرد مضاعف‌ براي‌ برش‌ چوب‌ به‌ طولهاي‌ مساوي‌ بايد حتي‌الامكان‌ در قسمت‌ بالا و عقب‌ حفاظ‌ گذاري‌ شده‌ و در مواردي‌ كه‌ محور اره‌ فقط‌ داراي‌ يك‌ ياتاقان‌ باشد بايد به‌ همين‌ طريق‌ قسمت‌ خارجي‌ آن‌ تا پايين‌ترين‌ نقطه‌ در محفظه‌اي‌ قرار گيرد.

ماده‌ ۶۵: ميز بار دهنده‌ در اره‌هاي‌ گرد مضاعف‌ براي‌ برش‌ به‌ طول‌هاي‌ مساوي‌ بايد داراي‌ فنرها يا وزنه‌هاي‌ تعادلي‌ باشد تا موقع‌ اتمام‌ برش‌ چوب‌ به‌ حالت‌ اوليه‌ خود يعني‌ دور از تيغه‌ بر گردد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر با تيغه‌هاي‌ بار دهنده‌

ماده‌ ۶۶: اره‌هاي‌ گرد راپودبر با تيغه‌هاي‌ بار دهنده‌ بايد داراي‌ حفاظ‌هاي‌ محكمي‌ باشد كه‌ از شبكه‌ سيمي‌ ضخيم‌ يا تخته‌هايي‌ با حداقل‌ ضخامت‌ ۵ سانتيمتر ساخته‌ شده‌ باشد همچنين‌ بايد داراي‌ حفاظ‌ مخصوص‌ باشد تا پايين‌ ميز را بپوشاند و در قسمت‌هاي‌ مختلف‌ دريچه‌هاي‌ لولا داري‌ داشته‌ باشد تا دسترسي‌ براي‌ روغنكاري‌ و ميزان‌ كردن‌ قسمت‌هاي‌ حفاظ‌ گذاري‌ شده‌ را ميسر سازد.

ماده۶۷: تيغه‌هاي‌ انتهايي‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد راپودر بر با تيغه‌هاي‌ بار دهنده‌ بايد از سمت‌ پهلو و پايين‌ به‌وسيله‌ حفاظ‌هاي‌ فلزي‌ با چوبي‌ كه‌ محكم‌ به‎كف‌كارگاه‌ نصب‎شده‎محصور شود.

ماده‌ ۶۸: اره‌هاي‌ گرد راپودبر با تيغه‌هاي‌ بار دهنده‌ بايد داراي‌ موانعي‌ باشد كه‌ از بيرون‌ آمدن‌ بيش‌ از حد ضخامت‌ اره‌ از سطح‌ ميز جلوگيري‌ كند.

ماده‌ ۶۹: پدال‌ فرمان‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر با تيغه‌هاي‌ بار دهنده‌ بايد داراي‌ حفاظ‌ ركابي‌ فلزي‌ يا چوبي‌ بوده‌ و محكم‌ به‌ كف‌ كارگاه‌ نصب‌ شده‌ باشد.

ماده‌ ۷۰: در موقع‌ تعمير يا تنظيم‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ گردراپودبر با تيغه‌هاي‌ بار دهنده‌ بايد نكات‌ زير را مراعات‌ شود:

 الف‌ - اگر فرمان‌ دستگاه‌ به‌وسيله‌ يك‌ يا چند پدال‌ انجام‌ گيرد بايد گاوه‌هاي‌ حفاظتي‌ زير كليه‌ پدالها قرار داده‌ شود.

 ب‌ - چنانچه‌ فرمان‌ به‌وسيله‌ اهرم‌هاي‌ دستي‌ انجام‌ گيرد اين‌ اهرم‌ها بايد به‌وسيله‌ مهارهاي‌ مخصوصي‌ محكم‌ شود تا در موقع‌ تعمير و تنظيم‌ دستگاه‌ حركت‌ فرمان‌ ممكن‌ نباشد.

 حفاظ‌ (اره‌هاي‌ گرد مخصوص‌ برش‌ دسته‌هاي‌ توفال‌)

ماده‌ ۷۱: اره‌هاي‌ گرد ساده‌ يا مضاعف‌ مخصوص‌ برش‌ دسته‌ توفال‌ بايد در قسمت‌ تيغه‌هاي‌ انتهايي‌ و عقب‌ به‌وسيله‌ محفظه‌ فلزي‌ يا چوبي‌ پوشيده‌ شده‌ باشد.

ماده‌ ۷۲: در مواردي‌ كه‌ عمل‌ برش‌ با قسمت‌ زير صفحه‌ اره‌ انجام‌ گيرد بدنه‌ دستگاه‌ اره‌ گرد مخصوص‌ برش‌ دسته‌ توفال‌ بايد طوري‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ راس‌ صفحات‌ اره‌ پوشانده‌ و تا حد امكان‌ از قسمت‌ جلو و عقب‌ تيغه‌ به‌پايين‌ ادامه‌ داشته‌ باشد. در مواردي‌ كه‌ برش‌ با قسمت‌ بالاي‌ اره‌ انجام‌ گيرد حفاظ‌ بايد تا حد امكان‌ به‌طرف‌ راس‌ و قسمت‌ بالاي‌ اره‌ و تيغه‌هاي‌ انتهايي‌ و عقب‌ تيغه‌ها ادامه‌ داشته‌ باشد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد چند تيغه‌اي‌ نوساني‌ با مفصل‌هاي‌ فوقاني‌

ماده‌ ۷۳: دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ نوساني‌ با مفصل‌هاي‌ فوقاني‌ بايد در قسمت‌ بالاي‌ صفحات‌ اره‌ داراي‌ روپوشهاي‌ حفاظتي‌ باشد تا بتوان‌ از آنها به‌ عنوان‌ محفظه‌ مكنده‌ نيز استفاده‌ كرد.

 اين‌ حفاظ‌ها بايد تا حد امكان‌ به‌ سمت‌ پايين‌ ادامه‌ داشته‌ باشد و در ضمن‌ مانع‌ عبور چوب‌ از زير صفحه‌ اره‌ نگردد.

ماده‌ ۷۴: چنانچه‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ داراي‌ روپوشهاي‌ فوق‌ الذكر نباشد بايد از قسمت‌ جلو و عقب‌ تيغه‌ داراي‌ حفاظ‌هايي‌ با مشخصات‌ زير باشد:

 الف‌ - جنس‌ حفاظ‌ از تخته‌ به‌ ضخامت‌ ۷۵ ميليمتر يا بيشتر بوده‌ و به‌ چوبهاي‌ چهار تراش‌ به‌ ابعاد ۱۰*۱۰ سانتيمتر به‌وسيله‌ پيچ‌ و مهره‌ محكم‌ شده‌ باشد.

ب- به‌ كابل‌ها يا زنجيره‌هايي‌ آويزان‌ بوده‌ يا به‎بدنه‌ دستگاه‌ اره‌ بطور ثابت‌ نصب‌ شده‌ باشد.

ماده‌ ۷۵: تيغه‌هاي‌ انتهايي‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ بايد از اطراف‌ به‌وسيله‌ حفاظ‌هاي‌ مخصوص‌ يا نرده‌هاي‌ حفاظتي‌ محفوظ‌ شود.

ماده‌ ۷۶: در جلوي‌ هر تيغه‌ اره‌ در دستگاه‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ بايد يك‌ نرده‌ كوچك‌ يا يك‌ ميله‌ قرار داده‌ شود كه‌ حداقل‌ در حدود ۶۰ سانتيمتر از جبهه‌ تيغه‌ اره‌ فاصله‌ داشته‌ و حداكثر ۳۰ سانتيمتر بالاي‌ ميز قرار گرفته‌ و طوري‌ به‌ سيستم‌ فرمان‌ ترانسپورتر مربوط‌ باشد كه‌ اگر فشاري‌ به‌ آن‌ وارد شود بطور خودكار باعث‌ متوقف‌ شدن‌ ترانسپورتر گردد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر برچند تيغه‌اي‌ با محور معلق‌

ماده‌ ۷۷: اره‌هاي‌ گرد راپودبر چند تيغه‌اي‌ با محور معلق‌ بايد طبق‌ مواد ۷۳ تا ۷۶ اين‌ آيين‌نامه‌ راجع‌ به‌ اره‌هاي‌ گرد چند تيغه‌اي‌ نوساني‌ با مفصل‌هاي‌ فوقاني‌ حفاظ‌گذاري‌ شود.

ماده‌ ۷۸: اره‌هاي‌ گرد راپودبر چند تيغه‌اي‌ با محور معلق‌ كه‌ براي‌ برش‌ به‌منظور تهيه‌ خمير چوب‌ از طريق‌ مكانيكي‌ و خمير كاغذ بكار مي‌رود بايد طبق‌ ماده‌ ۷۴ اين‌ آيين‌نامه‌ حفاظ‌گذاري‌ شود.

ماده‌ ۷۹: ميز برش‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر چند تيغه‌اي‌ با محور معلق‌ مذكور در ماده‌ ۷۸ بايد حداقل‌ در ارتفاع‌ (۱) متر بالاي‌ كف‌ كارگاه‌ يا سكوي‌ كار واقع‌ شده‌ و از اطراف‌ به‌وسيله‌ نرده‌هاي‌ حفاظتي‌ محفوظ‌ گردد.

حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد ارابه‌اي‌

ماده‌ ۸۰: روپوش‌ حفاظتي‌ اره‌ گرد راپودبر كه‌ موقع‌ برش‌ روي‌ ميز ثابت‌ تغيير مكان‌ مي‌دهد بايد داراي‌ شرائط‌ زير باشد:

 الف‌ - روي‌ محور حامل‌ اره‌ يا ميز برش‌ نصب‌ شده‌.

 ب‌ - در حال‌ كار خلاص‌ كردن‌ صفحه‌ اره‌ را بپوشاند.

 ج‌ - در موقعي‌ كه‌ صفحه‌ اره‌ كاملاً به‌ عقب‌ رفته‌ حداقل‌ تا فاصله‌ ۵ سانتيمتر جلوي‌ دندانه‌هاي‌ اره‌ قرار گرفته‌ باشد.

 د - پهناي‌ آن‌ به‌ اندازه‌اي‌ باشد كه‌ از هر طرف‌ صفحه‌ اره‌ ۶ ميليمتر فاصله‌ داشته‌ باشد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌گرد مخصوص‌ تهيه‌ هيزم‌

ماده‌ ۸۱: اره‌هاي‌ گرد چند تيغه‌اي‌ كه‌ براي‌ تهيه‌ هيزم‌ بكار مي‌رود بايد در قسمت‌ بالاي‌ صفحه‌ اره‌ داراي‌ موانع‌ حفاظتي‌ با رعايت‌ نكات‌ زير باشد:

الف - از ميز برش حداكثر ۱۵ سانتيمتر فاصله داشته باشد.

ب - اگر از ورق آهن ساخته شده ضخامت آن ۳ ميليمتر باشد.

ج - اگر از چوب ساخته شده باشد حداقل ۴ سانتيمتر ضخامت داشته باشد.

ماده‌ ۸۲: طول‌ ميز بار دهنده‌ زنجيردار در اره‌هاي‌ گرد تهيه‌ هيزم‌ بايد به‌ قدري‌ باشد تا كارگري‌ كه‌ چوبها را روي‌ آن‌ قرار مي‌دهد در موقع‌ مرتب‌ كردن‌ قطعات‌ چوب‌ روي‌ زنجير باردهنده‌ دستش‌ به‌ صفحه‌ اره‌ اصابت‌ نكند.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گردنوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌

ماده‌ ۸۳: روپوش‌ حفاظتي‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ بايد حتي‌ المقدور تا زير محور ادامه‌ داشته‌ و حفاظ‌هاي‌ جانبي‌ آن‌ در قسمت‌ انتهاي‌ محور لولادار ساخته‌ شود تا دسترسي‌ به‌ صفحه‌ اره‌ در مورد لزوم‌ ميسر باشد.

