نشريه صنعت چاپ از آذر ۱۳۴۵ تا آبان ۱۳۵۲ در مجموع ۷۰ شماره منتشر شد. ۷۰ شماره
ياد شده را بايد به سه دوره تقسيم كرد:
دوره اول: شمارههاي ۱ تا ۳۴
(آذر ۱۳۴۵ تا آذر ۱۳۴۸)؛
دوره دوم: شمارههاي ۳۵ تا ۵۴
(آبان ۱۳۴۹ تا تير ۱۳۵۱)؛
دوره سوم: شمارههاي ۵۵ تا ۷۰
(مرداد ۱۳۵۱ تا آبان ۱۳۵۲).
در چهار شماره گذشته نيمنگاهي به شمارههاي ۱ تا ۴۴ (آذر ۱۳۴۵ تا شهريور ۱۳۵۰) افكنديم. در اين شماره نيز به تورق شمارههاي ۴۵ تا ۵۴ (مهر ۱۳۵۰ تا تير ۱۳۵۱) پرداختهايم.
ده شماره پاياني دوره دوم مجله صنعت چاپ با نشر شماره ۴۵ (مهر ۱۳۵۰) آغاز شد و با توزيع شماره ۵۴ (تير ۱۳۵۱) پايان
گرفت.
در ۱۰ شماره ياد شده بيش از آن كه مطالب درباره چاپ در مجله ببينيم مندرجات غيرمرتبط ديده ميشود: <كشف فسيل مربوط به 100 ميليون سال پيش>، <ساختن آجر بتني از زباله شهرها>، <يك گام ديگر در راه كشف تاريخ پيدايش كره زمين>، <در مجالس و محافل چگونه رفتار كنيم>، <هنگام وقوع حوادث و سوانح هر كس بايد پزشك خود و خانوادهاش باشد>، <چگونه لغات جديد فرهنگستان ساخته ميشود> و <مبل كاغذي به استحكام فولاد> و چاپ شماري ديگر مطلب مجله را از فلسفه وجودياش دور كرده و صنعت چاپ به محل نشر دورريزهاي مجموعه نشريههاي مرد مبارز بدل شده است.
البته در اين شمارهها نيز مطالب ارزشمندي ميتوان خواند: <آشنايي با فن ماشين حروفچيني اينترتايپ> از اسمعيل دميرچي، <روزنامهنگاري در جهان> نوشته جهانگير صلحجو، <حقوق كار و بيمههاي اجتماعي> تدوين عليالله همداني، <درباره خط فارسي> از مهندس كيوان، <چگونه تبليغات به عنوان يك واقعيت در افكار عمومي تاثير ميگذارد> اثر مرتضي كتبي، <گيوتين برش براي استفاده در چاپخانهها>، <حروف و علامات منعكسكننده و شفاف>، <نمايشگاه كتاب در فرانسه>، <ايجاد تفاهم بين ملتها به وسيله كتب درسي: تاسيس انستيتوي بينالمللي كتب درسي>، <اقتصاد بيمار كتاب> نوشته ناصرالدين صاحب الزماني، <چاپخانه و روزنامه در هند> و …
جنجاليترين رويداد مرتبط با صنف در نيمه دوم سال ۱۳۵۰ درگيريها و مكاتبات سنديكا با شركت طبع و نشر كتابهاي درسي ايران است كه ادعاها، شكوائيهها و پاسخنامههاي طرفين ماجرا را در مجله به چاپ رساندهاند.
خبر برگزاري مجمع عمومي سنديكاي صنعت چاپ در ۱۷ مهر ۱۳۵۰ با حضور ۹۸ تن و آغاز دوره ديگري از فعاليت سنديكايي نيز در شمارههاي ياد شده منعكس شده است:
<اينك آخرين برگ تقويم دو سال فعاليت و تلاش خود را ورق ميزنيم و دوره جديدي از دوران فعاليتهاي سنديكايي خود پيش رو داريم.
در دورهاي كه گذشت كوشش و تلاش و فعاليتهايي در جهت اجراي خواستها و هدفهاي ياران سنديكايي خويش داشتهايم كه همگان كم و بيش بر اين فعاليتها و تلاشها مسبوق هستيد و لزومي به تكرار عملكرد ما نيست.