ماده‌ ۸۴: حفاظ‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ بايد طوري‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ پس‌ از اتمام‌ كار قسمت‌ زير تيغه‌ را بپوشاند.

ماده‌ ۸۵: اره‌هاي‌ گرد نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ بايد داراي‌ وسايل‌ حفاظتي‌ زير باشد:

 الف‌ - زنجيرهاي‌ متوقف‌ كننده‌ يا وسايل‌ موثر ديگري‌ كه‌ از پيشروي‌ لبه‌ صفحه‌ اره‌ از ميز برش‌ ممانعت‌ كند.

 ب‌ - وزنه‌هاي‌ تعادلي‌ يا وسايل‌ موثر ديگري‌ كه‌ در موقع‌ رها كردن‌ صفحه‌ اره‌ در هر نقطه‌ از مسير برش‌ دستگاه‌ را خودبه‌خود به‌ عقب‌ برگرداند به‌نحويكه‌ جبهه‌ كار اره‌ حداقل‌ تا ۲۵ ميليمتر نقطه‌ شروع‌ برش‌ برگردد.

 ج‌ - ضامن‌ يا وسيله‌ ديگري‌ كه‌ از جهش‌ اره‌ بعد از برگشت‌ آن‌ جلوگيري‌ كند.

ماده‌ ۸۶: در ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ بايد به‌ كمك‌ وسايل‌ زير از سقوط‌ وزنه‌هاي‌ تعادلي‌ جلوگيري‌ كرد:

 الف‌ - پيچ‌هاي‌ بلندي‌ كه‌ در آن‌ واحد از بازو و بدنه‌ وزنه‌ تعادلي‌ عبور كرده‌ باشد.

 ب‌ - ضامني‌ كه‌ در انتهاي‌ بازوي‌ وزنه‌ تعادلي‌ دستگاه‌ نصب‌ شده‌ باشد.

 ج‌ - زنجيرهاي‌ حفاظتي‌ كه‌ به‌ سقف‌ يا نقاط‌ اتكاء فوقاني‌ ديگري‌ محكم‌ شده‌ باشد.

ماده‌ ۸۷: تسمه‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ بايد در محفظه‌اي‌ پوشيده‌ شود اين‌ پوشش‌ بايد از طرفي‌ كه‌ متصدي‌ بكار مشغول‌ است‌ در تمام‌ طول‌ محفوظ‌ شده‌ و از سه‌ طرف‌ ديگر اقلاً تا ارتفاع‌ ۶/۲ متر از كف‌ محل‌ كار نيز پوشيده‌ شده‌ باشد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر با محور مايل‌

ماده‌ ۸۸: روپوش‌ حفاظتي‌ و تيغه‌ جدا كننده‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر با محور مايل‌ بايد با صفحات‌ اره‌ متوازي‌ باشد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر با ميز مايل‌

ماده‌ ۸۹: روپوش‌ حفاظتي‌ اره‌ گرد راپودبر با ميز مايل‌ كه‌ روي‌ تيغه‌ اره‌ سوار مي‌شود بايد طوري‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ دو لبه‌ جانبي‌ آن‌ خود به‌خود روي‌ ميز با چوبي‌ كه‌ بريده‌ مي‌شود تكيه‌ كند.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گردرا راست‌ بر

ماده‌ ۹۰: اره‌هاي‌ گردرا راست‌ بر بايد طبق‌ مواد ۴۳ و ۴۴ اين‌ آيين‌نامه‌ داراي‌ تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ باشد.

ماده‌ ۹۱: در مواردي‌ كه‌ استفاده‌ از تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ در اره‌هاي‌ گردرا راست‌ بر غير مقدور باشد روي‌ دستگاه‌ بايد دماغه‌ يا ضامن‌هايي‌ فلزي‌ نصب‌ شود كه‌ مانع‌ پس‌ زدن‌ چوب‌ گردد دماغه‌ يا ضامن‌هاي‌ مزبور بايد داراي‌ شرائط‌ زير باشد.

 الف‌ - ضخامت‌ آنها در جهت‌ عمود به‌ صفحه‌ اره‌ كمتر از ۳ ميليمتر نباشد.

 ب‌ - در هنگامي‌ كه‌ ضامن‌ روي‌ قطعه‌ مورد برش‌ قرار گرفته‌ چوب‌ بتواند در زير آن‌ حركت‌ كند.

 ج‌ - طوري‌ ساخته‌ و نصب‌ شود تا چوب‌ به‌ هر ضخامتي‌ كه‌ باشد به‌ محض‌ پس‌ زدن‌ به‌ آن‌ گير كرده‌ و متوقف‌ شود.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گردرا راست‌ بر با بار دادن‌ دستي‌

ماده‌ ۹۲: دستگاه‌هاي‌ اره‌ گردرا راست‌ بر با باردادن‌ دستي‌ كه‌ براي‌ برش‌ قطعات‌ كوتاه‌ چوب‌ به‌ كار مي‌رود بايد داراي‌ ميزهاي‌ بار دهنده‌ كشويي‌ باشد كه‌ قطعه‌ چوب‌ يا گيره‌ به‌ آن‌ بسته‌ شود.

ماده‌ ۹۳: براي‌ بار دادن‌ اره‌ گردرا راست‌ بر مذكور در ماده‌ ۹۲ بايد دستگيره‌هاي‌ مخصوص‌ روي‌ ميز نصب‌ شود و كارگر مربوطه‌ موظف‌ به‌ استفاده‌ از آن‌ مي‌باشد.

ماده‌ ۹۴: روپوشهاي‌ حفاظتي‌ و تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ اره‌هاي‌ گردرا راست‌ بر با بار دادن‌ دستي‌ كه‌ روي‌ محور مايل‌ سوارشده‌ بايد با صفحات‌ اره‌موازي‌ و در يك‌ سطح‌ نصب‌شده‌باشد.

ماده‌ ۹۵: دستگاه‌ هدايت‌ كننده‌ كه‌ روي‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گردرا راست‌بر يا محور مايل‌ و بار دادن‌ دستي‌ قرار دارد نبايد تا خارج‌ از منطقه‌ عمل‌ برش‌ ادامه‌ پيدا كند.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گردرا راست‌بر با ميز مايل‌ و بار دادن‌ دستي‌

ماده‌ ۹۶: روپوش‌ حفاظتي‌ كه‌ روي‌ (اره را‌ راست‌بر با ميز مايل‌ و بار دادن‌ دستي‌) قرار مي‌گيرد بايد طوري‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ دو لبه‌ جانبي‌ آن‌ روي‌ ميز يا قطعه‌ كاربنشيند.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گردرا راست‌بر با بار دادن‌ خودكار

ماده‌ ۹۷: روپوش‌ حفاظتي‌ در اره‌هاي‌ گردرا راست‌بر با بار دادن‌ خودكار كه‌ بايد روي‌ قطعه‌ يا ميز بنشيند بايستي‌ داراي‌ شرائط‌ زير باشد:

 الف‌ - حداكثر ۱۲ ميليمتر با سطح‌ افقي‌ كه‌ بر مولد زيرين‌ استوانه‌ غلطك‌ بار دهنده‌ بالا مماس‌ مي‌باشد فاصله‌ داشته‌ باشد.

 ب‌ - طوري‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ صفحات‌ اره‌ و قسمت‌ بار دهنده‌ را در آن‌ واحد بپوشاند.

ماده‌ ۹۸: غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ در اره‌هاي‌ گردرا راست‌ بر با بار دادن‌ خودكار بايد داراي‌ حفاظ‌هاي‌ نيمه‌ استوانه‌اي‌ بوده‌ و طوري‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ مانع‌ تماس‌ دست‌ كارگران‌ با غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ يا قسمت‌ بار دهنده‌ زنجيردار گردد. اين‌ حفاظ‌ها بايد داراي‌ شرائط‌ زير باشد:

 الف‌ - از مصالح‌ محكم‌ ساخته‌ شده‌ باشد.

ب‌ - تكيه‌ گاه‌ غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ بطور محكم‌ نصب‌ شده‌ باشد.

ماده‌ ۹۹: اگر وسايل‌ بار دهنده‌ خودكار زنجير دار در اره‌هاي‌ گردرا راست‌ بر بعد از تيغه‌ اره‌ نيز ادامه‌ داشته‌ بايد طوري‌ حفاظ‌ گذاري‌ شود كه‌ دست‌ كارگر بين‌ زايده‌ وسيله‌ بار دهنده‌ و ميز قرار نگيرد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد بزرگ‌ مخصوص‌ برش‌ طولي‌ تنه‌ درخت‌

ماده۱۰۰:تيغه‌ اره‌هاي‎گرد بزرگ‌ مخصوص‌ برش‌ طولي‌ تنه‎درخت‌ بايدداراي‎شرائط‌ زير‎باشد:

 الف‌ - از سمت‌ عقب‌ و اطراف‌ در محفظه‌اي‌ قرار داده‌ شود تا تماس‌ كارگران‌ با تيغه‌ اره‌ غير مقدور باشد.

ب- بالاي‌ تيغه‌ به‌وسيله‌ نوارهاي‌ فلزي‌ يا چوب‌هاي‌ باريك‌ و محكم‌ حفاظ‌گذاري‌ شده‌ باشد.

ج‌ - داراي‌ تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ موثر و قابل‌ تنظيم‌ باشد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد مضاعف‌ مخصوص‌ (كام‌ شكاف‌ زدن‌) كنشكاف‌

ماده‌ ۱۰۱: ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد مضاعف‌ كنشكاف‌زني‌ بايد داراي‌ ميزهاي‌ كشويي‌ باشد كه‌ وسايل‌ مطمئن‌ براي‌ محكم‌ نگهداشتن‌ قطعات‌ كوچك‌ چوب‌ را داشته‌ باشد.

ماده‌ ۱۰۲: ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد مضاعف‌ كنشكافزني‌ كه‌ كار آنها به‌وسيله‌ قسمت‌ زيري‌ صفحات‌ اره‌ انجام‌ مي‌گيرد بايد كليه‌ قسمت‌هاي‌ اره‌ به‌جز قسمتي‌ كه‌ عمل‌ برش‌ را انجام‌ مي‌دهد در حفاظ‌ قرار گرفته‌ باشد.

ماده‌ ۱۰۳: ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد مضاعف‌ كنشكافزني‌ كه‌ كار آنها به‌وسيله‌ قسمت‌ رويي‌ اره‌ انجام‌ مي‌گيرد بايد:

 الف‌ - قسمت‌ روي‌ اره‌ كه‌ كار انجام‌ مي‌دهد به‌ قدر امكان‌ در حفاظ‌ باشد.

 ب‌ - قسمتي‌ از اره‌ كه‌ زير ميز كار قرار گرفته‌ به‌وسيله‌ حفاظ‌ بسته‌اي‌ پوشيده‌ شده‌ باشد به‌طوري‌كه‌ بتوان‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ محفظه‌ مكش‌ نيز استفاده‌ كرد.

 حفاظ‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ با برش‌ موازي‌

ماده‌ ۱۰۴: ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ با برش‌ موازي‌ بايد در قسمت‌ بالاي‌ تيغه‌اي‌ اره‌ داراي‌ حفاظ‌هايي‌ با شرائط‌ زير باشد:

 الف‌ - از يك‌ شبكه‌ با استقامت‌ كافي‌ و از تسمه‌ آهن‌ با ميله‌هاي‌ گرد آهني‌ كه‌ به‌ موازات‌ هم‌ قرار گرفته‌اند ساخته‌ شده‌ و فاصله‌ آنها از ۵۰ ميليمتر تجاوز نكند. روي‌ اين‌ شبكه‌ بايد پوششي‌ از ورق‌ آهن‌ نصب‌ شده‌ باشد بطريقي‌ كه‌ از پرتاب‌ شدن‌ چوب‌ به‌ عقب‌ يا كله‌ شدن‌ آن‌ از بالاي‌ استوانه‌ كشتي‌ بار دهنده‌ ممانعت‌ به‌ عمل‌ آورد.

ب- شبكه‌ و پوشش‌ فلزي‌ به‌وسيله‌ لولاهايي‌ به‎دو سر مقابل‌‎روي‌ بدنه‎ماشين‌ نصب‎شده‌ باشد.

ماده‌ ۱۰۵: ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ با برش‌ موازي‌ بايد در قسمت‌ جلو و عقب‌ تيغه‌ها داراي‌ غلطك‌هايي‌ باشد كه‌ بتواند چوب‌ را با فشار كافي‌ به‌ دام‌ اره‌ بدهد.

 ممكنست‌ حفاظ‌ فوق‌ را از آهن‌ نبشي‌ ساخته‌ و آنرا با زاويه‌ ۹۰ درجه‌ با تيغه‌ اره‌ روي‌ آن‌ قرار داده‌ به‌ قسمي‌ كه‌ از پرتاب‌ شدن‌ به‌ عقب‌ يا كله‌ شدن‌ چوب‌ ممانعت‌ كرده‌ و در ضمن‌ امكان‌ پاك‌ كردن‌ تيغه‌ اره‌ را نيز بدهد.

ماده‌ ۱۰۶: در مواردي‌ كه‌ غلطك‌هاي‌ فشاري‌ با دهنده‌ جلوي‌ دستگاه‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ با برش‌ موازي‌ به‌ فاصله‌ ۷۵ سانتيمتر يا كمتر از جبهه‌ تيغه‌ اره‌ها قرار گرفته‌ باشد حفاظ‌ بايد تا جلوي‌ غلطك‌هاي‌ فوق‌ الذكر ادامه‌ پيدا كند.

ماده‌ ۱۰۷: اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ با برش‌ موازي‌ بايد:

 الف‌ - در پيشاني‌ غلطك‌هاي‌ فشار دهنده‌ جلويي‌ داراي‌ حفاظ‌ باشد.

 ب‌ - در عقب‌ غلطك‌هاي‌ فشار دهنده‌ جلويي‌ شيطانك‌هاي‌ حفاظتي‌ داشته‌ باشد غلطك‌هايي‌ كه‌ يك‌ تكه‌ ساخته‌ نشده‌ و طول‌ قطعات‌ متشكله‌ آنها از ۱۵ سانتيمتر كمتر و يا داراي‌ وسايل‌ بار دهنده‌ معلق‌ باشد از دستور فوق‌ مستثني‌ است‌.

ماده‌ ۱۰۸: طرفين‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ با برش‌ موازي‌ بايد با صفحات‌ مشبك‌ يا صفحات‌ چوبي‌ مانع‌ گذاري‌ و پوشيده‌ شود اين‌ مانع‌ بايد لولا دار بوده‌ طوري‌ نصب‌ شده‌ باشد كه‌ امكان‌ روغنكاري‌ يا بازديد را بدهد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد براي‌ تكه‌ كردن‌ چوبهاي‌ ته‌ بشكه‌

ماده‌ ۱۰۹: تيغه‌ اره‌هاي‌ گرد مخصوص‌ تكه‌ كردن‌ چوبهاي‌ ته‌ بشكه‌ كه‌ داراي‌ ارابه‌ با حركت‌ رفت‌ و آمد مي‌باشد بايد از قسمت‌ عقب‌ و پهلوها تا حدي‌ كه‌ مانع‌ كار نشود داراي‌ حفاظ‌ كامل‌ باشد همچنين‌ ارابه‌هاي‌ آنها بايد از خارج‌ و از قسمت‌ عقب‌ داراي‌ حفاظ‌ باشد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد كه‌ فرمان‌ ارابه‌ آنها توسط‌ زانو انجام‌ مي‌گردد

ماده‌ ۱۱۰: دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد كه‌ فرمان‌ ارابه‌ آنها توسط‌ زانو انجام‌ مي‌شود و در تاسيسات‌ توفال‌بري‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد بايد داراي‌ وسايل‌ حفاظتي‌ زير باشد:

 الف‌ - سرپوش‌ يا حفاظ‌ ديگري‌ كه‌ بطور كامل‌ قسمت‌ عقب‌ تيغه‌هاي‌ اره‌ را بپوشاند.

 ب‌ - صفحاتي‌ كه‌ محكم‌ در پايين‌ترين‌ قسمت‌ و در جلوي‌ دندانه‌هاي‌ تيغه‌ اره‌ نصب‌ شده‌ و كارگر مربوط‌ را در مقابل‌ پرتاب‌ گره‌ و تكه‌هاي‌ چوب‌ محافظت‌ كند.

 ج‌ - ضامن‌ موثري‌ در انتهاي‌ مسير حركت‌ براي‌ اينكه‌ ارابه‌ بيش‌ از حد به‌ عقب‌ نرود و يا از روي‌ ريل‌ خارج‌ نشود.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد براي‌ برش‌ طولي‌ توفال‌

ماده‌ ۱۱۱: اره‌هاي‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ توفال‌ كه‌ داراي‌ غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ هستند بايد داراي‌ سرپوش‌هاي‌ قابل‌ تنظيم‌ فلزي‌ يا چوبي‌ كه‌ يكپارچه‌ باشد به‌ قسمي‌ كه‌ غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ و تيغه‌هاي‌ اره‌ و چرخ‌ دنده‌ و زنجيرهاي‌ محرك‌ را بپوشاند.

ماده‌ ۱۱۲: روپوش‌ حفاظتي‌ صفحات‌ اره‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ توفال‌ بايد يا از ورق‌هاي‌ فلزي‌ باحداقل‌ ضخامت۳ميليمتر و يا از چوب‌ باحداقل‌ ضخامت‌۴سانتيمتر ساخته‌شده‌ باشد.

ماده‌ ۱۱۳: ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ توفال‌ بايد براي‌ جلوگيري‌ از پس‌ زدن‌ يا پرتاب‌ چوب‌ داراي‌ تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ و وسايل‌ موثر ديگري‌ باشد.

 تامين‌ حفاظت‌ در ماشين‌هاي‌ اره‌ روكش‌ بري‌

ماده‌ ۱۱۴: صفحات‌ اره‌ روكش‌ بري‌ بايد زود به‌ زود مورد بازديد و آزمايش‌ قرار گيرد تا اطمينان‌ حاصل‌ شود تا قطعات‌ تيغه‌ اره‌ به‌ قرص‌ حامل‌ تيغه‌ها بطور محكم‌ نصب‌ شده‌ است‌.

 

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد لبه‌ بر براي‌ هم‌ عرض‌ كردن‌ قطعات‌ توفال‌

ماده‌ ۱۱۵: اره‌هاي‌ گرد لبه‌بر براي‌ هم‌ عرض‌ كردن‌ توفالها بايد داراي‌ وسايل‌ زير باشد:

 الف‌ - حفاظ‌ فلزي‌ به‌ پهناي‌ حداقل‌ ۵ سانتيمتر كه‌ تا حدود ۱۰ سانتيمتر در بالاي‌ صفحه‌ قرار گرفته‌ و داراي‌ استحكام‌ كافي‌ باشد تا اگر كارگر در اثر لغزيدن‌ روي‌ آن‌ بيافتد حفاظ‌ قادر به‌ تحمل‌ وزن‌ او باشد.

 ب‌ - قسمت‌ زير اره‌ بايد به‌وسيله‌ محفظه‌هايي‌ از آهن‌ ورق‌ يا از چوب‌ به‌ قسمي‌ حفاظ‌گذاري‌ شود كه‌ در آن‌ واحد بتوان‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ محفظه‌ مكش‌ نيز استفاده‌ كرد همچنين‌ بايد ترتيبي‌ اتخاذ شود كه‌ اين‌ حفاظ‌ تا زير ميز ادامه‌ داشته‌ و در مقابل‌ پيشخوان‌ ماشين‌ مانع‌ ايجاد نكند.

ماده‌ ۱۱۶: پيش‌ خوان‌ اره‌هاي‌ گرد لبه‌بر مخصوص‌ هم‌ عرض‌ كردن‌ توفالها بايد در زير لبه‌ جلويي‌ داراي‌ حفاظ‌هاي‌ فلزي‌ براي‌ انگشت‌ها باشد ضخامت‌ اين‌ حفاظ‌ها ۱ تا ۵/۱ ميليمتر و طولشان‌ ۵/۱۲ سانتيمتر و پهنايشان‌ ۳ سانتيمتر باشد.

 حفاظ‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد افقي‌ مخصوص‌ قد كردن‌ توفال‌

ماده‌ ۱۱۷: اره‌هاي‌ گرد افقي‌ مخصوص‌ قد كردن‌ توفال‌ در دستگاه‌هايي‌كه‌ يك‌ يا ۲ دسته‌ توفال‌ را در آن‌ واحد قد مي‌كند يا داراي‌ شاسي‌هاي‌ گردنده‌ يا خانه‌هاي‌ متعدد حامل‌ چند دسته‌ توفال‌ است‌ بايد داراي‌ حفاظي‌ باشد كه‌ دور شاسي‌ ثابت‌ اره‌ها را بپوشاند.

ماده‌ ۱۱۸: ارابه‌هاي‌ بار دهنده‌ در اره‌هاي‌ گرد موتور دار كه‌ در آن‌ واحد براي‌ قد كردن‌ يك‌ يا دو دسته‌ توفال‌ بكار مي‌رود بايد داراي‌ حفاظ‌ خميده‌ و منحني‌ شكل‌ باشد تا در موقعي‌ كه‌ ارابه‌ كشويي‌ بار دهنده‌ مقابل‌ تيغه‌ اره‌ قرار مي‌گيرد دست‌ كارگر را در فاصله‌ چند سانتيمتري‌ صفحه‌ اره‌ متوقف‌ كند و از برخورد آن‌ با تيغه‌ جلوگيري‌ بعمل‌ آورد.

ماده‌ ۱۱۹: اره‌هاي‌ گرد افقي‌ مخصوص‌ قد كردن‌ توفال‌ بايد داراي‌ وسايلي‌ باشد تا وقتي‌ روي‌ پدال‌ فرمان‌ فكهاي‌ نگهدارنده‌ چوب‌ فشار دهنده‌ دستگاه‌ را متوقف‌ سازد و تا موقعي‌ كه‌ روي‌ پدال‌ مخصوص‌ راه‌ انداختن‌ ماشين‌ اره‌ فشار نياورده‌اند ماشين‌ بكار نيافتد.

 حفاظ‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد قائم‌ مخصوص‌ قد كردن‌ توفال‌

ماده‌ ۱۲۰: دور‌ صفحات‌ اره‌ گرد قائم‌ مخصوص‌ قد كردن‌ توفال‌ بايد طوري‌ از داخل‌ حفاظ‌گذاري‌ شود كه‌ در مقابل‌ پرتاب‌ تكه‌ها و گره‌هاي‌ چوب‌ حائلي‌ ايجاد كند.

ماده‌ ۱۲۱: حفاظ‌هاي‌ دندانه‌ اره‌ در ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد قائم‌ مخصوص‌ قد كردن‌ توفال‌ در مواردي‌ كه‌ پهلوي‌ صفحه‌ اره‌ قرار گرفته‌ باشد بايد:

 الف‌ - تا ۴ سانتيمتري‌ خط‌ الراس‌ برنده‌ اره‌ها ادامه‌ يابد.

 ب‌ - فاصله‌ آن‌ از صفحه‌ اره‌ بيش‌ از ۶ ميليمتر نباشد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ استوانه‌اي‌

ماده‌ ۱۲۲: اره‌ استوانه‌اي‌ كه‌ براي‌ برش‌ تخته‌هاي‌ چليك‌ و بشكه‌ بكار مي‌رود بايد داراي‌ حفاظي‌ باشد كه‌ سيلندر و تمام‌ دندانه‌هاي‌ اره‌ را به‌استثناي‌ قسمت‌ برش‌ دهنده‌ كه‌ در مجاور اره‌ قرار گرفته‌ بپوشاند.