در دوره جديد نيز در حالي كه با كادر جديدي اعضاي هيات مديره خود را تشكيل دادهايم رجاء واثق داريم در انجام خواستهاي شما ياران و دوستان عزيز <صنعت چاپ> مبارزتر و پيشگامتر باشيم و به اين جهت از همفكري و همگامي يكايك شما مدد ميگيريم.
همفكري و همكاري شما روشنفكران سنديكايي به ما خدمتگزاران شما اين امكان را ميدهد كه از سويي بتوانيم به انجام خواستها و فرايض سنديكايي خود توفيق يابيم و از سوي ديگر با اتحاد و يكپارچگي شما در جهت توسعه و نفوذ بيشتر سنديكا پيروز گرديم.
ما را در خدمت مقدسي كه به عهده گرفتهايم، ياري فرماييد و مطمئن باشيد ياري شما، يعني پيشرفت بيشتر كارهاي مربوط به سنديكا و توفيق ياران عزيز سنديكايي ما …
هيات مديره سنديكا>.
البته عمر دوازدهمين هيات مديره سنديكاي صنعت چاپ دوام چنداني نداشت، چون در اسفند ۱۳۵۰ از كليه صنوف خواستند كه با توجه به اصلاح آييننامه انتخابات اتحاديههاي صنفي ساختار تشكلهاي خود را تغيير دهند. در اين زمينه ذيل <در آستانه تجديد انتخاب هيات مديره صنعت چاپ> ميخوانيم:
<پس از بيست و پنج سال كه از عمر سنديكاي صنعت چاپ ميگذرد و بيش از دوازده بار انتخابات اعضاي هيات مديره بر طبق اساسنامه سنديكا انجام شده است اينك با تصويب قانون نظام صنفي اين كار طبق ضوابط قانوني و زير نظر وزارت كشور و هيات نظارت انجام ميشود و بالطبع تا كمتر از يك ماه ديگر هيات مديره فعلي جاي خود را به افرادي خواهند داد كه بر اساس ضوابط تازهاي كه قانون تعيين نموده است انتخاب خواهند شد.
از عده فعلي چند نفر انتخاب خواهند گرديد، معلوم نيست اما آنچه روشن است كارنامه نيمه تمام خدمت هيات مديره فعلي با نمرات خوبي بسته ميشود و بيش از اين در اين باره حرفي جايز نيست و به هر صورت از گذشته ديگر سخني نداريم و قضاوت آن را به عهده همكاران گرامي و تاريخ واگذار ميكنيم اما ذكر اين مطلب ضروري است كه در آستانه انتخابات آينده، اعضاي روشنفكر صنعت چاپ بايستي رشد فكري و سياسي خود را مانند گذشته به ثبوت رسانيده و با شركت در انتخابات و دادن راي به افراد دلسوز بينظر و فعال صنعت چاپ افرادي را براي عضويت در هيات مديره به خدمت بپذيرند كه صادق و لايق و امين بوده و پاسخگوي توقعات همكاران باشند.>
گله گراورساز از سردبيران!
صنعت چاپ- شماره ۴۷- آذر ۱۳۵۰- صفحه ۴
<در اين شماره به طرح مشكل يكي از صنوف سنديكا يعني گراورسازان ميپردازيم>
گراورسازي در ايران از صنايعي است كه بعد از نشر روزنامههاي متعدد رونق گرفته است. سرپرستي اولين گراورسازي در ايران را يك متخصص آلماني داشت و بعدها شاگردان زيردست آن متخصص آلماني استادكاران برجستهاي شدند.
يكي از استادكاران قديمي در مورد جالبترين خاطره كار خود ميگفت: روزي براي يك روزنامه بسيار معروف و معتبر چند عكس دادند كه گراور شود و چون دستگاه تيد آن روز - تيد دستگاهي است كه عكس را منفي <نگاتيف> كرده روي <زينك> ثبت ميكند. با نور آفتاب كار ميكرد، و برحسب تصادف آن روز آفتاب نتابيد و دستگاه تيد كار نكرد، به اين علت يك روز روزنامه منتشر نشد…
همين استادكار ميگويد اما حالا زماني كه عكس به گراورسازي بيايد، به زير دوربين ميرود و ويراتيف (عكس معكوس) ميدهد. و آنگاه زينك را در يك دستگاه الكترونيكي قرار ميدهند تا به وسيله اسيد شسته شود و صيقل يابد و حساس گردد.