 

 فصل‌ سوم‌ - حفاظ‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ قاب‌ دار

ماده‌ ۱۲۳: كليه‌ قطعات‌ خطرناك‌ اره‌هاي‌ قاب‌ دار از قبيل‌ - قاب‌ها اكسانتريك‌ها، قرقره‌هاي‌ اكسانتريك‌، چرخ‌هاي‌ طيار، ميله‌هاي‌ اتصال‌، وزنه‌هاي‌ تعادلي،‌ غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ و اجزاء محركه‌، زنجيرها و چرخ‌ دنده‌ها بايد بطور مناسب‌ حفاظ‌ گذاري‌ شده‌ باشد مگر در موردي‌ كه‌ ساختمان‌ خود ماشين‌ و وضع‌ قرار گرفتن‌ آن‌ در محل‌ كار به‌خودي‌ خود حفاظت‌ كامل‌ را تامين‌ كند.

ماده‌ ۱۲۴: در مواردي‌ كه‌ روي‌ اره‌هاي‌ قابدار اقدام‌ به‌ بازرسي، تعمير يا كارهاي‌ ديگري‌ از قبيل‌ مونتاژ، تغيير دادن‌ وضع‌ ماشين‌ يا تيز كردن‌ تيغه‌هاي‌ اره‌ مي‌شود بايد طوري‌ عمل‌ گردد كه‌ قاب‌ دستگاه‌ اره‌ غفلتاً پايين‌ نيافتاده‌ يا غلطك‌هاي‌ فشاري‌ فوقاني‌ سقوط‌ نكند يا ماشين‌ بطور ناگهاني‌ بكار نيافتد.

ماده‌ ۱۲۵: چون‌ در هواي‌ سرد امكان‌ انقباض‌ و پاره‌ شدن‌ تيغه‌هاي‌ اره‌ موجود است‌ كارفرما مكلف‌ است‌ تدابيري‌ اتخاذ نمايد تا از شكستن‌ تيغه‌ اره‌ در هواي‌ سرد و آسيب‌ رساندن‌ به‌ اشخاص‌ جلوگيري‌ بعمل‌ آيد.

ماده‌ ۱۲۶: سكوي‌ كار مخصوص‌ متصدي‌ ماشين‌ ارابه‌ حمل‌ تنه‌ در اره‌هاي‌ قابدار بايد تا حد امكان‌ واجد شرائط‌ حفاظتي‌ بوده‌ و وضع‌ آن‌ با مواد ۷ تا ۱۸ اين‌ آيين‌نامه‌ وفق‌ دهد.

ماده‌ ۱۲۷: در موردي‌ كه‌ بار دادن‌ يا پيشروي‌ تنه‌ درخت‌ يا قطعات‌ چوب‌ در ماشين‌هاي‌ اره‌ قابدار به‌وسيله‌ غلطك‌ انجام‌ مي‌شود اين‌ غلطك‌ها بايد طبق‌ مواد ۲۰ تا ۲۴ اين‌ آيين‌نامه‌ حفاظ‌گذاري‌ شود.

ماده‌ ۱۲۸: ارابه‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ قابدار چند تيغه‌اي‌ كه‌ بطور مكانيكي‌ حركت‌ مي‌كند و براي‌ همراه‌ بردن‌ درخت‌ به‌دم‌ تيغه‌ اره‌ مورد استفاده‌ قرارمي‌گيرد بايد داراي‌ وسايل‌ زير باشد:

 الف‌ - وسائلي‌ كه‌ تنه‌ درخت‌ يا قطعات‌ مازاد برش‌ چوب‌ را در موقع‌ عبور از دم‌ تيغه‌ اره‌ بطور محكم‌ نگاهدارد.

ب‌- نرده‌هاي‌ حفاظتي‌كه‌ درمقابل‌ مسيرحركت‌دستگاه‌ ودرتمام‌ طول‌ آن‌ نصب‌ شده‌ باشد.

 ج‌ - حفاظ‌ مناسب‌ در قسمت‌ جلوي‌ چرخ‌هاي‌ ارابه‌

ماده‌ ۱۲۹: در ماشين‌هاي‌ اره‌ قابدار چند تيغه‌اي‌ غلطك‌هاي‌ مخصوص‌ همراه‌ بردن‌ تنه‌ درخت‌ يا چوبهاي‌ چهارسو به‌ دم‌ تيغه‌ها بايد بطور موثري‌ حفاظ‌ گذاري‌ شده‌ و وضع‌ آنها با مواد ۲۰ و ۲۱ اين‌ آيين‌نامه‌ راجع‌ به‌غلطك‌هاي‌ نقاله‌ وفق‌ بدهد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ راپودبر با حركت‌ رفت‌ و آمد

ماده‌ ۱۳۰: ماشين‌هاي‌ اره‌ راپودبر با حركت‌ رفت‌ و آمد بايد داراي‌ شرائط‌ زير باشد:

 الف‌ - طوري‌ نصب‌ شده‌ باشد كه‌ تيغه‌ اره‌ در انتهاي‌ دو طرف‌ مسير رفت‌ و آمد داراي‌ معبر آزادي‌ در حدود ۲۰/۱ متر باشد.

 ب‌ - به‌وسيله‌ نرده‌هاي‌ حفاظتي‌ محصور شده‌ باشد.

ماده‌ ۱۳۱: بازوي‌ لنگ، دنده‌ها، فلكه‌هاي‌ اصطكاكي‌ و دستگاه‌ توازني‌ اره‌هاي راپودبر با حركت‌ رفت‌ و آمد بايد داراي‌ حفاظ‌هاي‌ مناسب‌ باشد.

ماده‌ ۱۳۲: در موقع‌ بريدن‌ قطعات‌ كوتاه‌ (مثل‌ تكه‌هاي‌ توفال‌) به‌وسيله‌ دستگاه‌ اره‌ راپودبر با حركت‌ رفت‌ و آمد بايد قطعات‌ فوق‌ الذكر به‌وسيله‌ اهرم‌هاي‌ طويلي‌ نگهداري‌ شده‌ يا به‌وسيله‌ بست‌هايي‌ روي‌ ارابه‌ محكم‌ شود.

 

 فصل‌ چهارم‌ - حفاظ‌ ماشين‌ كام‌ بري‌ زنجيري‌

ماده‌ ۱۳۳: ماشين‌هاي‌ كام‌ بري‌ زنجيري‌ بايد داراي‌ حفاظ‌هاي‌ كشويي‌ (تلسكوپي‌) اتوماتيك‌ باشد - اين‌ حفاظ‌ها بايد اطراف‌ چرخ‌ زنجير و دندانه‌هاي‌ آنرا تا روي‌ قطعه‌ كار بپوشاند و طوري‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ بتوان‌ به‌ عنوان‌ محفظه‌ مكش‌ براي‌ گرفتن‌ ذرات‌ چوب‌ و خاك‌ اره‌ حاصل‌ از كار دستگاه‌ از آن‌ استفاده‌ كرد به‌علاوه‌ بايد شستي‌هايي‌ در طرفين‌ زنجير دستگاه‌ نصب‌ شده‌ باشد.

ماده‌ ۱۳۴: اين‌ آيين‌نامه‌ كه‌ مشتمل‌ بر ۳ قسمت‌ و ۴ فصل‌ و ۱۳۴ ماده‌ است‌ به‌ استناد ماده‌ ۴۷ قانون‌ كار در يكصد و چهل‌ و پنجمين‌ جلسه‌ مورخه‌ ۲۲/۷/۴۲ شورايعالي‌ حفاظت‌ فني‌ به‌ تصويب‌ نهايي‌ رسيده‌ و قابل‌ اجرا است‌.

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

۲۶ تيرماه نامه‌اي از داوود ميرخاني رشتي دبير سابق انجمن خودروسازان دريافت كرديم كه متن آن از اين قرار بود:

«سلام عليكم. با تشكر مجدد از ارسال نشريه پربار انديشه گستر سايپا براي انجمن خودروسازان، مي‌خواستم خواهش كنم از آقاي ابوالفضل جعفري نژاد نويسنده مقاله «چشم‌انداز استفاده از اتانول در خودروهاي ايراني» بخواهيد در صورت دستيابي به اطلاعات تكميلي، مقاله خود را كاملتر ارائه كنند.

در مقاله ايشان بر مضرات استفاده از MTBE به طور مكرر تاكيد و به توليد و استفاده از اتانول به جاي MTBE اصرار شده است. پشتوانه اين سخنان مي‌تواند آمار مصرف MTBE (روند كاهشي) در جهان و آمار مصرف اتانول (روند افزايشي) باشد. هرچند ايشان به طور كلي از افزايش مصرف از ۱۹ ميليارد ليتر در ۲۰۰۱ به ۵/۳۰ ميليارد ليتر در سال ۲۰۰۶ سخن گفته‌‎اند اما مقايسه‌اي با كاهش MTBE نشده است. شنيده‌ام كه در تكنولوژي جديد پالايشگاه‌ها به MTBE احتياجي نيست و آنها قادرند بنزين با اكتان بالا را بدون هوا و افزودني توليد كنند.»

متن نامه ما را بر آن داشت با آقاي جعفري‌نژاد تماس بگيريم و موضوع را با وي در ميان بگذاريم. معمولاً نويسندگان، مولفان و مترجمان از ديدن چنين واكنش‌ها و بازخوردهايي خوشحال مي‌شوند. آقاي جعفري‌نژاد هم از اين كه مقاله‌اش مورد توجه انجمن خودروسازان قرار گرفته است، ابراز خوشحالي كرد و متن كاملتري را نسبت به آنچه در شماره ۵۹ به چاپ رسيده بود، ارسال كرد. اكنون متن جديد در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد.

 

وابستگي كشورهاي پيشرفته به نفت و وقوع بحران‌هاي نفتي در دهه ۱۹۷۰ به علت فزوني مصرف بر توليد و افزايش فوق‌العاده قيمت نفت، كشورهاي صنعتي را بر آن داشت كه با موضوع انرژي برخورد متفاوتي كنند. از سويي شروع نگراني‌هاي مربوط به محيط زيست و كاهش منابع فسيلي، بهبود استانداردهاي زيست محيطي در قالب كنوانسيون‌ها و پيمان‌نامه‌هاي متفاوت نظير پروتكل كيوتو سبب شد متخصصان با اعمال روش‌هاي گوناگون و استفاده از مواد جايگزين در بنزين و يا تهيه سوخت‌هاي جايگزين پاك به اهداف خود در جهت حفظ محيط زيست و توسعه پايدار دست پيدا كنند. در حال حاضر اتانول همانند منبعي قابل اعتماد مي‌تواند به عنوان سوخت مطرح باشد. اتانول با توجه به منابع موجود در هر كشور قابل توليد است. مثلاً در ايران از ملاس، در امريكا از ذرت، در اروپا از سيب‌زميني و غيره اتانول به دست مي‌آورند. در اين مقاله سعي شده است ضمن بررسي روش‌هاي توليد اتانول در كشور، به جنبه‌هاي اقتصادي و زيست محيطي آن پرداخته و روش‌هاي مناسب توليد و استفاده از اين ماده پيشنهاد شود.

 

تخمير قندها؛ رايج‌ترين روش توليد اتانول

در حال حاضر بيش از ۹۸ درصد اتانول توليدي در جهان با استفاده از روش تخمير قندها حاصل مي‌شود. قند مورد استفاده مي‌تواند از منابع مختلفي مانند مواد نشاسته‌اي، قندي، كشاورزي، پساب‌هاي صنعتي و منابع ليگنوسلولزي استحصال شده باشد. [۷]

هزينه توليد اتانول نسبت به قيمت مواد اوليه، قيمت تحويل آن به بخش فرايند و همچنين تركيب مواد اوليه بسيار حساس است بنابراين موفقيت در توليد اتانول و رقابت آن با بنزين مي‌تواند به موقعيت جغرافيايي منطقه، نوع آب و هوا، روش توليد، خواص محصولات كشاورزي و نوع ضايعات آنها بستگي داشته باشد. سيستمي كه براساس هزينه پايين مواد اوليه، دسترسي آسان به مواد اوليه و استفاده از محصولات جانبي ايجاد شده، ممكن است توجيه اقتصادي داشته باشد. در اين قسمت به بررسي مختصر مواد اوليه مورد استفاده در توليد اتانول مي‌پردازيم ولي توجه عمده ما به مواد ليگنوسلولزي يا بيومس معطوف خواهد بود [۲ و ۷].

 

منابع سلولزي

در حال حاضر با توجه به پيشرفت تكنولوژي، پتانسيلي جهاني براي استفاده از مواد ليگنوسلولزي و تبديل آن به الكل از طريق تخمير به وجود آمده است.

بسياري از تحقيقات جهاني به چگونگي فرايند مواد ليگنوسلولزي و تبديل آنها به اتانول اختصاص دارد. اگرچه مشكلات تكنيكي و اقتصادي موجود در هيدروليز به منوساكاريدهاي تشكيل دهنده آن، تاثير قابل توجهي بر امكان‌سنجي توليد اتانول دارد. براي اقتصادي بودن و استفاده موثر در مقياس صنعتي بايد ملاحظات خاصي از قبيل توسعه همه جانبه فرايند، جداسازي محصولات و بازيابي استفاده از محصولات جانبي را مدنظر قرار داد.

طبيعت كريستالي و چسبنده سلولز و مقاومت آن در برابر انواع روش‌هاي هيدروليز و توليد قندهاي قابل تخمير، به كانون تحقيق و توسعه توليد اقتصادي اتانول از مواد سلولزي بدل شده است. [۷]

 

مشتقات كشاورزي

ميزان ضايعات محصولات كشاورزي در جهان بسيار زياد است كه با توجه به تركيب آن منبع مناسبي براي توليد اتانول به شمار مي‌آيد. بايد توجه كرد كه برگشت اين ضايعات به خاك سبب افزايش حاصلخيزي، كنترل فرسايش و پايداري ساختمان خاك مي‌شود. فصلي بودن اين توليدات و پراكنده بودن آنها سبب افزايش هزينه خواهد شد. [۷]

 

زباله‌هاي خانگي

در كشورهاي پيشرفته، زباله‌هاي خانگي منبع بزرگ ضايعات مواد سلولزي هستند. در سال ۱۹۸۰ توليد اين ضايعات در امريكا روزانه ۱۰۵×۲۸ تن بود كه ۵۸ درصد آن را سلولز تشكيل مي‌داد. توليد اتانول از ضايعات جامد شهري در سطح تجاري توسط امريكا و كانادا امكان‌پذير خواهد بود [۴].

 

محيط‌هاي جنگلي

توليد اتانول از محصولات سلولزي با نوع درخت در ارتباط است. در شرايط عمومي چوب‌هاي سخت سوبستراي مناسبتري از چوب‌هاي نرم هستند. مقدار سلولز در چوب به ميزان باران، شرايط خاك و آب و هوا بستگي دارد.

جدول ۱- تركيب عمومي برخي از انواع چوب‌ها [۷]

تركيب عمومي (% وزن خشك)

ليگنين

همي سلولز

سلولز

نوع چوب

۲۰-۱۵

۳۵-۱۰

۷۵-۴۵

چوب سخت

۳۵-۲۴

۴۰-۲۵

۵۱-۳۰

چوب نرم

۳۰-۱۰

۵۰-۴۰

۴۰-۳۰

كاه گندم

 

چوب سخت در درختاني مانند سپيدار تبريزي، افرا و بلوط و چوب نرم در كاج سفيد، درخت ماموت و صنوبر شرقي يافت مي‌شود. ساير مواد اوليه در جدول آمده است.

 

جدول ۲- منابع اوليه براي توليد الكل [۷]

توضيح

كشورهاي مورد استفاده

مثال

مواد اوليه

قندهاي موجود در نشاسته توسط هيدروليز آنزيمي يا اسيدي به گلولز تبديل مي‌شوند.

ايران، برزيل، هند و كشورهاي آسيايي جنوب شرقي، امريكا، اروپا

ملاس نيشكر با چغندرقند

نيشكر يا چغندر قندي

قندي

پساب كارخانه‌هاي كاغذسازي حدود ۶۰-۳۵ قند قابل استحصال براي توليد الكل دارد. استفاده از ضايعات صنعتي در مرحله تحقيقاتي است.

امريكا، سوئد، ژاپن

پساب سولفيتي، آب، پنبه، ميوه‌هاي ضايعاتي،‌ زباله‌هاي شهري

ضايعات صنعتي

 

كاربرد اتانول

اتانول با توجه به خواص شيميايي و فيزيكي داراي موارد استفاده متعددي است كه در ذيل به چند نمونه از آنها اشاره مي‌كنيم.

۱-  اتانول به عنوان حلال

۲-  اتانول به عنوان سوخت

۳-  اتانول به عنوان مواد اوليه توليد ETBE براي افزايش عدد اكتان MTBE
(Methyl Tertiart Buty Ether) ETBE (Ethyl Tertiart Buty Ether) يك ماده افزودني به بنزين براي افزايش عدد اكتان است ولي در حال حاضر MTBE مشكوك به سرطانزايي اعلام شده است و رفته رفته مصرف آن متوقف مي‌شود. با جايگزيني ETBE مي‌توان به عدد اكتان بالاتر دست پيدا كرد. همچنين ETBE فراريت كمتري نسبت به MTBE دارد و محتواي اكسيژن آن نيز از MTBE بيشتر است. بنابراين احتراق كاملتر و سوخت تميزتري داريم و در نتيجه آلودگي هواي كمتري را نيز شاهد خواهيم بود. [۲ و ۷]

 

اتانول به عنوان سوخت

يكي از مسائل پيش روي بشر در قرن ۲۱ «محيط زيست» است. افزايش جمعيت و توسعه استانداردهاي زندگي رابطه مستقيمي با مصرف انرژي و سوخت در منازل و خودروها دارد. بنابراين ما همواره به آب و هواي پاك، سوخت تميز و مواد قابل بازيافت و تجزيه شونده احتياج داريم. با توجه به اين مطالب بشر به سوي استفاده از سوختي پاك هدايت مي‌شود و در اين ميان اتانول مي‌تواند به عنوان يك منبع انرژي تميز و قابل اطمينان مطرح باشد. [۷]

در حال حاضر سه راه براي استفاده از اتانول به عنوان سوخت وجود دارد:

۱-  اتانول به صورت مخلوط با بنزين به صورت ۱۰-E يا ۸۵-E

۲-  توليد ETBE به عنوان افزايش دهنده عدد اكتان

۳-  اتانول به صورت خالص به عنوان سوخت

 

بنزين حاوي اتانول Gashol ناميده مي‌شود. خود اتانول مي‌تواند به عنوان افزايش‌دهنده عدد اكتان به كار رود. اتانول را مي‌توان از منابع سلولزي، قندي و نشاسته‌اي به دست آورد و سپس به صورت مخلوط يا خالص به عنوان سوخت به كار برد. در حال حاضر اختلاف قيمت بنزين و اتانول و همچنين مشكلاتي از قبيل فرايند توليد و قيمت مواد اوليه و نفت از مهمترين مسائل تاثيرگذار در توسعه اين سوخت جديد هستند.

مطابق  قانون فدرال در امريكا كليه خودروها تا سال ۲۰۱۰ بايد توانايي استفاده از ۸۵-E را داشته باشند. در سال ۱۹۹۰ شركت فورد اتومبيل‌هاي خود را كه سازگار با ۸۵-E بودند، معرفي كرد.

در حال حاضر بيش از ۴۰ درصد وسايل نقليه در برزيل از اتانول خالص و بقيه از ۱۰-E استفاده مي‌كنند. اميد است تا سال ۲۰۱۰ با توجه به پيشرفت تكنولوژي توسعه ميكروارگانيسم‌ها و استفاده كامل از محصولات جانبي بتوان قيمت اتانول را تا ۴۰ سنت به ازاي هر گالن كاهش داد كه صددرصد قابل رقابت با بنزين است. [۷]

لازم به ذكر است توليد بيواتانول در سال ۲۰۰۳ در امريكا به ۸۱/۲ ميليارد گالن رسيد كه نسبت به سال ۲۰۰۲ معادل ۳۲ درصد و نسبت به سال ۱۹۹۹ معادل ۹۱ درصد رشد داشته است. [۳]

همچنين توليد اتانول در اروپا به منظور استفاده در خودروها ۵/۴ برابر رشد را تجربه كرده است؛ به طوري كه ميزان توليد در سال ۱۹۹۳ از ۴۷ هزار و ۵۰۰ تن به ۲۱۶ هزار تن در سال ۲۰۰۱ رسيد. نمودار زير روند رشد توليد در اين دوره را نشان مي‌دهد. [۶]

 

مزاياي زيست محيطي استفاده از اتانول

۱-  كاهش انتشار دي‌اكسيدكربن: دي اكسيد كربن حاصله از سوختن بنزين و يا هر سوخت ديگري وارد اتمسفر مي‌شود و پديده گلخانه‌اي را تشديد مي‌كند؛ در حالي كه دي اكسيد كربن حاصل از سوخت بيواتانول و فرايند تخمير توسط گياهان براي توليد اتانول جذب خواهد شد و اين مزيت بزرگ استفاده از بيواتانول به عنوان سوخت است كه حتي در سوخت‌هاي تميزي مانند گاز طبيعي نيز يافت نمي‌شود. [۷] نمودار زير نتايج حاصل از آناليز آلاينده‌هاي CO۲ در سوخت‌هاي مصرفي اتوبوس‌ها در سوئد را نشان مي‌دهد [۵].

۲-  كاهش انتشار CO و CH: سوخت ۱۰-E و ۵-E و ۷-E ميزان CO را ۴ تا ۱۵ درصد و ميزان CH را ۲ تا ۷ درصد كاهش مي‌دهد.

۳-  كاهش انتشار VOC: سوخت‌هاي حاوي اتانول در كاهش VOC نيز موثرند و در عين حال نسبت به ساير سوخت‌ها صدمه كمتري به ازن وارد مي‌كنند.

۴-  كاهش انتشار ذرات معلق (PM۱۰): قطر اجزاي معلق كمتر از ۱۰ ميلي‌متر است كه در كيسه‌هاي هوايي شش انسان تجمع مي‌يابند و به سيستم تنفس آسيب مي‌رسانند و سبب سرطان مي‌شوند. در سوخت‌هاي حاوي اتانول انتشار ذرات معلق حدود ۱۰ درصد كاهش خواهد يافت.

۵-  اكسيدهاي سولفور (SOx): اگر بيواتانول به عنوان سوخت به صورت خالص به كار رود، هيچ گونه سولفوري ندارد. در نتيجه اسيدي نداريم و در سوخت‌هاي حاوي اتانول نيز SOx  كمتري توليد مي‌شود.

۶-  اكسيدهاي نيتروژن (NOx) : اين عامل در سوخت‌هاي حاوي اتانول تا ۱۰ درصد افزايش مي‌يابد. البته با افزايش اتانول در بنزين ميزان NOx كاهش مي‌يابد و با تنظيم موتور و درجه حرارت احتراق مي‌توان آن را در حد مطلوبي نگه داشت.

۷-  آروماتيك‌ها: اتانول فاقد هرگونه آروماتيك است؛ در حالي كه بنزين‌هاي بدون سرب ۴۵ درصد آروماتيك دارند.

۸-  آلدئيدها: ميزان استالدئيد در سوخت‌هاي حاوي اتانول افزايش مي‌يابد كه مي‌توان با استفاده از تبديل كننده كاتاليستي آن را حذف كرد.

۹-  افزايش عدد اكتان

۱۰-      كاهش ضربه زدن (Knocking) در موتور

۱۱-      ايمني الكل: اتانول از بنزين ايمن‌تر است و ديرتر آتش مي‌گيرد و در برابر شعله آتش به آساني مي‌سوزد و دود كمتري در مقايسه با بنزين توليد مي‌كند [۷].