بعد زينك و ويراتيف را در دستگاه <قيدا> ميگذارند و به آن به وسيله برق نور ميدهند و در فاصله چند دقيقه گراور به دست ميآيد.
اين استاد ميافزايد: امروز كارگر گراورسازي پيشرفت شاياني كرده است. زماني بود كه در تهران لولهكشي نبود و برق نداشت، يك نفر به وسيله چرخ دستي آب ميآورد و آن را در تقارهاي بزرگي ميريخت و ما كار ميكرديم. آب كه تمام ميشد مجبور بوديم بيكار بنشينيم تا آبي آب بياورد.
در قديم شيشههايي بود كه به وسيله داروهايي به نام كلوريون كه مانند ژلاتين بود براي معكوس كردن عكس به كار ميرفت و براي آنكه گراور به دست آيد مجبور بوديم كلوريون را معكوس بگذاريم.
اكنون تنها ناراحتي ما از لحاظ داروهاي شيميايي است كه متاسفانه در ايران ساخته نميشود.
يك گراورساز ديگر ميگويد ما از دست بعضي از كارگران قسمت چاپ چاپخانه، دلي پرخون داريم زيرا ما مدتها زحمت ميكشيم و عاليترين گراور را ميسازيم ولي متصدي چاپ با عدم مراقبت در مخلوط كردن مركب و نيز بيتوجهي در تنظيم فشار سيلندر ماشين چاپ تمام زحمتها را از بين ميبرد.
حد متوسط حقوق يك گراورساز از ۲۵۰۰۰ ريال شروع ميگردد و به ۳۰۰۰۰ ريال ختم ميشود.
يك گراورساز ديگر در زمينه تحولاتي كه در گراورسازي رخ داده ميگويد: در گذشته اگر هوا مساعد بود سفارش را كه صبح ميدادند شب آماده ميشد ولي امروز اين كار در مدت دو ساعت انجام ميگيرد، در حال حاضر هر ماشين، كار چند كارگر را ميكند و مثلا همين دستگاه الكترونيكي شستشو كار ده كارگر را انجام ميدهد، مضافا كه خطرات كار دستي را هم ندارد.
از سردبيران
امروز ديگر دستگاههاي مختلف الكترونيكي كار كارگران را كم ميكند. امروزه در گراورسازي ديگر بازوي تواناي كارگر به كار نميآيد، بلكه اين استعداد و ذوق هنري است كه بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد. گراورسازي رشتهاي است كه ميبايست در آن ذوق و هنر به كار برد و اتفاق ميافتد كارگري ۲۰ سال در گراورسازي كار ميكند و هيچگاه پيشرفتي ندارد، در حالي كه كارگر ديگري در عرض ۵ سال تمام زير و بم كار را فرا ميگيرد.
وي ميافزايد: بيشتر از همه سردبيران و عكاسان ما را ناراحت ميكنند، مثلا سردبيري براي روي جلد مجله چند عكس ميدهد تا گراور بسازيم بدون آنكه آن را طرحريزي كند و يا اندازه دقيق بدهد، و وقتي با زحمت گراور را ميسازيد آن را نميپسندد و پس ميفرستد و برخي از عكاسان هم عكسهاي نامناسب ميدهند و سردبير ميخواهد كه ما آن را كنترل كنيم. جالب اينكه عكسهاي مجلات خارجي را به ما نشان ميدهند و ميگويند گراور را نگاه كن! ولي غافلند كه در خارج يك عكاس حرفهاي اين عكسها را مياندازد كه با گراورسازي نيز آشنايي دارد. در ايران عكاسان نه تنها به گراورسازي آشنايي ندارند، بلكه به كار خودشان نيز آشنا نيستند.
منبع : سايت IranPrint