مصارف ديگر اتانول

۱-  سولفورزدايي از زغال سنگ: اتانول به زغال سنگ اضافه و سپس در حضور يك كاتاليزور حرارت داده مي‌شود و سولفورهاي معدني و ارگانيك با بازده ۹۰ درصد حذف مي‌شوند.

۲-  پلاستيك قابل تجزيه: ميكروارگانيسم‌هاي خاصي با مصرف اتانول مي‌توانند پلاستيك‌هاي سازگار با طبيعت مانند پلي هيدروكسي بوتيرات (PHB) و پلي هيدروكسي والديت (PHV) توليد كنند. [۷]

 

محصولات جانبي حاصل از توليد اتانول

براي توليد اقتصادي و رقابتي الكل با بنزين بايد حداكثر استفاده از محصولات جانبي را برد.

-                            محصولات جانبي ناشي از فرايند توليد الكل. اين محصولات عبارتند از:

-                            پروتئين: مواد ليگنوسلولزي مي‌توانند حدود ۱۵ درصد برمبناي وزن خشك حاوي پروتئين باشند. اين پروتئين را مي‌توان در غذاي حيوانات به كار برد كه در واحدهاي دامداري و پرورش ماهي كاربرد دارد. [۲]

-                            ليگنين: يكي از اجزايي است كه در توليد اتانول از مواد ليگنوسلولزي بدون تغيير باقي مي‌ماند. اگر واحدي در سال ۹۵ ميليون گالن اتانول توليد كند، ليگنين توليدي در هر روز ۱۰۰ تن است كه مقدار قابل توجهي است. ليگنين داراي ارزش حرارتي است و ميزان آن از (۱۳۰۰۰-۹۱۰۰) بي تويو به ازاي هر پوند از چوب با توجه به نوع چوب فرق مي‌كند بنابراين ليگنين را مي‌توان به عنوان سوخت در بويلرها سوزاند و از انرژي آن استفاده كرد. البته تحقيقاتي در مورد استفاده بهتر از ليگنين به عنوان يك ماده اضافه شونده با آسفالت، آنتي اكسيدان و غيره در حال انجـام اسـت [۲ و ۷]

-                            فورفورال: هيدروليز زيست توده آزاد كردن قندهاي سلولز و همي سلولز را دربردارد. زيلوزقند اوليه همي سلولز مي‌تواند در حضور اسيد به فورفورال تبديل شود. اين تركيب مي‌تواند به عنوان يك حلال انتخابي به منظور بالا بردن كيفيت روغن (نرمتر و روانتر شدن آن) مورد استفاده قرار گيرد. هيدروژنه كردن فورفورال در دماي ۲۰۰ درجه سانتي‌گراد، الكل فورفورال را توليد مي‌كند كه در توليد رزين‌هاي تجاري استفاده مي‌شود.

فورفورال همچنين در دماي پايين حالت چسبندگي پيدا مي‌كند و مي‌تواند به عنوان روكـش چوب مورد استفاده قرار گيرد. اين ماده در توليد نايلون نيز استفاده مي‌شود [۲].

-                            دي اكسيدكربن: به ازاي توليد يك مترمكعب اتانول ۷۶ كيلوگرم دي اكسيد كربن توليد مي‌شود كه مي‌توان ۷۰ تا ۸۰ درصد آن را بازيابي كرد و بعد از خالص‌سازي به طور مستقيم در نوشابه‌هاي گازدار و يا به صورت يخ خشك به كار برد. بايد توجه داشت كه كه آزاد شدن دي‌اكسيدكربن در اتمسفر سبب افزايش پديده گلخانه‌اي و بالارفتن دماي زمين خواهد شد.

-                            Stillage: اگر از نيشكر استفاده كنيم، به ازاي توليد هر ليتر الكل ۱۲ ليتر استيليج داريم كه معمولاً در صد ليتر محتوي ۴۰ تا ۵۰ گرم ماده آلي است و به عنوان خوراك دام به كار مي‌رود.

-                            استيليج شامل اجزاي غيرفرار مواد باقيمانده بعد از تقطير الكل است كه تركيب آن به عوامل مختلفي مانند خوراك و محل كشت بستگي دارد. در حالت كلي اين ماده شامل واكس‌ها، چربي، الكل باقيمانده، فيبر، نمك‌هاي معدني و پروتئين است كه BOD بسيار بالايي دارد و آلوده‌كننده محيط زيست به شمار مي‌رود. مي‌توان استيليج را به عنوان كود به خاك برگرداند ولي بايد توجه كرد كه به مرور زمان غلظت نمك و اسيديته خاك را افزايش مي‌دهد. [۲ و ۷]

 

روش‌هاي توليد اتانول از مواد ليگنوسلولزي

قندهاي حاصل از هيدروليز مواد سلولزي توسط ميكروارگانيسم‌هاي مختلف به مصرف مي‌رسد و اتانول توليد مي‌شود. مواد ليگنوسلولزي بخش چوبي شده گياهان است. به طور مثال اين قسمت‌ها در ذرت، نيشكر، ضايعات چوب، كاغذ و غيره به آساني قابل مشاهده است و قسمت اعظمي از اين مواد را تشكيل مي‌دهد. مثلاً در زميني كه يك Acre نيشكر از آن به دست مي‌آيد، حدود ۱۰ تن شكر و ۳ تن ملاس توليد مي‌شود. همچنين در كنار آن حدود ۲۰ تا ۲۵ تن مواد زائد توليد مي‌شود. اين مولكول‌هاي گياهي طي پروسه‌اي مي‌توانند قند توليد كنند و اين قند پس از تخمير به اتانول تبديل شود.

پيشرفت تكنولوژي، روش‌هاي متفاوتي را براي استخراج قندها از سلولز و همي سلولز و تبديل آن به اتانول در اختيار ما مي‌گذارد. پيش تصفيه مواد ليگنوسلولزي مي‌تواند سلولز و همي سلولز را از گياه آزاد كند. تصفيه در مراحل بعدي (تصفيه شيميايي) با استفاده از آنزيم‌ها و ميكروارگانيسم‌ها مي‌تواند قندها را از سلولز و همي سلولز به راحتي آزاد كند و زمينه فعاليت ميكروارگانيسم‌ها براي تخمير و توليد اتانول را فراهم آورد. [۲]

در انتخاب روش توليد اتانول بايد بازهاي نهايي توليد الكل از مواد ليگنوسلزي، نوع مواد اوليه، هزينه توليد اتانول،‌ ميزان مصرف انرژي، ميزان محصولات جانبي تكنولوژي توليد آنزيم و غيره را در نظر گرفت و ممكن است براي يك سوبستراي خاص يك فرايند خاص طراحي شود. در حال حاضر شش روش متداول تجاري ـ اقتصادي توسط شركت‌هاي مختلف ارائه مي‌شود كه از ميان آنها فرايند آبكافت و تخمير همزمان از لحاظ اقتصادي و بازدهي مناسبتر به نظر مي‌رسد. [۲]

·      فرايند هيدروليز اسيدي (رقيق) خنثي سازي و تخمير

·      هيدروليز اسيد (غليظ) خنثي‌سازي ـ تخمير

·      فرايند آبكافت و تخمير همزمان سلولز (SSF)

·      تخريب آمونياكي هيدروليز آنزيمي تخمير

·      تخمير اسيدي و تخمير توسط ميكروارگانيسم‌هاي ترانس ژنتيك شده

 

نتيجه‌گيري

در ايران با توجه به وجود منابع بالقوه‌اي نظير ملاس‌هاي نيشكري و چغندري، مواد نشاسته‌دار (ذرت و گندم) و مواد ليگنوسلولزي (ضايعات چوب، ضايعات كشاورزي، كاغذ بازيافتي از زباله و غيره) امكان توليد اتانول فراهم است. در صورت ايجاد بازار مصرف و سرمايه‌گذاري مناسب مي‌توان سالانه بيش از ۲ ميليون تن اتانول در كشور توليد كرد. در حال حاضر بيشتر اتانول توليدي كشور از ملاس نيشكر و چغندر به دست مي‌آيد.

M.T.B.E رقيب اصلي اتانول در بازار تركيبات اكسيژن‌دار جهان است. مصرف M.T.B.E به طور معمول در سال‌هاي گذشته بيش از اتانول بوده است اما با توجه به گزارش‌هاي متعددي كه M.T.B.E را عامل آلودگي آبهاي زيرزميني و همچنين سرطان‌زايي معرفي مي‌كنند، ادامه استفاده از اين ماده در بسياري از كشورها مورد ترديد است. [۱]

پژوهش‌هاي صنعت نفت كشور امكان استفاده از اتانول در سوخت بنزين را در دستور كار قرار داده است و نتيجه بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه امكان استفاده از اتانول در سوخت خودروهاي كشور وجود دارد و تا اختلاط ۱۰ درصد، به تغيير موتور و يا سيستم سوخت‌رساني نيازي نيست.

جدول ۳- مقدار مصرف M.T.B.E در سال ۱۳۸۱ به تفكيك پالايشگاه‌ها

پالايشگاه آبادن

۶۷۱ مترمكعب در روز

پالايشگاه تبريز

۱۷۴ مترمكعب در روز

پالايشگاه شيراز

۳۳۴ مترمكعب در روز

پالايشگاه كرمانشاه

۹۱ مترمكعب در روز

پالايشگاه اصفهان

۱۰۳۱ مترمكعب در روز

 

براساس اطلاعات شركت ملي پالايش و پخش فراورده‌هاي نفتي ايران و پژوهشكده صنعت نفت، قيمت بنزين و M.T.B.E توليدي و وارداتي در كشور به شرح زير است:

۱-  قيمت تمام شده بنزين موتور توليد داخل با در نظر گرفتن قيمت‌هاي فوب خليج فارس در اواخر دسامبر ۲۰۰۳ هر ليتر ۱۹۰۵ ريال برآورد مي‌شود.

۲-  قيمت تمام شده بنزين موتور وارداتي با در نظر گرفتن قيمت‌هاي فوب خليج فارس در اواخر دسامبر ۲۰۰۳ با احتساب هزينه‌هاي انتقال و توزيع هر ليتر ۲۰۳۲ ريال برآورد مي‌شود.

۳-  متوسط قيمت M.T.B.E در شش ماه اول سال ۱۳۸۲ هر ليتر ۲۱۷۳ ريال بوده است.

 

بنزين توليدي در كشور معمولاً داراي اكتان پايه ۳/۸۴ است كه با افزودني‌ها اين رقم به ۸۷ براي بنزين نرمال و ۹۳ تا ۹۵ براي بنزين سوپر مي‌رسد.

آزمايش‌ها نشان مي‌دهد افزودن M.T.B.E به بنزين به نسبت درصدهاي جدول (۴) داراي اثرات مختلف است. [۱]

 

 

 

جدول ۴- اثرات متفاوت تركيبات بنزين و M.T.B.E [۱]

عدد اكتان بنزين پايه

درصد حجمي

M.T.B.E

اكتان حاصل

ميزان افزايش عدد اكتان

۳/۸۴

۳

۹/۸۵

۶/۱

۳/۸۴

۵

۳/۸۶

۲

۳/۸۴

۱۰

۴/۸۸

۹/۳

۳/۸۴

۱۵

۲/۹۰

۹/۵

 

افزايش ۵ تا ۱۰ درصدي اتانول به بنزين پايه اثرات مشخصي دارد كه در جدول شماره (۴) ملاحظه مي‌كنيد. اثربخشي استفاده از اتانول و M.T.B.E در جدول (۵) قابل مشاهده است.

 

جدول ۵- اثربخشي استفاده از اتانول و M.T.B.E [۱]

عدد اكتان بنزين پايه

درصد حجمي اتانول افزوده شده

اكتان حاصل

ميزان افزايش عدد اكتان

۳/۸۴

۵

۲/۸۷

۹/۲

۳/۸۴

۱۰

۹۰

۷/۵

 

با توجه به جدول‌هاي ۳ و ۴ شايد بتوان محصول نهايي حاصل از استفاده ۱۵ درصد M.T.B.E و ۱۰ درصد اتانول را كه محصول نهايي را به عدد اكتان تقريباً ۹۰ مي‌رساند، از لحاظ هزينه‌اي مقايسه كرد.

 

جدول ۶- قيمت يك ليتر بنزين نهايي [۱]

شرح

قيمت بنزين پايه (ريال)

۱۵ درصد افزودني M.T.B.E

افزودني ۱۰ درصد اتانول

يك ليتر بنزين (ريال)

بنزين با M.T.B.E

۱۶۱۹

۳۲۶

ـــــ

۱۹۴۵

بنزين با ۱۰ درصد اتانول

۱۷۱۵

ــــ

۳۶۰

۲۰۷۵

اختلاف

ــــ

ـــــ

ـــــ

۱۳۰

با توجه به كاربرد اتانول براي استفاده مطلق در سوخت با درصد خلوص ۸/۹۹ درصد، قيمت تمام شده براي هر ليتر اتانول حدود ۳۶۰۰ ريال است.

با درنظر گرفتن اثرات نامطلوب استفاده بلندمدت از M.T.B.E و مزيت‌هاي توليد داخلي اتانول و اثرهاي مثبت زيست محيطي اين افزوده، به نظر مي‌رسد با افزايش توليد، قيمت تمام شده اتانول نيز كاهش يابد. مي‌توان براي توليد ۶۰ ميليون ليتر اتانول مطلق در سال به منظور استفاده در سوخت خودروها برنامه‌ريزي كرد. بديهي است در صورت ايجاد شرايط مناسب و تشويق سرمايه‌گذاران به سرمايه‌گذاري در اين بخش و بهره‌برداري از كارخانه‌هاي توليد اتانول در دست احداث ميزان توليد به حد مطلوبي افزايش خواهد يافت.

يارانه سالانه براي ۶۰۰ ميليون ليتر بنزين مصرفي حاوي ۱۰ درصد اتانول در كشور، معادل ۷۸ ميليارد ريال خواهد بود. با توجه به يارانه مصرف روزانه بنزين در كلانشهرهاي مندرج در جدول (۷) كه داراي مشكلات آلودگي هوا و محيط زيست هستند، مي‌توان تعداد روزهايي را كه امكان استفاده از بنزين حاوي ۱۰ درصد اتانول به طور كامل فراهم است، مشخص كرد [۱].

 

جدول ۷- وضعيت مصرف بنزين و امكان جانشيني بنزين اتانول‌دار [۱]

شرح

مصرف سالانه به ليتر در سال ۱۳۸۱

مصرف روزانه در سال ۱۳۸۱ به ليتر

ايام قابل تغذيه كليه جايگاه‌ها با بنزين اتانول‌دار (روز)

اتانول ۱۰ درصد

اتانول ۵ درصد

تهران

۳.۰۷۵.۴۰۲.۰۰۰

۸.۴۲۵.۷۵۹

۷۱

۱۴۲

اهواز

۳۸۹.۵۷۰.۰۰۰

۱.۰۹۱.۹۷۳

۵۴۹

۱۰۹۸

اراك

۱۸۴.۱۷۴.۰۰۰

۵۰۴.۵۸۶

۱۱۸۹

۲۳۷۸

تبريز

۵۰۹.۹۰۲.۰۰۰

۱.۳۹۶.۹۹۲

۴۲۹

۸۵۸

مشهد

۷۹۸.۳۶۳.۰۰۰

۲.۱۸۷.۲۹۶

۲۷۴

۵۴۸

شيراز

۶۳۰.۷۴۸.۰۰۰

۱.۷۲۸.۰۷۷

۳۴۷

۶۹۴

اصفهان

۸۱۶.۷۲۲.۰۰۰

۲.۲۷۳.۵۹۵

۲۶۸

۵۳۶

 

 

كشورهاي جهان به سوخت‌هاي حاوي اتانول يارانه مي‌پردازند. يارانه پرداختي به سوخت‌هاي حاوي اتانول در امريكا و هندوستان به شرح زير است:

امريكا: ميزان يارانه پرداختي در امريكا براي هر گالن اتانول مصرفي در توليد بنزين براي شركت‌هاي توليدكننده بنزين اتانول‌دار معادل ۵۴ سنت و براي توليدكنندگان الكل معادل ۱۰ سنت است كه در مجموع براي هر ليتر بنزين ۱۰E، ۶۴۸/۱ سنت (۱۴۰ ريال) است.

هندوستان: در هندوستان به ازاي هر ليتر بنزين توليدي اتانول‌دار (به ميزان ۱۰ درصد) معادل ۷۵ روپيه (۱۵۰ ريال) يارانه پرداخت مي‌شود [۱].

نوشته ای از Lithium

دی ۱۹

جنگل‌ها، سرمايه‌هاي ملي هر كشور محسوب مي‌شوند كه حفاظت و استفادة صحيح از آنها، علاوه بر ثروت‌آفريني، بقاي محيط‌زيست را نيز تضمين مي‌نمايد. در مطلب زير، راهكارهاي بيوتكنولوژي جهت حفظ و استفادة مناسب از اين سرمايه‌هاي ملي، ذكر گرديده است:

مقدمه

حدود ۳۰ درصد از سطح كرة زمين به‌وسيلة جنگل‌ها پوشيده شده است كه ۲۵ درصد از آن در قارة اروپا و فدراسيون روسيه و بقيه در ساير نقاط جهان قرار دارند (كل مساحت جنگل‌هاي دنيا تقريبا ۹/۳ ميليارد هكتار است). جنگل‌ها و مراتع از حيث تأمين مواد غذايي جامعه، مصنوعات چوبي، محصولات كاغذي، تأمين تعداد زيادي از مايحتاج عمومي جامعه، جلوگيري از فرسايش و از

 

بين رفتن خاك و حفظ آب و نزولات آسماني، نقش مهمي را در اكوسيستم‌هاي طبيعي ايفا مي‌نمايند. بنابراين تلاش براي جلوگيري از نابودي اين منابع براي حفظ حيات انسان و همچنين كسب درآمد از اين منابع طبيعي، از اهميت حياتي برخوردار است.

به‌كارگيري بيوتكنولوژي جهت حفظ و استفادة بهينه از جنگل‌ها

به‌طور كلي، بيوتكنولوژي از طرق زير مي‌تواند در زمينة حفظ و بهره‌برداري بهينه از جنگل‌ها و مراتع مفيد واقع شود:

۱- كشت سلول و بافت

با استفاده از روش‌هاي كشت بافت مي‌توان گونه‌هاي درختان جنگلي در معرض انقراض را كه در شرايط طبيعي قادر به تكثير نيستند، از نابودي نجات داد. براي حفظ اين گونه‌ها،‌ بيوتكنولوژي با هدف تكثير انبوه در شرايط كنترل شدة آزمايشگاه و سپس كشت آنها در عرصه‌هاي طبيعي، نقش حياتي در حفظ گونه‌هاي جنگلي در حال زوال ايفا مي‌كند. در حال حاضر در شمال كشور گونه‌هايي مانند نارون، هزار، زبان‌گنجشك و نيز گونه‌هايي از درختان جنگل‌هاي زاگرس با اين مشكل مواجه هستند كه براي جلوگيري از انقراض آنها مي‌توان از روش‌هاي بيوتكنولوژي استفاده كرد.
يكي ديگر از موارد استفاده از تكنيك كشت بافت در بخش جنگل، كوتاه كردن دوره تجديد نسل درختان جنگلي و همچنين كوتاه كردن زمان مورد نياز براي دستيابي به پايداري فنوتيپي در درختان جنگلي مي‌باشد.

۲- نشانگرهاي مولكولي

 

۲-۱- شناسايي سريع و به موقع ژنوتيپ‌ها

در بررسي گونه‌ها و ژنوتيپ‌ها در برنامه‌هاي اصلاحي درختان جنگلي و غيرجنگلي، شناسايي و تمايز سريع بين مواد تحت بررسي، مدت زمان لازم براي انتخاب و اصلاح اين گونه‌ها را به‌طور چشمگيري كاهش داده و موجب تسريع فرآيند اصلاح مي‌شود. بررسي ضايعات و خصوصيات درختان جنگلي با نشانگرهاي فنوتيپي به ده‌ها سال وقت نياز است كه اين باعث كندي كار مي‌شود و زمان دستيابي به نتايج را طولاني مي‌كند. كاربرد روش‌هاي بيوتكنولوژي، به‌ويژه نشانگرهاي مولكولي مانند RFLP و AFLP، راه‌حل مناسبي براي تسريع اصلاح گونه‌هاي جنگلي و كاهش مدت زمان بررسي نتايج حاصل از كارهاي اصلاحي است. كاربرد روش‌هاي مولكولي، امكان شناسايي و ارزيابي در اولين مراحل رشد گياه را فراهم مي‌كند و زمان لازم براي رسيدن به اطلاعات مورد نياز را به حداقل مي‌رساند.

۲-۲- انتخاب بر اساس نشانگر به‌منظور بهبود كمي و كيفي فرآورده‌هاي جنگلي

مهمترين عواملي كه انجام برنامه‌هاي اصلاح درختان جنگلي را به شيوة سنتي محدود مي‌سازد عبارتند از:
الف) زمان بر بودن (طولاني بودن نسل‌ها در گياهان جنگلي)
ب) نبود دانش كافي در مورد روابط بين ساختارهاي ژنوتيپي و فنوتيپي درختان در يك زمان واحد
ج) وجود مشكلات زياد در كنترل فرآيند انتخاب در مورد گياهاني با گرده‌افشاني باز.
بايد توجه داشت كه نمي‌توان بر اساس خصوصيات ظاهري در مراحل اوليه رشد درختان، خصوصيات درختان بالغ را پيش‌بيني كرد و بنابراين ارزيابي كامل به روشي سنتي به زمان زيادي نياز است.

۲-۳- كاربرد نشانگرها در استفادة صنعتي از جنگل‌ها

سرعت رشد و فرم درخت در جنگل‌هاي صنعتي، تعيين‌كننده ارزش و بازده اقتصادي آن است. اصلاح و توليد درختان با سرعت رشد زياد و فرم متناسب، به‌منظور استفادة بهينه از منابع جنگلي، از اولويت خاصي برخوردار است و موجب افزايش بازده اقتصادي جنگل‌هاي موجود خواهد بود. افزايش بهره‌وري از جنگل و به خصوص افزايش كيفيت چوب و الوار از موارد مهم در مديريت جنگل محسوب مي‌شود. در اين زمينه، برنامه‌هاي وسيعي در نقاط مختلف دنيا و به‌خصوص در سطح اروپا با استفاده از برنامه‌هاي اصلاح كلاسيك و انتخاب به كمك نشانگر در جريان است. برخلاف بسياري از گياهان زراعي، تاريخچة انتخاب و اصلاح گونه‌هاي درختان جنگلي نسبتاً كوتاه است (بزرگترين برنامه اصلاحي سيستماتيكي كه تاكنون صورت گرفته بروي گونه‌هايي از اكاليپتوس و كاج بوده است)؛ بنابراين براي تسريع چرخة اصلاح اين درختان، ابزارهاي بيوتكنولوژي و از جمله نشانگرهاي مولكولي، مي‌توانند راه‌گشا باشند و فرآيند شناسايي صفات كمي و كيفي مطلوب را شتاب بخشند.

۲-۴- ساير كاربردهاي نشانگرها

از جمله كاربردهاي ديگر نشانگرهاي مولكولي در بخش جنگل موارد زير است:
شناسايي كلون‌هاي برتر، شناسايي آلودگي جنگل‌ها، برآورد تنوع ژنتيكي به منظور استفاده از آن در استراتژي‌هاي نمونه‌گيري، حفاظت ژنتيكي و حفاظت از كلكسيون‌هاي جمعيت‌هاي اصلاحي. ارزش واقعي نشانگرها را مي‌توان در به‌كارگيري آنها در تحقيقاتي ديد كه جهت فهم مكانيزم‌هاي پاية ژنتيكي و فيزيولوژيكي صورت مي‌گيرند.هم‌اكنون تحقيقات هدفمندي در جهت شتاب‌دهي به توسعة استفاده و بكارگيري نشانگرهاي مولكولي جهت غربال‌گري گونه‌هاي جنگلي در سطح دنيا در حال انجام است.

۳- مهندسي ژنتيك

برخي از استراتژي‌هاي اصلاحي در درختان جنگلي، بر روي افزايش كمي صفاتي است كه از قبل وجود داشته‌اند. در حالي كه در برخي از استراتژي‌ها، هدف، وارد كردن صفاتي جديد به گياه ميزبان است. تكنيك‌هاي DNA نوتركيب در هر دو مورد مي‌تواند مؤثر باشند. مهندسي ژنتيك مي‌تواند جهت اصلاح درختان جنگلي در زمينه‌هاي مختلفي به‌كار ‌رود. برخي از اين زمينه‌ها عبارتند از:

۳-۱- ايجاد گونه‌هاي جنگلي مقاوم به آفات و بيماري‌ها

يكي از روش‌هاي حفظ گونه‌هاي مهم جنگلي، حفاظت آنها از آفات و بيماري‌هاي شايع است. گفتني است كه تعدادي از گونه‌هاي مهم جنگلي كه از اهميت زيادي برخوردارند، در جنگل‌هاي صنعتي شمال كشور، در اثر حملة برخي از بيماري‌هايي كه اپيدمي شده‌اند، رو به انقراض و نابودي هستند (از جمله بيماري مرگ درختان نارون). براي جلوگيري از زيان وارده و انقراض اين گونه‌ها، اقدامات جدي بايد به عمل آيد. از طرفي، استفاده از سموم، موجب برهم خوردن تعادل زيست‌محيطي، صرف هزينه زياد و مقاومت تدريجي آفات به سموم مي‌شود و از نظر عملي نيز كاربرد سموم در چنين سطح گسترده‌اي امكان‌پذير نيست. در اين رابطه مي‌توان از روش‌هاي مطمئن و بدون زيان‌هاي زيست‌محيطي مانند انتقال ژن‌هاي مقاوم به عوامل قارچي و باكتريايي بيماري‌زا، استفاده كرد. براي جلوگيري از زيان حشرات، مي‌توان ژن‌هايي را كه كدكننده يكسري مواد كشنده حشرات هستند به گياه منتقل كرد و گياه را در برابر حمله آفات، مقاوم ساخت. در اين رابطه، انتقال ژن Bt به درختان جنگلي، معمول‌ترين شيوه‌اي است كه تاكنون استفاده شده است.‌ براي مثال، در سال ۱۹۹۰، حدود ۶۰ درصد از كل برنامه‌هاي كنترل آفات در آمريكاي شمالي، به‌خصوص مبارزه با كرم جوانه (Budworm) و نوعي پروانه (Gypsy moth) با استفاده از باكتري Bt انجام شده است.
البته محدوديتي كه در استفاده از Bt وجود دارد، اين است كه طيف عمل باكتري Bt بسيار باريك است، يعني تنها بر گروهي از آفات تأثيرگذار است. همچنين نور آفتاب مي‌تواند اسپور و سم اين باكتري را غيرفعال كند. البته بيوتكنولوژي توانسته است با شناسايي و انتخاب باكتري‌هاي اصلاح شدة مؤثرتر و همچنين تكنولوژي DNA نوتركيب، نقش مهمي را در ايجاد مقاومت درختان جنگلي به آفات بازي نمايد. آمارهاي مربوط به كشور آمريكا نشان مي‌دهد، سالانه يك ميليارد دلار بر اثر حمله حشرات و بيماري‌ها به جنگل‌هاي اين كشور خسارت وارد مي‌آيد. اگر مطالعه‌اي جامع در مورد خسارت ناشي از آفات و بيماري در كشور صورت گيرد، مشخص مي‌شود كه رقم ضرر و زيان در كشور ما نيز بالا است. مثال‌هاي موفقي كه در زمينة توليد درختان مقاوم به حشره در سطح دنيا وجود دارد عبارتند از: صنوبر، كاج و اكاليپتوس مقاوم به حشره.

۳-۲- ايجاد گونه‌هاي جنگلي مقاوم به تنش‌هاي غير زنده(سرما، خشكي، شوري و غيره)

از جمله فاكتورهاي محدودكنندة كشت گونه‌هاي جنگلي در برخي مناطق، وجود شرايط نامساعدي چون كمبود آب، شوري خاك و سرما است. روش‌هاي بيوتكنولوژي براي غلبه بر اين محدوديت‌ها نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرند. در اين زمينه، استراتژي‌هاي مختلفي وجود دارد كه از آن جمله انتقال ژن‌هاي مقاومت در برابر تنش‌هاي محيطي به گونه‌هاي حساس است. براي مثال، انتقال ژن‌هاي القاپذير در مقابل تنش كم‌آبي، گرما و سرما به گياهان، براي تحمل شرايط كمبود آب و نيز توليد پايه‌هاي مقاوم به شوري كه امكان استقرار گونه‌ها را در زمين‌هاي شور فراهم آورد. در ارتباط با عرصه‌هاي جنگلي كشور، كمبود آب و نزولات جوي،‌ به‌ويژه در جنگل‌هاي زاگرس، از عوامل عمدة كاهش رشد و استقرار گونه‌ها است. با توجه به گسترة وسيع اين جنگل‌ها و اهميت آنها از نظر اكولوژيكي و نيز حفظ خاك و نزولات آسماني،‌ تحقيقات پيرامون حل مشكلات فراروي اين جنگل‌ها، حايز اهميت ملي است. در اين رابطه توليد پايه‌هاي مقاوم در مقابل تنش‌هاي خشكي با استفاده از روش‌هاي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي،‌ اهميت به‌سزايي در حفظ منابع طبيعي كشور دارد.

۳-۳- افزايش توليد چوب

بر اساس گزارش (FAO ۲۰۰۱-۱۹۹۹)، مصرف الوار صنعتي جهان در سال ۲۰۰۰، بين ۶,۱ تا ۲,۲ ميليارد متر مكعب بوده است. مصرف چوب، سالانه حدود ۷,۱ درصد رشد دارد و پيش‌بيني مي‌شود تا سال ۲۰۱۰ مصرف چوب حدود ۲۰ درصد (۹,۱ ميليارد مترمكعب) بيش از زمان حال خواهد شد. در حال حاضر فرآورده‌هاي چوبي، يك صنعت ۴۰۰ ميليارد دلاري را در سطح جهان به خود اختصاص داده است و حدود ۳ ميليون نفر را در سراسر گيتي به‌كار گرفته است. بنابراين مشاهده مي‌شود كه با ورود مواد جايگزين چوب به بازارهاي جهان، نه‌تنها چوب ارزش خود را از دست نداده است، بلكه ميزان مصرف آن مرتباً در حال افزايش است. در اين زمينه بيوتكنولوژي با توليد پايه‌هاي داراي رشد بيشتر و سريع‌تر و نيز چوب باكيفيت‌تر، مي‌تواند نقش مهمي ايفا نمايد. بايد گفت كه بهبود كيفي الياف سلولزي گونه‌هاي جنگلي،‌ نيازهاي صنايع كاغذسازي را نيز تامين كرده و نياز جامعه را در اين زمينه برطرف خواهد كرد كه در قسمت بعدي مورد بحث قرار گرفته است.

۳-۴- بهبود كيفيت چوب مورد استفاده در صنعت كاغذسازي

كيفيت چوب، يكي از الزامات صنعت كاغذسازي است. در صنعت كاغذسازي، چوبي با كيفيت محسوب مي‌شود كه ميزان سلولز آن زياد و ميزان ليگنين آن پايين باشد. در روش‌هاي سنتي، براي جداسازي ليگنين از چوب، از مواد شيميايي استفاده مي‌شود كه گاهاً خطرناك و نيازمند صرف انرژي و هزينة زياد است. بنابراين افزايش نسبت سلولز به ليگنين از طريق ژنتيكي، علاوه بر افزايش كيفيت چوب و همچنين افزايش رشد درختان، مي‌تواند آلودگي‌هاي حاصل از كارخانجات كاغذسازي را كاهش دهد. در اين زمينه، مهندسي ژنتيك از طريق راه‌كار آنتي‌سنز (Antisense) مي‌تواند بيوسنتز ليگنين را اصلاح كرده و درصد آن را در چوب كاهش دهد و بنابراين هزينه‌هاي توليد خمير كاغذ و به همان اندازه مصرف مواد شيميايي و انرژي را در ساخت خمير كاغذ كاهش دهد.

محدوديت‌هاي استفاده از مهندسي ژنتيك در بخش جنگل و افق‌هاي آينده

يكي از محدوديت‌هاي استفاده از مهندسي ژنتيك در بخش جنگل، نگراني از فرار ژن‌هاي مهندسي‌شده، به درون جمعيت‌هاي وحشي است كه احتمال مي‌رود به مرور زمان، الگوي طبيعي جنگل را دچار تغيير كند. البته اين نگراني را مي‌توان از طريق توليد درختان مهندسي‌شدة عقيم، تا حدود زيادي مرتفع كرد.
فاكتور مهم ديگري كه استفاده از مهندسي ژنتيك را در گونه‌هاي جنگلي محدود مي‌سازد، عدم وجود دانش كافي در مورد زيربناي مولكولي صفاتي در درختان است كه از لحاظ صنعتي براي انسان مهم‌تر هستند و ارتباط بيشتري با رشد درختان و كيفيت چوب دارند. اين محدوديت نيز با تكميل ژنوم برخي درختان مهم جنگلي، مانند صنوبر، كاج، سپيدار و همچنين ايجاد بانك‌هاي اطلاعاتي EST در حال رفع شدن است.
محققين بر اين باورند كه پيشرفت دانش مولكولي با ساخت نقشه‌هاي ژني و توالي‌يابي ‌ژنوم گونه‌هاي جنگلي اين امكان را فراهم كرده است تا دستورزي چندين ژن به‌طور همزمان براي دستيابي به صفات اقتصادي مهم، قابل انجام شود.

نتيجه‌گيري

در مطالب فوق، مشاهده شد كه بيوتكنولوژي مي‌تواند در بخش جنگل نيز مانند ساير زمينه‌ها، بسيار مفيد واقع شود. بنابراين با توجه به وسعت زياد جنگل‌ها و مراتع كشور (سطح جنگل‌هاي كشور بالغ بر ۱۲ ميليون هكتار است كه از اين سطح، حدود ۵/۱ ميليون هكتار جنگل‌هاي صنعتي خزري، ۵,۴ ميليون هكتار جنگل‌هاي منطقه زاگرس و بقيه جنگل‌هاي پراكنده مركزي، جنوبي و ارسباران است) و اهميت حياتي اين منابع، هرگونه تحقيقي كه منجر به افزايش توليد و يا دفع ضايعات اين بخش شود،‌ منجر به بازده كلان اقتصادي خواهد شد.
جنگل‌ها و مراتع كشور، از منابع طبيعي تجديدشونده هستند و براي حل مشكلات اين منابع بايد به گونه‌اي عمل كرد كه موجب به بار آمدن ضايعات زيست‌محيطي نشود و با حداقل سرمايه‌گذاري بتوان به حداكثر بهره‌برداري زسيد. كاربرد بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك با هدف افزايش بازده از يكسو و جلوگيري از خسارات و ضايعات از سوي ديگر، اين امكان را به‌وجود مي‌آورد تا با حداقل ضايعات زيست محيطي و صرف حداقل سرمايه به حداقل رسيده، توليد در سطح كلان افزايش يافته و توسعة پايدار محقق شود. علاوه بر اين، در صورت توجه بيشتر به بيوتكنولوژي جنگل، امكان اشتغال‌زايي مناسبي وجود دارد.

نوشته ای از Lithium